Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801111-53877S1

Date of Document: 2002-01-31

منزلت اجتماعي معلمان در آينه پژوهش از وضع موجود تا وضع مطلوب سرآغاز سرنوشت نزديك به يك سوم جمعيت كشور (حدود 19 ميليون دانش آموز )به عملكرد معلمان كه عاملان اصلي اجراي برنامه هاي مدون آموزش و پرورش هستند، گره خورده است. معلمان در فرآيند آموزش و پرورش نقش كليدي دارند و براي آن كه بتوانند نقش خود را به خوبي ايفا كنند بايستي از منزلت و موقعيت اجتماعي شايسته اي برخوردار باشند. مطالعات انجام شده نشان مي دهد كشورهايي كه در زمينه تعليم و تربيت به پيشرفت هاي قابل توجهي نايل شده اند، معلمان آنها از منزلت اجتماعي بالايي برخوردار هستند. به گونه اي كه شمار داوطلبان اين حرفه، بيشتر از مشاغل ديگر است و رقابت براي احراز آن جدي تر است. تقريبا در تمام كشورهاي اروپايي، معلمان صرف نظر از حقوق دريافتي از منزلت اجتماعي بالايي برخوردارند (براهني ). 1354 در خصوص بزرگداشت معلم، از گذشته هاي دور باب سخن باز بوده و در متون و منابع اسلامي و ملي ما (احاديث وسخنان بزرگان دين، آثار نويسندگان وشاعران ايراني ) شواهدفراواني درباره ضرورت واهميت بزرگداشت معلم به چشم با مي خورد وجود اين، شواهد و دلايل به دست آمده نشان مي دهد كه معلمان ايران، نزد دانش آموزان، اوليا، صاحبان مشاغل و عامه مردم از احترام و منزلت شايسته برخوردار نيستند. همچنين، اين تصور دربعضي اذهان ايجاد شده كه غالبا افرادي به حرفه معلمي روي مي آورند كه در تصدي مشاغل ديگر توفيقي نيافته و يا سرمايه اي براي فعاليت هاي تجاري نداشته اند. پايين بودن منزلت اجتماعي معلمان به وضع تعليم و تربيت در كشور ما برمي گردد. در دوران معاصر، تعليم و تربيت ما با مشكلات متعدد روبه رو بوده است و هيچ وقت نتوانسته از چنگ اين مشكلات رهايي يابد. حتي با گذشت زمان بر حجم و پيچيدگي اين مشكلات افزوده شده و كارآيي نظام آموزش و پرورش سير نزولي پيدا كرده است. اين وضعيت، افت منزلت اجتماعي معلمان را در پي داشته و سبب استقبال كمتر افراد مستعد وبا انگيزه از حرفه معلمي شده است و اينك با دورباطلي مواجه هستيم: افت منزلت اجتماعي معلم عدم استقبال افراد مستعد و شايسته از حرفه معلمي چه بايد؟ كرد در وهله اول، مسئولان آموزش و پرورش بايد اين مساله را به درستي درك كنند و از آن متاثر بشوند وسپس، درصدد يافتن راه حل برآيند. در پژوهش حاضر، وضع موجود منزلت اجتماعي معلمان به كمك شواهد به دست آمده توصيف شده و براي ارتقاي اين منزلت چند راه اساسي پيشنهاد شده است. منزلت اجتماعي معلمان در شرايط موجود شواهد پژوهشي موجود (براي مثال كاردان; 1354 خزايي ; 1379 پناهي 1373 حضرتي; 1379 قره آغاجي و همكاران ; 1367 مختاري; 1372 ياري; 1375 رضوي اسكنداني 1373 به نقل از جي واد; 1374 ابيضي ) 1376 اين استنباط را به دست مي دهد كه معلمان ايران نسبت به دارندگان مشاغل ديگر از منزلت اجتماعي پايين تري برخوردارند. يافته هاي پژوهش حاضر از اين نظر حمايت مي كند. نتايج به دست آمده نشان مي دهد كه /63 93درصد نمونه مورد مطالعه منزلت اجتماعي معلمان را نسبت به دارندگان مشاغل ديگر پايين ارزيابي كرده اند 55 حدود درصد از معلمان مورد مطالعه اعتقاد دارند كه در جامعه ما معلمي يكي از مشاغل مهم و باارزش تلقي نمي شود /58 47و درصد افراد نمونه بيان كرده اند كه شغل معلمي را براي فرزندان خود مناسب نمي دانند. البته، وقتي كه شاخص هاي منزلت اجتماعي را افزايش مي دهيم، نظريات مقداري تعديل مي شود. به طوري كه وقتي يازده سوال براي ارزيابي منزلت اجتماعي معلمان اختصاص داده شد و پاسخ هاي افراد نمونه آماري به اين يازده سوال با هم ادغام شد، فراواني افرادي كه موافق پايين بودن منزلت اجتماعي معلمان بودند كاهش يافت يعني /23 71تنها درصد افراد مورد مطالعه اعتقاد داشتند كه معلمان از جنبه هاي مختلف پايين تر از دارندگان مشاغل ديگر به هستند نظر مي رسد كه جنبه هاي معنوي شغل معلمي هنوز از منزلت اجتماعي اين شغل حمايت مي كند، ولي اين حمايت چندان قوي نيست و آسيبپذير مي نمايد. مطالعه