Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801112-53895S1

Date of Document: 2002-02-01

قربانيان توسعه ناپايدار به مناسبت روز جهاني تالابها تصاوير ماهواره اي از روند خشكسالي تالاب بين المللي هامون فروردين 1377 مرداد 1378 شهريور 1379 پسروي آب درياچه اروميه تا 15 سال آينده از نگين سرخ آذربايجان چيزي باقي نخواهد گذارد عكس: سيدحسين هاشمي تالاب انزلي سمبل مقاومت و ايستادگي در برابر هجوم انواع آلاينده ها، آزولا و انسان درياچه بختگان در سال هاي پرآبي درياچه بختگان 1379 جوجه 3200مرگ فلامينگو در بختگان بزرگترين فاجعه زيست محيطي را در سال گذشته رقم زد مژگان جمشيدي كنوانسيون رامسر سي و يكساله شد; كنوانسيوني كه پس از سه دهه همنامي با ايران و ايراني، هم اينك از شرم شايعاتي مبني بر تغيير نام آن _ كه به واسطه عدم توفيق ما در مديريت تالابها رخ نموده _ سر به زير افكنده است. آن چه كه در زمين اين هفته مي خوانيد نگاه مختصري است بر اوضاع كنوني تالابهاي كشورمان و همچنين مروري اجمالي بر شكل گيري اين كنوانسيون بين المللي كه در ميهن ما متولد شد. *** سال 31 قبل در روز دوم فوريه سال 1971 (برابر با 13 بهمن ) 1349 نمايندگان 18 كشور جهان در شهر رامسر معاهده بين المللي حفاظت از زيستگاه هاي پرندگان آبي را كه امروزه به كنوانسيون حفاظت از تالابها معروف است به امضا رساندند. ميزباني ايران در انعقاد چنين پيمان بين دولتي - كه نخستين و پيشرفته ترين پيمان در مورد تالابهاي جهان به شمار مي رود - در شهر رامسر، موجب شد تا اين معاهده بين المللي، پيمان رامسر نام گيرد و از اين رو دوم فوريه هر سال، تحت عنوان روز جهاني تالابها نام گذاري شده است. كشورهاي متعهد، با توجه به كاركردهاي اكولوژيكي تالابها و با اعتقاد به اين كه تالابها از نظر اقتصادي، فرهنگي، علمي و تفرجگاهي منابع پرارزشي به حساب مي آيند و انهدام آنها جبران ناپذير است، به منظور جلوگيري از تعرضات انساني كه در بستر توسعه انجام مي گيرد، در اجراي مفاد كنوانسيون كه مشتمل بر 12 ماده قانوني بود با يكديگر توافق نمودند. دفتر كنوانسيون رامسر، كه زير نظر IUCN (اتحاديه جهاني حفاظت ) اداره مي شود و در ژنو واقع شده است، در طول اين مدت با برگزاري 7 اجلاس جهاني و با حضور كشورهاي عضو كه آخرين آن در سال 1999 در كاستاريكا برگزار شد با اضافه نمودن پيوست ها و ضمائم به مفاد كنوانسيون متعهدين را هرچه بيشتر در اجراي دستورات و تعهدات بين المللي ياري رسانده است. ثمره اين معاهده جهاني كه بنا به اظهارات پيتربلاسكو - دبير كل كنوانسيون رامسر - از كنفرانس محيط زيست و توسعه ريو و ديگر معاهده هاي وابسته بيش از 20 سال مقدم تر است شناسايي و ثبت بيش از 1069 تالاب مهم بين المللي در فهرست رامسر از سوي كشورهاي عضو مي باشد كه تا به امروز نزديك به 124 كشور جهان به عضويت رسمي اين پيمان درآمده اند. تالاب از نظر كنوانسيون رامسر به مناطق مردابي، آبگير، توربزار، بركه هاي مصنوعي يا طبيعي كه به طور دائم يا موقت، داراي آب ساكن يا جاري، شيرين يا