Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801110-53860S1

Date of Document: 2002-01-30

نظام پرورشي تحت تاثير سياست هاي دولت است تغيير ساختار ناظر بر، اصلاح نظام تصميم گيري است - بخش پاياني اشاره: ديروز بخش نخست گفت وگوي همشهري با دكتر سيدمختار موسوي، معاون آموزش عمومي و امور تربيتي وزارت آموزش و پرورش درباره ادغام امور پرورشي و آموزشي و برخي مسايل روز نظام تعليم و تربيت كشور منتشر شد. آنچه در پي مي آيد بخش پاياني اين گفت وگو است. * اجازه بدهيد اين بحث را به اظهارات جنابعالي در ابتداي اين مصاحبه برگردانم كه گفتيد براي پيشبرد اهداف معاونت جديد از اهداف پنهان و مستتر بهره گيري خواهد شد. در حالي كه مثال هاي فراواني مي توان در خصوص اهداف پنهان مطرح كرد كه همه آنها به نوعي به اولياء مدرسه برمي گردد. مهم ترين آن نيز الگوگيري دانش آموزان از معلمان به ويژه مربيان پرورشي در است صورتي كه در مجموع روشها، و برخوردها به شكلي بوده است كه دانش آموزان از آنها الگو نگرفتند و حتي گاهي نيز در نقطه مقابل آن عمل كردند. شايد اين موضوع به اين دليل باشد كه فعاليت هاي امور تربيتي از مسير اصلي خود فاصله گرفت و عمدتا معطوف به كارهاي صوري و ظاهري شد و حتي كارهاي سياسي نيز در اين امور مشاهده برخي شد معتقدند كه فعاليت هاي امور تربيتي در اين سالها به نوعي بين فعاليت هاي مدرسه وجامعه تعارض ايجاد كرده است و اگر چنين تعارضي همچنان ادامه داشته باشد، قطعا نمي توان به اهداف پنهان نيز دست پيدا كرد. - عقيده دارم كه قضاوت در اين زمينه نيازمند يك پژوهش علمي دقيق است و نمي توان يك ديد مطلق در مورد مربيان پرورشي داشت و همه مربيان پرورشي را سياه و يا سفيد ديد. ضمن اين كه اصلا مشكل اين بود كه چرا همه فقط از مربيان پرورشي توقع داشتند. آيا همه مسائل تربيتي مدرسه به عهده مربيان تربيتي بوده و خانواده، معلم و مدير هيچ نقشي نداشته است. ببينيد * اصلامنظور من شخص نيست و به مربيان پرورشي كاري ندارم، بلكه منظور من آن نظام پرورشي بود كه به وجود آمده يعني است نظام پرورشي كه مدرسه نيز در دل آن قرار مي گيرد و در چنين نظامي نمي توان چندان به هدف هاي پنهان دل بست. - قبل از دولت آقاي خاتمي، نظام پرورشي تحت تاثير سياست هاي دولت قبل بود. ولي در دولت آقاي خاتمي سياست هاي پرورشي تحت تاثير دولت جديد قرار گرفته است. اين كه گفته مي شود مدرسه يك نهاد دولتي است، يك واقعيت است. وقتي دولت ها در ارتباط با مسائل اجتماعي و سياسي متفاوت عمل مي كنند طبيعي است كه چنين تاثيري در مجموعه حوزه پرورشي نيز وارد شود. در دولت آقاي خاتمي بحث شوراهاي دانش آموزي و احياي نقش دانش آموزان در سيستم تصميم گيري به صورت جدي و آشكار مطرح شد. در صورتي كه قبل از دولت آقاي خاتمي چنين مباحثي مطرح به نبود هر حال اين كه مدرسه تحت تاثير تحولات اجتماعي است كاملا طبيعي است اما ممكن است در جريان اين تحولات مدرسه كند عمل كند. سازمان رسمي دولتي اساسا كند عمل مي كند. نظام هاي تربيتي همچون نظام هاي ديربازده و اساسا كند هستند و در درازمدت مي توان درباره محصولات آنها قضاوت كند. * معتقدم كه اقدام وزير آموزش و پرورش در ادغام معاونت هاي آموزشي و پرورشي يك اقدام شجاعانه و در خور تحسين است. اين اقدام، شرايطي را فراهم آورده است كه مي توان از اين شرايط به نحو احسن استفاده كرد تا مشكلاتي را كه پيش از اين به كرات شاهد آن بوديم رفع كرد. ولي بخشي از كارهايي كه در معاونت جديد انجام مي شود، در واقع دنباله روي همان كارهاي معاونت پرورشي سابق است و سرعت چنداني درتغيير و تحولات مشاهده نمي شود. آيا معتقدنيستيد كه بايد سرعت بيشتري به تغيير وتحولات ؟ بدهيد - با بخش اول صحبت شما كاملاموافق چون هستم بسياري از كارشناسان مسائل و آموزشي پرورشي چشم اميد به تلفيق آموزش و پرورش بسته اند تا مشكلات رفع شود. ولي درباره سرعت دادن به تغييرات، به نظرم هنوز براي قضاوت زود است. چون حدودماه 2 است كه درگير كار شده ايم و در حال حاضر نمي توان قضاوت كرد. ولي اين كه به كارها سرعت بدهيم، با اين موضوع موافق هستم. يعني سيستم را سريعتر شكل بدهيم و وارد برنامه ها بشويم. اساسامعتقدم اين تغيير ساختار يك تغيير روبنايي است. اصل تغييرات، فرآيندي است كه در پيش داريم. يعني بايد وارد حوزه برنامه ها، محتوا، تغيير روش ها وتغيير نگرش ها بشويم. هيچ كدام از اين موارد نيز در تغييرساختار رخ نمي دهد. اين موارد در تغييرات فرآيندي صورت مي پذيردو اين موضوع نيز مستلزم صرف زمان بيشتري است. در حال حاضر تصميم داريم با يك مطالعه منسجم ملي، يك دهه آموزش و پرورش عمومي را مستند كنيم. كميته اي نيز حدود يك ماه است كه مامور شده تابا همراهي جمعي از صاحبنظران يك دهه مسائل آموزش و پرورش عمومي رادسته بندي كنند تا بتوانيم يك گزارش در دو بعد كمي وكيفي منتشركنيم. ابتدا بايدبدانيم در يك دهه گذشته چه وقايعي در آموزش و پرورش ما رخ داده است تا براساس آن وبه صورت همزمان تيم هاي برنامه ريزي را از سطح وزارتخانه تا سطح مناطق سامان بدهيم و پس از آن شروع به طراحي برنامه ها كنيم. تلاش مي كنيم تا كارها سريعتر انجام شود، اما اين سرعت نبايد دغدغه هاي علمي ما را كم كند. به همين خاطر تلاش مي كنيم ضمن اين كه به كارها سرعت مي دهيم، دقت نظرهاي علمي را نيز در سيستم برنامه ريزي رعايت كنيم. آيا * مطالعه اي صورت گرفته است كه مشخص كند به غير از ايران در كشورهاي ديگر نيز فردي به اسم امور تربيتي متولي كارهاي پرورشي در مدارس؟ باشد - مطالعه اي را درمعاونت پرورشي سابق صورت داده ايم كه نتيجه آن امسال منتشر شد. براساس اين مطالعه، فعاليت هاي فوق برنامه در كشورهاي مختلف جهان مقايسه شده است كه نتايج اين مطالعه نشان مي دهد كه توجه به برنامه هاي پرورشي در تمام نظام هاي دنيا فراگير است. اما اين كه يك نفر به عنوان مربي تربيتي يا مربي پرورشي وجود داشته باشد در كشورهاي ديگر نيست. ولي اين كه گروههايي و يا معلمان، مديران و يا افرادي به طور مستقيم به امور پرورشي بپردازند، در تحقيقاتي كه صورت داده ايم مشاهده مي شود. * ظاهرادر ساختار جديد پست مشاوره در زيرمجموعه معاونت متوسطه قرار گرفته است. چون دانش آموزان دوره راهنمايي در اوج بلوغ و بحران جواني هستند به طور قطع نياز به مشاور دارند. با حذف امور تربيتي و نبود مشاور، اين وظيفه به چه كسي واگذار؟ مي شود - در شرح مشاوره وظائف ما، هم براي دوره ابتدايي و هم براي دوره راهنمايي پيش بيني شده است. كارشناسي هايي نيز براي اين كار در سطح وزارتخانه پيش بيني كرده ايم. اما اين كه سيستم مشاوره و به تعبير دقيق تر، سيستم راهنمايي ومشاوره چگونه در دوره هاي ابتدايي و راهنمايي مستقرشود، بحثي است كه بخشي از آن به امور اداري برمي گردد و بخشي نيز از بحث هاي تخصصي به شمار مي رود. ولي مشاوره را در هر دو مقطع ابتدايي و راهنمايي احياء خواهيم كرد كه اين مورد از سياست هاي جدي وزارتخانه است كه به مشاوره در هر دو دوره ابتدايي و راهنمايي توجه شود. * دستيابي به اهدافي كه در تغييرات ساختاري آموزش و پرورش درمعاونت جديد ترسيم شده است، قطعا مستلزم مشاركت و ياري معلمان است. در غير اين صورت نمي توان به تحقق اهداف معاونت آموزشي عمومي و امور تربيتي دل بست. ولي معلمان نيز با مشكلات فراوان بويژه مسائل معيشتي روبه روهستند كه شايد سطح مشاركت آنها را كاهش دهد. ضمن اين كه عوامل خارج از مدرسه نيز در تحقق اين اهداف موثر است. آيا اين موضوع را قبول داريد و آيا ديد سيستماتيك در اين زمينه وجود؟ دارد - صد درصد موافقم. اگر بخواهيم به صورت جامع و سيستمي به اين مساله نگاه كنيم بايد همه دردوموضوع مهم دقت كنيم. يكي نقش ها وديگري وظائف است. همه افراد در يك سيستم جامع داراي نقش هاي متفاوتي هستند كه در حقيقت، وظائف متفاوتي رانيز براساس نقشي كه دارند عهده دار مي شوند. يك سري وظايف رسمي سازماني دارند و برخي داراي وظايف غيرسازماني هستند. ولي اگر بخواهيم به يك نقطه بهينه و مطلوب برسيم بايد به صورت جامع نگاه كنيم. يعني نقش هاي همه عوامل درون مدرسه و بيرون مدرسه را ببينيم و براي هركدام وظايف روشني را تعريف اگر كنيم چنين كاري را انجام بدهيم مي توانيم وارد حوزه برنامه ها شويم، سپس مي توانيم اميدوار باشيم كه به يك تربيت جامع دسترسي پيدا خواهيم كرد. در غير اين صورت اگراين مدلي كه توضيح دادم به شكل صحيح طراحي و تبيين نشود هميشه گسست وشكاف در تربيت خواهيم داشت. يعني بين هدف هايي كه پيش بيني مي كنيم وهدف هايي كه محقق مي شود يك گسست خواهيم داشت. اين شكاف نيز فقطدر قالب يك برنامه جامع رفع مي شود. اصلابا همين ايده بود كه خرداد سال 79 شوراي عالي آموزش و پرورش مصوبه اي را گذراند كه به آموزش و پرورش اعلام كرد طرح جامع تربيت تهيه شود. كميته اي تشكيل شد كه بيش از يك سال در اين خصوص كاركرد و كليات طرح جامع تربيت را ارديبهشت سال 80 تهيه كرد و مهر 80 نيز به شوراي عالي آموزش و پرورش ارائه اين كرد نكات تقريبا به شكل جامع در طرح جامع تربيت ديده شده است. حتي جالب است بدانيددراين كليات، طرح تلفيق نيز پيش بيني شده است. در اصل يكم اين طرح تلفيق آموزش با در پرورش تمام مولفه ها يعني ساختار محتوا، و نيروي انساني به منزله يك فرآيند درهم تنيده است. درواقع اين كه به مسائل به صورت سيستماتيك توجه شود و نگاه جامع داشتن در ميان مسئولان وجوددارد. هر چند ديد سيستماتيك داشتن ضروري است ولي با توجه به ضرورت مشاركت معلمان، وجود يك نگاه به معلم از بالا به پايين ونگرشي كه همواره معلم را در يك سطح پايين فرض مي كند مي تواند مشكل زا باشد. با چنين نگرش هايي چه ؟ مي كنيد - نگرش از بالا به پايين حاصل يك دوره طولاني تمركز در نظام آموزشي كشور متاسفانه است پس از پيروزي انقلاب نيز نظام آموزش و پرورش را به شدت متمركزكرديم. خيلي جاها نيز شدت تمركز نظام آموزش و پرورش شديدتر از قبل از انقلاباسلامي بوده است. اكنون كه به سمت عدم تمركز و واگذاري اختيارات به بدنه پيش مي رويم مي دانيم چنين بينشي به سرعت تغيير نمي كند. بايد با حوصله و به تدريج دانش ومهارت ها را بالا ببريم تا چنين بينشي نيز تغيير ولي كند تحولات اجتماعي و نيازهاي اجتماعي باعث مي شود كساني كه خودشان را با بينش نوين تطبيق ندهند وباز هم از بالا به پايين به معلم نگاه كنند در برنامه هايشان شكست خواهند خورد ومنزوي مي شوند. * اگر در خاتمه صحبتي داريد، بفرماييد. - در بحث تلفيق در جريان گفت وگوهايي كه با معلمان ومربيان داشتم بعضا مي بينم كه دغدغه تربيت ديني را بيشتر از حد احساس مي كنند ودر آن باره نگران هستند. البته بايد نگاهي نيز به گذشته داشته باشيم كه چقدر در تربيت ديني موفق بوده ايم و نتايج مطالعات علمي را در اين زمينه مستند قرار بدهيم. بايد تصريح كنم كه همه كساني كه اين مسئوليت جديد را امروز به عهده گرفته اند چنين دغدغه هايي دارند. اصلاتربيت ديني جزو اساسي ترين و اصلي ترين هدف هاي آموزش و پرورش است. اگر در جامعه اي مانند ايران به اين موضوع بي توجهي شود نظام آموزشي ما ناكارآمدخواهد شد. بنابراين علي رغم وجود اين دغدغه ها بايد ببينيم كه چه استراتژي و راهكارهايي درخصوص تربيت ديني داريم وچه چالش هايي دراين زمينه پيش رو داريم كه نيازمند مطالعات دقيق تر و عميق تراست كه اميدوارم در جريان روند شكل گيري تلفيق، صاحبنظران و عالماني كه هم دانش و هم دغدغه تربيت ديني دارند ما را در برنامه ها ياري كنند. * از صبر و حوصله جنابعالي سپاسگزارم. گفت وگو از سيدافشين اميرشاهي