Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801112-53887S4

Date of Document: 2002-02-01

رو در رو با... ارز تك نرخي به صنايع غذايي ودارويي رونق مي دهد & آقاي داوود مسگريان حقيقي به عنوان معاون اقتصادي سازمان گسترش و نوسازي صنايع نظر خود را درباره تاثير يكسان سازي نرخ ارز بر توليد و اشتغال؟ بفرماييد اگر تغيير نرخ به صورتي اتفاق افتد كه موجب گران شدن واقعي واردات بخشي از اقلام كالايي شود و اين گران شدن، تقاضا را به سمت خريد از بازار داخلي سوق دهد، هم وارد كنندگان دولتي كه به خاطر نرخ هاي پايين سود بازرگاني به سمت واردات از خارج مي رفتند صرفا به خاطر همين يك عامل يعني افزايش نرخ دلار به 800 تومان كل خريدهايشان را در بازار داخلي متمركز مي كنند. طبعا بازار داخل ممكن است توان جوابگويي به چنين تقاضايي را نداشته باشد اما در حد ظرفيتش فعال خواهد شد و اين موجب اشتغال اگر مي شود فرض كنيم دولت واردات اقلام غذايي را كم كند و از طرف ديگر از كشاورزان داخلي حمايت كند و امكان افزايش توليد هم باشد، اين احتمال وجود دارد كه با اين تغيير نرخ و افزايش قيمت واردات، مصرف اين اقلام به سمت استفاده از منابع داخلي سوق يابد و يكي از پيامدهاي اين موضوع بايد تاثير در ميزان اشتغال در همه زمينه هايي كه از اين مزيت استفاده مي كنند مانند غذايي، دارويي و ماشين آلات و پروژه هاي ملي باشد. ما در بسياري صنايع زير ظرفيت كار مي كنيم، چون در بازار داخل بيش از اين قدرت جذب ندارد. دولت به عنوان يك مصرف كننده بزرگ اگر با اين تغيير سياست خود را مجبور كند كه بخش عمده اي از اين مصرف را به سمت بازار داخل سوق دهد، مي شود گفت بازار جديدي در اقتصاد ايجاد و تمام هزينه هايي كه ظرفيت خالي وجود دارند و مي توانند تامين كننده باشند فعال مي شوند. ولي اگر خود دولت با دادن يارانه يا به طريق ديگر اين سياست را خنثي كند اثرش تقريبا صفر است. & از لحاظ آثار اقتصادي، مالي و پولي اتخاذ اين سياست را در شرايط حاضر چگونه ارزيابي؟ مي كنيد رفتن به سوي دلار 800 تومان نوعي شتابزدگي در اثر نديدن درست مسئله و نداشتن ديدگاه بلندمدت و كلان بوده و طبعا به مجرد اين كه درآمدهاي نفتي در هر دوراني در اين كشور زياد شود پول ملي ما تحت فشار قرار مي گيرد كه تقويت شود. ظرف دو سال اخير با ايجاد حساب ذخيره ارزي يا خارج كردن بخشي از ارز مازاد فروش نفت و عدم فروش آن جلوي اين فرايند گرفته شده والا قطعا بايد ريال تقويت مي شد تا دولت بتواند همه اين ارز را بفروشد. در كشورهاي نفتي شبيه ما دولت صاحب درآمد نفت محسوب مي شود و از محل فروش نفت درآمد ارزي كسب مي كند و چون همه بودجه دولت از محل ماليات و درآمدهاي داخلي تامين نمي شود لذا دولت به اين درآمد متكي است پس سعي مي كند دلارش را به بهترين نرخ در بازار عرضه كند تا بتواند درآمد بيشتري داشته باشد، اما موقعي كه درآمد نفت زياد مي شود و مردم انتظار دارند از اين مازاد درآمد برخوردار شوند، نتيجه برعكس مي دهد، چون دولت نمي تواند با اين سرعت دوباره پول ملي را تقويت كند لذا از يك طرف درآمد ارزي داريم و از طرف ديگر با گراني و تورم و فشار معيشت مواجه هستيم. اين يك پديده پارادوكس گونه و يك مرض است. اين نوع مرض را به عنوان مرض هلندي چون مي شناسند اولين كشوري كه اين مرض را كشف و اعلام كرد هلند بود. در يك دوران اين كشور صادرات گاز بسياري داشت و به اين سمت رفت كه درآمد صادرات گاز را به عنوان ابزاري براي رفاه مردم خود استفاده كند يعني بين رفاه جامعه و درآمد گاز وابستگي ايجاد كرد. زماني كه درآمد گاز پايين آمد محل جبران آن وجود نداشت و دچار مشكل حالا شدند ما هم چون ساختار اقتصادمان به شدت وابسته به درآمد نفت است، همين مشكل را داريم. & پس به همين علت است كه درآمد نفت زياد مي شود ولي مردم احساس رفاه بيشتر؟ نمي كنند بله، البته به يمن افزايش درآمد نفت تا اندازه اي تورم كنترل شده و نرخ هاي 3025 درصد به حدود 15 درصد تنزل پيدا كرده است، اما بيش از اين چيز ديگري نيست. زماني كه مي خواهد اين درآمد را براي توسعه اقتصاد استفاده كند همان معضل مازاد ارزي پيش مي آيد و بايد دلار را به گروهي بفروشد. حتي دولت وام هاي ميان مدت هشت ساله مي دهد اما چون نرخ دلار 800 تومان است براي خيلي از رشته هاي صنعتي سرمايه گذاري با اين نرخ صرف نمي كند و اين خطر وجود دارد كه عده اي وام بگيرند و در بازپرداخت دچار مشكل شوند. اين پديده عجيبي از است يك طرف درآمد ارزي دولت بالا مي رود و از يك طرف نمي تواند اجازه بدهد كه پول ملي تقويت شود.