لبشور و يا شور بوده و يا مناطقي از آبهاي دريايي كه عمق آن به هنگام جزر كمتر از 6 متر باشد اطلاق مي شود. تالابها، بزرگترين زيستگاه پرندگان آبزي به شمار مي روند كه به صورت موقت يا دائم پذيراي انواع مختلف پرندگان در فصول مختلف سال مي باشند. در بين تمامي اكوسيستم ها در سطح جهان كمتر زيستگاهي را مي توان همچون تالاب تا اين حد ارزشمند و حياتي يافت. تالابها را به واقع مي توان از جمله شاهكارهاي خلقت و از زيباترين مظاهر حيات در جهان به شمار آورد به طوري كه به عقيده بسياري از دانشمندان، نخستين مكان هايي بوده اند كه حيات را در خود پرورانده اند. تالاب مجموعه اي است بي نظير از انواع جانوران و گياهان متنوع و آنچه بيش از همه ارزش حياتي آن را به عنوان غني ترين اكوسيستم جهان بالا مي برد، حضور موجودات ذره بيني همچون دياتومه ها و فيتوپلانكتون ها در قاعده هرم غذايي در بيوم تالابي است. تالابها به دليل كاركردهاي فراوان، زيبايي سحرانگيز خود، تنوع زيستي فراوان و به دليل اتكا معيشتي جوامع مختلف كه فرهنگ ها و تمدن هاي مختلفي را در طول تاريخ به وجود آورده اند، به عنوان ميراث هاي طبيعي - فرهنگي چه در سطح ملي و چه در سطح جهاني بسيار حائز اهميت اند. نقش عمده اين عرصه هاي آبي در كنترل سيلابها و تنظيم جريانات آبي، تغذيه آبهاي زيرزميني، تصفيه آب، حفظ و نگهداري رسوبات و مواد غذايي، تعديل درجه حرارت و رطوبت و تصفيه هوا، پاكسازي مواد سمي، استحكام خطوط ساحلي و حفاظت در برابر طوفان ها، توليد فرآورده هاي خام غذايي، دارويي، صنعتي... حفظ، تنوع زيستي و بانك ژني، تفرج و توريسم و ساير ارزش هاي فرهنگي و علمي و اقتصادي، باعث شده تا در ارزش گذاري هاي جهاني براي هر هكتار تالاب ارزش افزوده اي معادل 14000 دلار در نظر گرفته شود در حالي كه ارزش افزوده هر هكتار زمين كشاورزي تنها 93 دلار تعيين شده است. كشور ايران نيز به دليل موقعيت خاص جغرافيايي و زمين شناختي فلات ايران، درياچه ها و تالابهاي متعددي را در خود جاي داده است. تنها نزديك به 290 تالاب تاكنون در ايران شناسايي شده است كه 80 مورد آن در سطح بين المللي مطرح است و از اين تعداد 21 تالاب و درياچه بي نظير و منحصر به فرد، به عنوان بهترين تالابهاي ايران و جهان در فهرست رامسر به ثبت رسيده است. از مجموع اين 21 تالاب تعداد 7 تالاب در ليست مونترو Record Motreua قرار دارد و به دليل معضلاتي كه در حفاظت از اين تالابها وجود دارد نيازمند بذل توجه بيشتري مي باشند. مجموعه تالاب انزلي، درياچه هاي آلاگل، آلماگل، آجي گل، تالاب شادگان و خورموسي و خورالاميه، درياچه هاي شورگل يادگارلو و درگه سنگي، درياچه هاي نيريز و كمجان، هامون پوزك و هامون صابري از جمله اين تالابها هستند. در اين كه، تاكنون هيچ اكوسيستمي در جهان به اندازه تالابها، صدمات ناشي از بي فكري انسان ها را تجربه نكرده است و هيچ كشوري هم طي چند دهه گذشته از پيامدهاي مخرب توسعه ناپايدار در خصوص تالابها در امان نمانده است شكي نيست. اما آنچه مهم است اهميت و جايگاه تالابها در سطح جهاني