Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801111-53880S8

Date of Document: 2002-01-31

ديدگاه گاز و اقتصاد سياسي تغيير قابل ملاحظه در ظرفيت توليد گاز كشور طي سال هاي آينده صدور گاز طبيعي از طريق خط لوله را از هم اكنون در كانون توجهات اقتصادي و سياسي كشور قرار داده است. تنها از محل توسعه فازهاي 1 تا 8 پارس جنوبي كه تا پايان نيمه اول دهه 1380 شمسي به بهره برداري خواهند رسيد 203 ميليون مترمكعب در روز گاز طبيعي ( ميليارد 74 مترمكعب در سال ) بر ظرفيت توليد گاز طبيعي كشور افزوده خواهد شد. اين رقم كه 61 درصد آن را گاز طبيعي تصفيه شده تشكيل مي دهد در مقايسه /158 6با ميليون مترمكعب توليد گاز روزانه ميادين مستقل كشور در سال 1379 از رشدي بالغ بر درصد 28 برخوردار است. بديهي است كه در صورت عقد قرارداد فازهاي 9 و 10 ميدان گازي پارس جنوبي تا پايان سال جاري 50 ميليون مترمكعب ديگر نيز بر ظرفيت توليد روزانه گاز كشور افزوده خواهد شد. اين موضوع، دستيابي به بازارهاي صادراتي گاز و انتقال آن از طريق خط لوله را به يك اولويت سياسي و اقتصادي در اقتصاد كشور تبديل مي كند. مقوله اي كه از هم اكنون مي بايست اعمال يك ديپلماسي فعال تر در سياست خارجي كشور را درپي داشته باشد. هند، پاكستان، اروپا و تركيه از مهمترين بازارهاي صادراتي گاز ايران از طريق خط لوله به حساب مي آيند. با اين حال سهم ايران در اين بازارها به نقشي كه حاضر است در آينده از نقطه نظر سياسي در منطقه ايفا كند بستگي تام خواهد داشت. تدارك ترتيبات مالي سرمايه گذاري براي صدور گاز از طريق خط لوله - درحالي كه شركت هاي خارجي زيادي در زمينه تامين منابع مالي و فني اجراي طرح هايي از اين دست اعلام آمادگي كرده اند - چندان دشوار به نظر نمي رسد. مشكل اصلي برطرف نمودن موانع سياسي و تجاري از قبيل تحريم ها و سياست هاي منطقه اي براي است مثال به رغم عقد بيانيه مشترك زيست محيطي آمريكا و هند در مارس 2000 و استفاده درصد 70 نيروگاه هاي هند از زغال سنگ به عنوان سوخت كه استفاده از سوخت گاز را به يك ضرورت انكارناپذير براي اصلاح محيط زيست هند تبديل مي كند، گام هاي يك همكاري تجاري درزمينه انتقال خط لوله گاز ايران - پاكستان -هند در سايه سياه تحريم آمريكا و تشنج در روابط هند و پاكستان بسيار كند و متزلزل برداشته مي شود. آمريكا همان قدر كه مايل به توسعه روابط تجاري هند و رفع معضلات زيست محيطي آن است تلاش مي كند كه ضريب اهميت ايران را در پيوندهاي منطقه اي آسيا و خاورميانه به حداقل ممكن تقليل دهد. صدور گاز به پاكستان حتي به صورت مستقل هم مي تواند وضعيت نامطلوب دسترسي مناطق شهري و روستايي دورافتاده جنوب اين كشور به انرژي را، در پايين ترين هزينه ممكن سامان دهد. به علاوه، توسعه چنين خط لوله اي مي تواند زمينه هاي اشتغال صنعتي در استان هاي فقير مرزي دو كشور را تسهيل نمايد. اين امر به ويژه به عنوان فاكتوري براي فقرزدايي، تمركززدايي، مبارزه با قاچاق و به ويژه قاچاق موادمخدر و ايجاد يك سپر امنيتي در مقابل مافياي موادمخدر و جلوگيري از تخدير شهروندان كشور ايفاي نقش خواهد كرد. احداث چنين خط لوله طويلي در بادي امر زمينه هاي اشتغال عده كثيري از روستاييان فقير و فاقد مهارت شغلي اين مناطق را فراهم خواهد ساخت و در مراحل بعدي زمينه دسترسي اين مناطق را به انرژي ارزان و تميز كه يكي از مهمترين عوامل توليد موردنياز براي توسعه فعاليت هاي مولد در اين مناطق است را فراهم خواهد كرد. اين امر تغيير قابل ملاحظه اي در روش زندگي و نوع معيشت اجتماعات روستايي ايران و پاكستان پديد خواهد آورد. همكاري ايران، پاكستان و هند در زمينه تجارت گاز همچنين مي تواند نقش قابل ملاحظه اي در بهبود روابط كشورهاي منطقه، اختلافات هند و پاكستان ازجمله اختلاف بر سر كشمير، اختلافات ايران و پاكستان بر سر مساله افغانستان، مهار گروه هاي مذهبي افراطي و امنيت منطقه ايفا نمايد. صدور گاز به اروپا در گرو همكاري تجاري فعال با روسيه اين است درحالي است كه روسيه به واسطه كاهش متوسط نرخ رشد سرمايه گذاري در بخش گاز طي دهه گذشته از ايفاي تعهدات صادراتي گاز خود به اروپا در آينده عاجز است. اين امر روسيه را وادار مي سازد تا براي حفظ موقعيت خود در بازار جهاني گاز موضوع ايجاد يك كنسرسيوم گازي متشكل از كشورهاي حاشيه درياي خزر را - با حفظ ابتكار عمل - در دستور كار قرار دهد. بديهي است كه با چشم انداز