Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801112-53890S2

Date of Document: 2002-02-01

بحران تندرستي 18 تاثير تلقين در كسب آرامش دكتر محمود بهزاد اگر دوستي پس از سلام و احوالپرسي به شما بگويد: ماشاءالله خوب سرحال به نظر مي رسيد اين گفته مسلما در ذهن شما تاثير خوشايند خواهد گذاشت و خوشحالتان خواهد كرد يا اگر دوست شما بگويد: چرا اين قدر لاغر شده ايد، رنگتان پريده؟ است مسلما در شما اثر سوء خواهد داشت و در ذهنتان نگراني به وجود خواهد آورد. پس ذهن تاثيرپذير است. مسيري كه آن دو گفته طي مي كنند تا درك شوند و در ذهن شما اثر بگذارند، همان مسيري است كه تلقين طي مي نمايد. بدين معني كه اعصاب گوش صداها را به مخ مي رسانند. گزيده صداها در مخ با ديگر مراكز مخ ارتباط برقرار مي كنند تا مفهوم گفته درك شود، سپس عكس العمل ذهني شما آغاز مي شود. اين كه توصيه شده است با صدايي كه كاملا شنيده مي شود به خود تلقين كنيد بدين منظور است كه شنيده شما مسير را به طور كامل طي كند و به مراكز ادراك مفهوم گفته بود و پس از درك مفهوم آنها عكس العمل ذهني را باعث گردد. در پزشكي اصطلاحي هست به نام Placebo كه آن را دارون ها ترجمه كرده اند ولي ترجمه درستي نيست زيرا اين كلمه معني اش هر ماده يا عمل غيرپزشكي شفادهنده است. هر چيز يا عملي كه شفادهنده باشد، در نتيجه ايجاد باور تمامي وسايل دفاعي بدن را براي بهبود تجهيز مي كنند. امروزه ثابت شده است كه ذهن فرد بيمار و نحوه نگرش او به بيماري در درمان، اثر بسيار دارد. بدنيست بدانيد كه وقتي داروي جديد ساخته مي شود، آن را روي حيوانات آزمايش مي كنند و پس از حصول اطمينان از سود آن به صورت زير در انسان ها به كار دو مي برند گروه بيمار انتخاب مي كنند. به يك گروه آن دارو را تجويز مي نمايند ولي به گروه ديگر ماده اي عاري از اثر دارويي (مثل پودر نشاسته ) ولي به رنگ و شكل و اندازه داروي اصلي مي دهند. در پايان دوره درمان به وضع هر دو گروه رسيدگي مي كنند. اگر دارو در گروه اول 85 درصد اثر نشان دهد در گروه دوم هم حدود 25 درصد موثر واقع مي شود! درمان 25 درصد از گروه دوم بدون مصرف دارو و صرفا به اين باور كه داروي بيماري خورده اند صورت گرفته است. هنگامي كه تفاضل درصد دو گروه از 50 بالاتر باشد آن دارو را در همه بيماران به كار مي برند ولي نتيجه اثر آن را همواره تحقيق مي كنند تا اگر بدون عارضه جانبي يا كم عارضه بود به صورت داروي واقعي آن بيماري در دسترس همگان قرار مي دهند، در غير اين صورت از بازار دارويي خارج مي نمايند. بايد توجه داشت كه اين 25 درصد افراد شفا يافته بدون مصرف دارو، جزء همان اقليتي هستند، چنان كه در بالا اشاره شد، تلقين پذيرترند. مسئله تاثير ذهن در شفاي بيماران يا سخت تر كردن بيماري آنان كاملا روشن شده اعتقاد است و اميد تمام عوامل دفاعي را بسيج مي كنند و مقاومت بيمار را در برابر اثرات زيانبار بيماري افزايش مي دهند. عدم اعتماد و ياس به عكس ارتباط ميان عوامل دفاعي بدن را قطع مي كند و بدن را مستعد اثر زيانبار بيماري مي سازد. به شرح اين مسئله در جاي خود خواهم پرداخت. استفاده از روش تجسم در كسب آرامش وقتي در تاكسي يا اتوبوس يا ماشين شخصي خودتان نشسته ايد و عازم فرودگاه براي استقبال عزيزي مي رويد، در راه با تجسم ديدار او در ذهنتان قيافه تان شاد با لبخندي در گوشه لب به مي شود طوري كه اگر كسي متوجه شما شود از قيافه تان حدس مي زند كه در انديشه رويداد خوشي هستيد و يا اگر شنيده باشيد كسي تهمتي ناروا به شما زده و به بدگويي پرداخته است و با ناراحتي عازم روبه رو شدن با او باشيد، در راه، با تجسم قيافه آن فرد و چگونگي روبه رو شدن با آن و دفاع از خود، قيافه تان گرفته مي شود به طوري كه اگر كسي متوجه شما باشد حدس خواهد زد از چيزي ناراحتيد. بنابراين تجسم وضعي در ذهن مي تواند تغيير حالت رواني ايجاد كند. براي استفاده از اين روش در كسب آرامش، مانند روش هاي قبلي در گوشه اي خلوت و ساكت چشم هايتان را ببنديد. نفس عميق بكشيد، آن را چهار شماره حبس كنيد و بعد هوا را آهسته بيرون بدهيد و در حالي كه چشم هايتان همچنان بسته است تجسم كنيد كه كسي دارد پيشاني شما را مالش مي دهد يا پشتتان را مي مالد يا مشت و مالتان مي دهد. يا قيافه فردي را كه بسيار دوست داريد به نظر آوريد، يا باغچه اي پرگل را. خلاصه در حافظه خود به جست وجوي رويدادي باشيد كه برايتان نشاطانگيز باشد. ذهن آدمي در موقع بيداري همواره در فعاليت است، يعني شخص همواره به چيزي مي انديشد. آن چيز مي تواند درحضورتان باشد يا ذهن به آن بينديشد. مثلا از راهي عبور مي كنيد مي بينيد چند نفر با هم به نقطه اي از آسمان نگاه مي كنند، شما هم از روي كنجكاوي به همان نقطه خيره موقع مي شويد راه رفتن در خيابان غالبا ذهن آدمي متوجه حركات پاها نيست بلكه انديشه اي ذهنش را مشغول مي سازد. اين را اصطلاحا خيال بافي (dream Day) مي گويند. خيال بافي معمولا با يك محرك و غالبا ناخواسته آغاز مي شود و ادامه مي يابد تا محركي ديگر آن را قطع كند. در موقع خيال بافي چنان با محيط بيگانه مي شويد و در خود فرو مي رويد كه گاهي دوستي را كه از كنار شما مي گذرد نمي بينيد، به اراده نيز مي توان تجسم كرد و با اين روش كسب آرامش نمود.