در حال حاضر است. به طوري كه برخلاف آنچه كه در ايران تصور مي شود در ساير كشورها اين مقوله بسيار مهم و باارزش تلقي مي گردد و با در نظر گرفتن ماليات ها و جرائم سنگين براي تخريب تالابها و تبديل اراضي آنها، در عوض به كساني كه زمين هاي كشاورزي را به تالاب تبديل مي كنند تشويق ها و امتيازات خاصي داده مي شود و اين عكس آن چيزي است كه در ايران صورت مي گيرد. در برنامه هاي توسعه ملي و اقتصادي تالابها عملا از ارزشي كمتر از شايستگي خود برخوردار بوده اند و تجربه هاي دو دهه اخير اين مدعا را ثابت مي كند. شكار و صيد بي رويه، معرفي گونه هاي غيربومي، زهكشي اراضي و تبديل كاربري تالابها به زمين هاي كشاورزي، تخريب جنگل هاي تالابي و برداشت بي رويه از پوشش گياهي، ورود پسابهاي كشاورزي، خانگي و صنعتي، آلودگي هاي نفتي، چراي بي رويه در محدوده تالابها و از همه مهم تر احداث راه هاي ارتباطي از قبيل بزرگراه ها و آزاد راه ها در محدوده تالاب و نيز احداث سدهاي متعدد در بالادست و در مسير حوزه آبريز درياچه ها و تالابها سراب تلخي را پيش روي آينده تالابهاي كشور قرار داده است. اين نوع شيوه بهره برداري از منابع تالابي، نه تنها باعث ايجاد اختلال در چرخه زيستي اكوسيستم تالابي مي شود بلكه نوعي بي عدالتي براي حيات نسل هاي آينده نيز به شمار مي آيد. تالابهاي كشور در شرايطي، يكي پس از ديگري، نابود مي شوند كه ايران به عنوان يكي از كشورهاي عضو كنوانسيون رامسر سال هاست كه حفاظت از تالابها و پرندگان آبزي را تضمين كرده و موظف به بهره برداري پايدار و خردمندانه از تالابها و نيز اتخاذ تدابير لازم در جهت جلوگيري از دخل و تصرف هاي انساني شده است. خشك شدن 14 تالاب مهم بين المللي در 3 - سال 2 اخير بيشتر از آن كه معلول علت هايي همچون خشكسالي باشد، نتيجه عدم برنامه ريزي و سياستگذاري واقع بينانه در جهت بهره برداري پايدار و توسعه، فقدان مديريت كارآمد، متخصص و دلسوز در بخش تالابها، سطح پايين دانش و آگاهي ها در بين برنامه ريزان و عدم همكاري سازمان ها و وزارتخانه ها با سازمان محيط زيست در تهيه ارزيابي هاي زيست محيطي قبل از اجراي پروژه ها بوده است. دكتر جمشيد منصوري پرنده شناس و بوم شناس و كارشناس تالابها مهم ترين علل تخريب در سال هاي اخير را در سوء مديريت، فقدان طرح جامع مديريتي در زمينه تالابها، افزايش جمعيت، توسعه ناپايدار كشاورزي، خشكسالي و كمبود بارندگي و عدم تهيه ارزيابي هاي زيست محيطي از اثرات توسعه قبل از اجراي پروژه هاي ملي مي داند. وي در اين خصوص مي گويد: افزايش نرخ جمعيت نياز به كشاورزي و محصولات غذايي را بيش از پيش بالا برده است به همين ترتيب بيشتر منابع آبي صرف توليد محصولات كشاورزي مي شود. متاسفانه آن زمان كه شعار افزايش جمعيت را مي داديم فكر اين جاها را نكرده بوديم و از همه بدتر اين كه تبعات منفي اين رخداد دامنگير عرصه هاي طبيعي شده است. از طرفي به جاي آن كه توسعه كشاورزي را در مسير پايدار هدايت كنيم فقط سد درست مي كنيم و حجم بيشتر اين آب را به كشاورزي اختصاص مي دهيم. در حال