Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801111-53882S1

Date of Document: 2002-01-31

باغ ملك ريه تنفسي تهران را نجات دهيم حفظ باغ هاي قديمي تهران، وظيفه اي به دوش همه شهروندان همه مي دانند كه واژه پرديس يا باغ بهشت يعني باغي كه پيرامون آن را حصار كشيده اند. درضمن وجود حصار يا ديوار، علاوه بر مصون نگه داشتن باغ از بادها و ديگر بلايا، نشان از تعلق باغ به شخص يا عده اي خاص نيز داشته است. درفرهنگ ايراني و شرقي باغهاي بزرگ از آن شاهان و شاهزادگان بوده اند و همين حالات پررمز و راز و اسرارآميز است كه آنها را در افسانه ها جاودان كرده است و باعث شده است كه اروپائيان در زمان صفويه و بعد از آن افرادي را به ايران ( ) 1 و ساير كشورهاي شرقي گسيل دارند و از اين الگوهاي زيبا بهره ببرند و باغهاي خود را بر آن نظم بسازند. هنوز در اصفهان در پي زنده كردن باغهاي صفوي و احياي فضاي قديم هستند و هنوز روسها را در همه جهان شماتت مي كنند كه چرا باغهاي سمرقند را از بين برده اند. اينها همه از آن روست كه باغ بهشت ذاتا خصوصي نيست و در آن قاعدتا به روي تمامي رستگاران باز بايد باشد. باغ ملك نيز، مانند همه باغهاي ايراني و شرقي در اصل مالكيت خصوصي داشته است، اما حافظه جمعي تهرانيها آن را به عنوان باغي باز مي شناسد، در حد باغ سعدآباد و متعلق به شهر تهران; از ازل تا به ابد! باغي بسيار مهمتر از باغهايي مانندباغ قيطريه و باغ كاشف و... كه در سالهاي بعد از انقلاب يكي پس از ديگري تبديل به پارك عمومي شدند و چهره شمال شهر را نشاطي تازه بخشيدند. حتي مي توان گفت كه ديگر باغهاي مربوط به كاخها و عمارات بسيار مهم شهر تهران، از نظروسعت شايد هرگز به پاي باغ ملك نمي رسيده اند. اگر باغ سعدآباد هم اكنون حدود 70 هكتار وسعت دارد، باغ ملك - به گفته يكي از دختران حاج حسين آقاي ملك آخرين مالك بزرگ باغ - سال 150 پيش كه پدر بزرگ آنها باغ را از شازده فرمانفرما خريد 90 هكتار وسعت داشت. باز به گفته ايشان، در زمان ناصرالدين شاه، يك استخر با كافه اي در كنار آن در اين باغ وجود داشت كه روي استخر آن قايقراني مي كردند. همچنين در اين باغ چندين عمارت بود كه امروز تنها يكي از آنها به نام قصر ملك كه يك عمارت بسيار زيباي قاجاري است، هنوز پابرجاست و يكي از نواده هاي ملك در آن زندگي مي كند. بايد اذعان داشت كه بي توجهي به باغ ملك از سوي عموم و شهرداري و فشارهاي اقتصادي به ورثه خصوصي باغ دست به دست هم داد و در طول چند دهه اخير باغ، يعني يك فضاي واحد و آباد را رو به زوال برد. از سالهاي قبل از انقلاب، قطعه هايي از باغ به تدريج به افراد فروخته مي شد تا در آن خيابان بكشند و خانه هاي خصوصي برپا كنند. حدود 35 سال قبل شهرداري قطعه اي از آن را گرفت (يا خريد ) و به پاركينگ وسايل موتوري و محل جمع آوري زباله و... اختصاص داد، به طوري كه در حال حاضر باغ اوليه به صورت مثله شده در بلوكهاي مسكوني متعددي پخش شده است و از روي درختان كهنسال داخل اين قطعات مي توان محدوده آن را تخمين زد و باز به شناخت هرحال، امروزه، باغ از جنوب به گلابدره محدود مي شود، اگرچه در همين نقشه نيز خيابانهايي داخل باغ كشيده شده اند و بخش جنوبي باغ فعلي، به صورت مسكوني و جدا از بخش شمالي آن به نظر مي رسد. واقعيت اين است كه عماراتي در گوشه و كنار باغ ساخته شده ولي هنوز بخش قابل توجهي از آن به صورت جنگلي متروكه و رها شده باقي است و فضاي آن به عنوان يك فضاي سبز بي نظير براي شهر قابل استفاده است. بعد از انقلاب زمزمه هايي در مورد اينكه اين باغ را شهرداري خريده و قرار است تبديل به پارك كندشنيده مي شد، به ويژه آنكه بسياري پاركها به همين شكل ايجاد و به محل گردشگاه عمومي تبديل شده بود. سرنوشت؟ باغ اينكه سرنوشت باغ چه خواهد بود، سوالي است جالب توجه كه چشمان تمام ساكنين دربند و گلابدره و شميرانات و شايد تهران، نگران آن در است حالتي كه باغ سعدآباد تبديل به كاخ - موزه شده است و پارك و فضاي عمومي (به صورت گردشگاهي ) به حساب نمي آيد، باغ ملك جايي بود كه مي توانست پاسخگوي نيازهاي شديد ساكنين محلات اطراف و ديداركنندگان جمعه و پنجشنبه و شبهاي تابستان به مكان گردشگاهي و عمومي باشد. البته درختان در باغهاي خصوصي اين نواحي شمالي، بيشتر از مركز شهر وجود دارند، ولي اين باغها براي عموم قابل استفاده نيستند و در حال حاضر نواحي شمالي شهر با مراجعه ساير شهروندان، به خصوص در ايام تعطيل و تابستان، با مضيقه شديد فضاهاي تفريحي و گردشگاهي عمومي روبه رو هستند. از اين گذشته بسياري از همين باغها - البته كوچكتر و بي اهميت تر از باغ ملك - در طي يكي دو دهه اخير به دست هجوم خانه سازي افتاده و از بين رفته اند و اين تخريب متاسفانه همچنان ادامه دارد. مسئله اينجاست كه با توجه به خصوصي بودن ملك اين باغها، شهرداري ابتدا بايد آنها را از ورثه بخرد و سپس تبديل به پارك كند و اگر پول كافي براي اين كار را نداشته باشد، تازه اول ماجرا است! ... شايد بهترين راه حل براي اين گونه موارد چاره اي باشد كه برخي وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي پيدا كرده اند (مانند سازمان برنامه و پتروشيمي ) و باشگاههاي خود را در اين باغهاي بزرگ شميران مي سازند. اگر چه در قوانين موجود شهرداري، به هرحال ساخت وساز در باغ قاعدتا داراي شرايط خاصي است و باغهاي بزرگتر از 3000 متر بايد ضوابط خاصي را رعايت كنند، اما چه بسيار باغها كه تاكنون سوخته يا از طريق خريد درختان و پرداخت پول بابت قطع هر درخت توسط مالك و سازنده جديد كاملا خالي از درخت شده اند. متاسفانه هنوز اين طرز تفكر در انديشه و نگاه اكثريت شهروندان ما ريشه ندوانده است كه درختان كهنسال را مانند عمارات زيباي قديمي ارج بگذارند و آنها را ارزشمند بدانند. سالها وقت مي خواهد تا يك درخت كوچك سر به فلك بسايد. يك باغ قديمي، هرچند عماراتش مخروبه باشد، وقتي درختانش آبادند، اصل آبادان است و هر درخت آن به يك عمارت مي ارزد! قابل ذكر است كه در حال حاضر بسياري از باغهاي قديمي تهران - مانند باغ نظاميه در جنوب ميدان بهارستان - كه سالهاست به محلات مسكوني تبديل شده اند، در دستور كار احيا و بازسازي قرار گرفته اند و براي اين كار شهرداري تهران بايد تعداد زيادي خانه شخصي را بخرد و از نو در آنها درخت بكارد. آيا منطقي تر نيست باغهاي موجود را حفظ كنيم و نگذاريم چهره زيباي شهر ما در نواحي شمالي آن تغيير كند تا اينكه بعد از تخريب اين فضاهاي بي همتا، افسوس بخوريم كه چرا چنين شد و آنگاه به فكر احيا و كاشتن درختان جديد بيفتيم. اگر دولت، شهرداري و مردم مسئله فضاهاي سبز موجود و درختان كهن آن را جدي بگيرند و واقعا در حفظ آنها سعي كنند، آنگاه سرمايه گذاري براي حفظ باغهايي كم نظير، مانند باغ ملك، چندان بي مورد نمي نمايد. از بين رفتن اين باغها و به ويژه باغ ملك گناهي جبران ناپذيرخواهد بود. مهندس ترانه يلدا برگرفته از فصلنامه شهر پانوشت: - 1 كمپفر يكي از كساني است كه تمام باغهاي شاهي عهد صفويه را قدم به قدم مساحي كرده است و چه بسا باغها كه در اروپا ازروي مدل ايراني ساخته شده اند. يكي از پژوهشگران ايراني در سطح بين المللي در اين زمينه خانم مهوش عالمي است كه نمونه اي از تحقيقهاي ايشان را در شماره اصفهان مجله معماري و شهرسازي مي توان يافت.