Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801112-53886S5

Date of Document: 2002-02-01

تبيين بنيان هاي معرفت شناسي نويسنده: اي. سي. گريلينگ مترجم: اميرمازيار ناشر: نشر جهاد قيمت تومان 550 معرفت شناسي شاخه اي از فلسفه است كه پرسش هايي درباره ماهيت معرفت و چگونگي دستيابي به آن مطرح مي كند. معرفت ؟ چيست چه، زماني ما يك چيز را؟ مي دانيم از، چه طريقي مي توانيم به معرفت نائل؟ شويم آيا، هر باور درست و صادقي يك معرفت به شمار؟ مي رودشكل گيري، معرفت در اذهان چگونه صورت؟ مي پذيرد همه اين ها سوالاتي است كه معرفت شناسي مطرح مي كند و به آنها مي پردازد. تلاش عظيم كانت براي شناسايي مرزهاي عقل انساني و ارائه يك الگوي نظام مند توسط او براي تبيين چگونگي شكل گيري معرفت در اذهان آدميان، پرسش هاي جديدي را به قلمرو فلسفه وارد كرد كه تاكنون كسي به صورت جدي درباره آنها نينديشيده بود; چرا كه فيلسوفان تاكنون به اين نكته توجه نكرده بودند كه شايد عقل آنان در مواجهه با واقعيت و در مسير درك آن با موانع و مشكلات ذاتي و عرضي بسياري روبه رو باشد. آنها به عنوان يك فرض مسلم پذيرفته بودند كه قادر به شناخت جهان خارج هستند و تنها آشوب ديويد هيوم در فلسفه بود كه كانت را از خواب جزمي بيدار كرد و به تدوين يك فلسفه انتقادي واداشت كه سرو كارش اين بار نه با جهان واقعيات كه با خود عقل بود. تلاش هاي فيلسوفان قرن نوزدهم و بيستم در ادامه طرح كانت در حوزه معرفت منجر به شكل گيري شاخه جديدي از معرفت شد كه اپيستمولوژي اش نام آنها نهادند كوشيدند تا به نقد و بررسي پاسخ هايي بپردازند كه تا آن زمان براي پرسش هاي ابتدايي اين نوشتار مطرح شده بود. حالا ديگر حتي قرار دادن تعبير باور صادق موجه به جاي مفهوم معرفت نيز محل اشكال است و معرفت شناسان بايد طرحي ديگر براي پاسخ به سوال معرفت چيست درافكنند. از طرف ديگر نه تلاش هاي عقل گرايان كه منبع معرفت را عقل مي دانند و نه تلاش هاي تجربه گرايان كه در تجربه حسي به دنبال مبنايي براي معرفت مي گردند براي پاسخ به چگونگي حصول معرفت به نتايجي نهايي منتج شده است. كتاب معرفت شناسي ترجمه بخشي از مجموعه شناخته شده و جامعي است كه زير نظر گريلينگ، فيلسوف نامدار معاصر، و توسط انتشارات اكسفورد منتشر شده است. اين مجموعه شاخه هاي مختلف فلسفه و تاريخ فلسفه را در برمي گيرد و نويسندگان آن همگي از فيلسوفان نامدار سنت تحليلي انگلوساكسون هستند. كتاب حاضر سه بخش اصلي دارد. قسمت اول آن به معرفت مي پردازد و قصد تحليل تعاريف ارائه شده براي معرفت را دارد. بخش دوم به مسئله ادراك حسي مي پردازد و چگونگي شكل گيري اين فرايند و مبتني بودن معرفت ادراكي بر آن را تبيين مي كند. قسمت سوم كتاب هم به يكي از مشكلات مبنايي اختصاص يافته است كه بحث معرفت در تمام سطوح خود با آن مواجه است; يعني شكاكيت.