حاضر حدود 11 تالاب مهم در مخاطره سدسازي ها قرار دارند همچون شادگان، بختگان، درياچه اروميه، آلاگل، شورگل، گاوخوني و... وي در خصوص طرح مطالعه فلامينگوها كه قرار بود با مشاركت كشورهاي اسپانيا، فرانسه، موريتاني، تركيه و ايران صورت پذيرد مي افزايد: سال 2 پيش قرار شد به پاي تمامي جوجه فلامينگوها در درياچه اروميه حلقه هاي رنگي نصب كنيم ولي متاسفانه درست در همين زمان به دليل عدم زادآوري فلامينگوها و كاهش مهاجرت اين پرنده به درياچه كه در نتيجه افزايش غلظت نمك آب درياچه حادث شده بود، موفق به اجراي اين طرح مطالعاتي نشديم. در حالي كه در سال هاي قبل از سال 1376 كه درياچه از بالاترين حد آب برخوردار بوده بين 10000 - فلامينگو 5000 همه ساله در اين منطقه جوجه آوري مي كردند. مهندس باقرزاده كارشناس دفتر تالابهاي سازمان حفاظت محيط زيست احداث 6 سد مخزني و 10 سد انحرافي با مجموع /1 04ميليارد مترمكعب حجم آب ذخيره اي در مسير تمامي رودخانه هاي آب شيرين حوزه آبريز درياچه اروميه را از مهمترين علل كاهش آب درياچه و افزايش غلظت شوري آب عنوان مي كند. وي در اين خصوص مي گويد: متاسفانه تا پايان برنامه مديريت آب منطقه كه تا سال 1393 مي باشد قرار است اين تعداد سد به 40 سد مخزني و انحرافي با مجموع /2 44ذخيره ميليارد متر مكعب افزايش يابد. در حال حاضر غلظت آب درياچه گرم برليتر 702به رسيده كه شرايط بسيار بدي را براي پرندگان و تنها جاندار آبزي درياچه يعني آرتميا فراهم كرده است. ارتفاع آب درياچه نيز 4 متر كاهش داشته است و احداث جاده شهيد كلانتري در ميانه درياچه نيز با اختلال در تنظيم چرخه آب به مشكلات موجود هر چه بيشتر دامن زده است. وي در پاسخ به اين پرسش كه احداث سد و جاده در محدوده درياچه ها و تالابها با كدام ارزيابي هاي زيست محيطي و كدام توجيه فني صورت مي گيرد به عدم همكاري وزارتخانه هاي نيرو و راه و ترابري با سازمان محيط زيست اشاره مي كند. وقتي از مهندس باقرزاده در خصوص اينكه چرا براي احياي تالاب انزلي هيچ بودجه اي اختصاص نمي يابد و يا طرح مديريتي تعريف نمي شود مي پرسم، وي با وجودي كه به صراحت اعلام كرده كه برطبق قانون، حفاظت از تمامي تالابها - چه در فهرست رامسر باشد و چه نباشد - بر عهده سازمان است، به مصوبه اي از هيات دولت اشاره مي كند كه چون تالاب انزلي هنوز جزء مناطق چهارگانه سازمان محيط زيست قرار ندارد لذا در قالب طرح مديريتي و اختصاص بودجه قرار نمي گيرد. ناخودآگاه پاسخ پرسش ديگري را كه در ذهنم نقش بسته مي يابم. اعطاي القاب و عناويني همچون پارك ملي، منطقه حفاظت شده، پناهگاه حيات وحش، ذخيره گاه زيستكره و تالاب بين المللي به زيستگاه ها و عرصه هاي طبيعي كشور، تنها زماني مي تواند در جلوگيري از روند تخريبها و تهديدات موثر عمل كند كه، عملا در قوانين جاري كشور تعريفي از آن ارائه شده باشد. تعريف نه به معناي لغوي كه به معناي ارزش گذاري اين مناطق و تجربه دو دهه اخير عملا ثابت كرده كه اعطاي همزمان چند عنوان اينچنيني به يك منطقه به همان اندازه در روند حفاظتي بي تاثير