مجموع نظريات معلمان موردمطالعه اين استنباط را به دست مي دهد كه شغل معلمي در تهران از منزلت اجتماعي بالايي برخوردار نيست. پندار معلمان مورد مطالعه درباره شغل خودشان چندان مثبت نيست و با توجه به اين كه پندار افراد بازتاب ارزيابي هاي ديگران درباره آنان است، مي توان نتيجه گرفت كه منزلت اجتماعي شغل معلمي حداقل در تهران پايين است. تنها 12 درصد افراد مورد مطالعه اظهار كرده اند كه شغل معلمي يكي از مشاغل داراي منزلت اجتماعي بالاست. مصاحبه شوندگان نيز منزلت اجتماعي معلمان را پايين ارزيابي كرده اند. آنان اعتقاد دارند شغل معلمي در جامعه ما از جايگاه شايسته آن برخوردار نيست و حتي اين جايگاه به طور فزاينده اي تنزل به مي يابد نظر مي رسد كه درباره شغل معلمي دور باطلي ايجاد شده است. بدين معني كه در اثر پايين بودن منزلت اجتماعي اين شغل، جوانان مستعد و علاقه مند وارد آن نمي شوند و وارد نشدن اين افراد منزلت اجتماعي شغل معلمي را كاهش مي دهد. براساس نظريات مصاحبه شوندگان، دلايل و نشانه هاي پايين بودن منزلت اجتماعي معلمان به شرح زير خلاصه شده است: - 1 جوانان مستعد و علاقه مند از شغل معلمي استقبال نمي كنند و اگر هم به اين شغل روي مي آورند، از روي ناچاري و وجود بيكاري در جامعه است. - 2 در تعاملات اجتماعي و روابط بين فردي رفتار مردم وحتي دانش آموزان بامعلمان ترحم آميز و گاهي تحقيرآميز است. - 3 در رسانه هاي گروهي كه نماينده واقعي افكار مردم محسوب مي شوند، به ويژه صدا و سيما از معلمان تصويري محبوب ودر عين حال فقير و محروم انعكاس مي يابد. - 4 شاخص هاي منزلت اجتماعي (سطح تحصيلات دانش تخصص و صلاحيت هاي حرفه اي، طبقه اجتماعي، حقوق و مزايا و برخورداري از امكانات زندگي و فرصت هاي مختلف ) در ميان معلمان نسبتا پايين است. - 5 خود پنداره مثبت اعتماد به نفس و پذيرش خويشتن كه به نوعي بازتاب منزلت اجتماعي است، در ميان معلمان مرد نسبتا پايين است. منزلت اجتماعي معلمان در وضعيت مطلوب به نظر مي رسد كه در شرايط حاضر درك اهميت و حساسيت نقش معلم براي ما دشوار است و تا زماني كه منابع زيرزميني و طبيعي در اختيار داريم، بعيد است كه به منابع انساني روي بياوريم و به آن بها بدهيم و تا زماني كه اين امر تحقق پيدا نكند، معلمان ما منزلت شايسته خود را نخواهند يافت. با اين وجود، رويكرد نوين اقتصادي در بسياري از كشورهاي جهان، توجه به منابع انساني است. اين رويكرد در كشورهاي پيشرفته، به ويژه ژاپن، موفقيت چشمگيري به دنبال داشته است. منبعي كه ژاپن به آن روي آورده، پايان ناپذير است. اين منبع به تعبير يكي از بنيانگذاران ژاپن نوين، ذهن هاي مردم است. زماني كه ارزش و اهميت منابع انساني را به درستي درك كرديم، آنگاه درمي يابيم كه شان و منزلت معلمان ما در جامعه چگونه بايد ارزش باشد و اهميت شغل معلمي در ادبيات اسلامي و ملي به زيبايي بيان شده است. تعليم و تربيت و نقش والاي معلم در نظام ارزشي اسلام، پايگاه رفيع و جايگاهي منيع را به خود اختصاص داده است و با نگاهي ژرف، بلنداي منزلت معلم را در پيوند با هدف آفرينش انسان و علت نهايي خلقت او بايد جست وجو كرد. در حقيقت اولين و والاترين معلم، خود ذات اقدس حق است، زيرا آنگاه كه آدمي را آفريد، نخستين حليه اي كه به قامت او آراست، علم و تعليم است. قرآن در بيان اين حقيقت مي فرمايد: خلق الانسان علمه البيان ( )خداوند 1 رحمان انسان را آفريد و بيان را به او تعليم داد. و نيز در تبيين منزلت نخستين پيامر و آدم اول، نخستين ارزش وجودي و فضيلت او را علم معرفي مي فرمايد. به عبارتي رساتر، اولين تحفه اي كه بعد از آفرينش او به وي ارزاني به تعليم مي دارد اوست. شرافت و مرتبت معلم و شغل معلمي نيز از آنچه گذشت تبيين آنگاه كه گرديد علم و معرفت از جايگاهي والا برخوردار شده و به هدف متعالي خلقت پيوند يافت، روشن است كه معلم نيز به حكم سنخيت و هماهنگي، منزلتي بس خطير خواهد يافت و شغل او نشات گرفته ازشان حضرت حق وشغل پيامبران و رهبران الهي خواهد بود (روزنامه /2/1379 12 اطلاعات ). احد نويدي - محمود برزگر - 1 سوره الرحمن آيات 3 و 4