روشن توليد گاز ايران، جلب همكاري اين كشور مي تواند نقش قابل توجهي در پيشبرد اهداف روسيه ايفا نمايد و ايران نيز متقابلا مي تواند از اين فرصت به نفع خود استفاده كند. اين درحالي است كه آمريكا مايل نيست با جابه جايي گاز كشورهاي حاشيه درياي خزر از طريق روسيه كنترل سياسي و اقتصادي مسكو بر منطقه را تثبيت كند. به همان اندازه از نگاه آمريكا انتقال منابع انرژي آسياي ميانه از ايران مي تواند موجب تقويت كشوري شود كه آمريكا طي دو دهه اخير براي انزواي آن كوشيده است. شايان ذكر است كه علاوه بر اين كه در تحميل اهداف حمله نظامي آمريكا به افغانستان مي توان مقولاتي نظير انتقال بحران داخلي آمريكا به آسيا، افزايش هزينه هاي نظامي براي برون رفت از ركود اقتصادي، انحراف افكار عمومي مردم آمريكا از بحران مشروعيت رئيس جمهور وقت، تشفي خاطر مردم آمريكا و ايجاد يك پايگاه نظامي در آسيا را مطرح كرد، مساله كنترل بيشتر بر منابع انرژي آسياي ميانه را نيز مي بايست به عنوان يك راهبرد بلندمدت و يك انگيزه اقتصادي و سياسي قوي بر آن افزود چرا كه اگر آمريكا بتواند تحت شرايط فعلي يك حكومت پايدار طرفدار واشنگتن را در منطقه جايگزين طالبان نمايد و از افغانستان به عنوان معبر انتقال انرژي كشورهاي آسياي ميانه به پاكستان استفاده نمايد، ابزار تسلط بيشتر بر منابع انرژي آسياي ميانه و تضعيف مواضع ايران و روسيه را يافته است. اين تهديد مشترك براي هر دو كشور ايران و روسيه كه عملا مي بايست آنها را براي گسترش همكاري هاي انرژي متقاعد سازد مطمئنا به همان اندازه براي آمريكا حساسيت برانگيز است. تركيه با توجه به جمعيت زياد و اقتصاد صنعتي روبه رشدش از ديگر بازارهاي مهم گاز منطقه به حساب مي آيد. موقعيت جغرافيايي منحصر به فرد اين كشور و نقشي را كه مي تواند به عنوان مركز ارتباط تجارت گازطبيعي بين كشورهاي توليدكننده آسياي مركزي، خاورميانه و مراكز مصرفي اروپا بازي نمايد، از بازار اين كشور يك بازار رقابتي ساخته است. تركيه با استفاده از اين موقعيت كوشيده است كه با متنوع سازي مراكز خريد، زمينه بهره مندي هرچه بيشتر از اين موقعيت را فراهم سازد. ليست عرضه كنندگان بالقوه گاز به تركيه هر روز طولاني تر مي شود و منحصر به روسيه، ايران و تركمنستان نيست. تركيه علاوه بر موارد ذكر شده موافقت نامه هاي خريد گاز با كشورهاي عراق، مصر، نيجريه، يمن و قطر را نيز به امضا رسانده است. بنابراين اگر چه صدور گاز ايران به تركيه در وضعيت رقابتي موجود و به رغم تلاش آمريكا براي ممانعت از آن يك پيروزي اقتصادي و سياسي مهم به حساب مي آيد اما نبايد فراموش كرد كه عقدقراردادهاي مشابه در سال هاي آتي چندان آسان نبوده و با موانع سياسي، اقتصادي متنوعي دست به گريبان خواهد بود. به رغم وجود موانع سياسي تحريم و سياست هاي منطقه اي، ايران كوشيده است كه به بازارهاي مختلفي كه دردسترس داشته است راهي بگشايد. از سال 1996 تاكنون ايران در زمينه صادرات گاز از طريق خط لوله قراردادهاي فروش /4 4تا /11 4ميليارد مترمكعب در سال را با كشورهاي تركيه ارمنستان و نخجوان به امضا رسانده است كه صدور 3 ميليارد مترمكعب گاز به تركيه از چند روز پيش آغاز شده است. همچنين مطالعات امكان سنجي مربوط به صدور سالانه 20 تا ميليارد 22 مترمكعب گاز طبيعي به اروپا و خاور دور توسط شركت هاي اروپايي و ژاپني انجام شده است. سه يادداشت تفاهم مبني بر صدور سالانه بين 14 تا 28 ميليارد مترمكعب نيز با كشورهاي چين، پاكستان و هند به امضا رسيده است. با اين حال چنانچه بر كليه مطالعات صورت گرفته و تفاهمنامه هاي امضا شده در سال هاي آتي جامه عمل پوشانده شود، مجموع صادرات گاز طبيعي ايران طي دهه آتي به رقمي /28 4بين /61 4تا ميليارد مترمكعب در سال خواهد رسيد كه حتي در مقايسه با رشد توليد كشور طي 5 سال آينده ناكافي به نظر مي رسد. با توجه به آنچه كه گفته شد اگرچه توسعه ميدان گازي پارس جنوبي و صدور گاز طبيعي به تركيه تحت فشار تحريم يك موفقيت انكارناپذير به حساب مي آيد اما براي دستيابي به جايگاه يك صادركننده موثر در بازار گاز منطقه و جهان مي بايست قدم هاي متعدد ديگري برداشته شود. توفيق ايران در حصول چنين شرايطي به موفقيت سياست هاي تشنج زدايي در روابط منطقه اي و بين المللي كشور و تاثير آن بر تقويت همكاري هاي انرژيك و ديپلماسي ايران در مقابل كشورهايي نظير هند، پاكستان، روسيه و تركيه بستگي خواهد داشت. مرتضي نوروزي