است كه ندادن آن هم اين طور وانمود مي نمايد. سالانه 500 ميليون تن رسوبات به تالابهاي كشور وارد مي شود كه باعث كاهش ارتفاع آب و به خطر افتادن محيط زيست گياهي و جانوري مي شود. /3 1تنها ميليارد مترمكعب هرسال، پسابهاي صنعتي و شيميايي به تالاب ريخته مي شود. روزانه 50 تن زباله شهرستان آستارا در پناهگاه حيات وحش لوندويل كه از مناطق مهم مهاجرت پرندگان آبزي و كنارآبزي است تخليه مي شود. انتقال 213500 تن فسفات از رودخانه زرجوب به تالاب انزلي، اين منطقه بكر و ديدني را به آلوده ترين مرداب جهان تبديل كرده است. تالاب انزلي كه در روزگاري نه چندان دور، از آن در سطح جهان با نام ونيز سبز ايران و دروازه اروپا ياد مي شده، امروز به يك گنداب متعفن و بدبو و پر از زباله تبديل شده است. هر سال ده ها هزار قطعه ماهي و حتي مار و قورباغه و لاك پشت در اثر غلظت بيش از حد آلاينده ها و كاهش اكسيژن آب به دليل گونه مزاحم و غيربومي آزولا به كام مرگ فرو مي روند. احداث جاده كنار گذر انزلي نيز ضربه مهلك ديگري است بر پيكره حياتي آن. درياچه اروميه نگين سرخ آذربايجان و دومين درياچه آب شور جهان محصور در بين عوامل مختلف تهديدكننده، برداشت آرتميا بزرگراه شهيد كلانتري احداث 16 فقره سد در مسير رودخانه هاي آب شيرين حوزه آبريز درياچه و... هامون خيال انگيز، هفتمين تالاب بين المللي آب شيرين جهان كه در دهه 50 هر ساله پذيراي 1 ميليون پرنده مهاجر از سيبري و اروپا بوده چنان با كاهش افت جمعيت پرندگان مواجه شده كه در سال گذشته تنها پذيراي 20000 پرنده بود. اما آنچه امروز باقي مانده يك بستر خشك و تفيده است با هزار 15 صياد بيكار و خانواده هاي نيازمند و مهاجرت به شهرها و... بختگان و ارژن و كافتر و مهارلو و كمجان در استان فارس، كه زماني يادآور طراوت و شادابي درياچه هايي فيروزه اي رنگ به همراه انواع پرندگان زيبا و رنگارنگ بوده انده امروز به كويري لم يزرع تبديل شده اند. جوجه 3200مرگ فلامينگو در بختگان بزرگترين فاجعه زيست محيطي را در سال گذشته رقم زد. (البته اگر فاجعه به شمار آيد! ) به راه افتادن طوفان نمك در بستر خشك تالابها، نابودي باغات منطقه استهبان و مرگ و مير ميليون ها قطعه ماهي و جانور آبزي و كنار آبزي و نابودي كامل ذخاير آرتميا در بعضي از درياچه هاي آب شور استان تراژدي هاي ديگر اين رخدادها بوده اند. حله و شادگان و هورباهو و گاوخوني و جازموريان و آلماگل و... نيز هر كدام به همين ترتيب. اين است پيامد توسعه ناپايدار و سوء مديريت و... نفس هايمان را در سينه حبس كنيم و روي از شرم بپوشانيم و در آستانه روز جهاني تالابها به جاي هرگونه صحبت هاي اضافي بي ثمر و راه اندازي محفل هاي به اصطلاح كارشناسي! فقط اشك هايمان را نثار بستر خشك و تفيده درياچه ها و تالابها و مخلوقات مرده اي كنيم كه فرياد دادخواهي شان تا فلك الافلاك بلند است. به اميد روزي كه همه ما با اخلاق و شعور زيست محيطي و با بينشي روشن در جهت حفظ باقيمانده منابع طبيعي براي نسل هاي آينده بكوشيم. عكس ها از آرشيو سازمان حفاظت محيط زيست