Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801110-53857S5

Date of Document: 2002-01-30

گفت و گو با منوچهر هرسيني كارگردان تئاتر برادوي اگر لوركا زنده بود... منوچهر هرسيني از حدود 30 سال پيش كه به آمريكا رفت و به كار تئاتر در يكي از مجموعه هاي معروف آنجا پرداخت (تئاتر آف برادوي، وابسته به تئاتر tnc) تا به امسال به ايران نيامده بود. وي در برادوي نمايشهايي چون اپراي ماهي سياه كوچولو اپراي شاعران چه، كسي درد را جمع مي كند و... را در آن مجموعه معتبر و آوانگارد نيويورك به روي صحنه برد. وقتي از پشت سيم تلفن با گفتن كلمه دكتر مي خواهم پرسشم را شروع كنم. با شجاعتي خاص مي گويد: * دكتر نيستم، هرچقدر هم به افراد دور و برم مي گويم كه مرا دكتر صدا نزنند گوششان بدهكار نيست. - يعني در آمريكا تحصيلات آكادميك؟ نداشتيد * نه! نيازي نبود. كار من پژوهشي نيست و اجرايي است. اما از قرار در ايران لقب دكتر همانند يك بيماري مسري مي خواهد به همه سرايت كند. - اگرچه شنيديم كه در تدارك كارگاه آزمايشي دوساله بازيگري در فرهنگسراي نياوران هستيد، اما مي خواستيم از شما درباره كارهاي جشنواره تئاتر فجر امسال بپرسيم. با توجه به اين كه شنيديم، عمده كارها را با دقت و وسواس مي بينيد و تعقيب؟ مي كنيد * متاسفانه كارهاي روي صحنه انتظار مرا برآورده نكرده خيلي مشتاق بودم كه بدانم اين كارها را چه كساني انتخاب كرده اند و نيز مي خواستم بدانم كه آيا براي بچه هاي شهرستاني هم بودجه اي در نظر گرفته مي شود. -؟ چطور * چون مي خواستم از يكي از اجراهاي شهرستاني و كيفيت ضعيف آن شكوه كنم كه دوستي براي من شرايط كاري آنها را توضيح داد ومن وقتي از وضعيت كاريشان مطلع شدم، از اين كه همين اندازه هم كار مي كنند، دچار شگفتي شدم. - از ميان اجراهاي خارجي، چه كارهايي را ديديد و نظرتان درباره آنها؟ چيست * خانه برنارد آلبا (نوشته فدريكو گارسيا لوركا )، روبرتو چولي كه كار بسيار ضعيفي بود. به نظرم اگر گارسيا لوركا (نويسنده اثر ) زنده بود و اين كار را مي ديد، ترجيح مي داد پس از ديدن اين كار كشته شود تا به دست نيروهاي فرانكو از بين برود. البته تمامي آنها كه با متن و شيوه نگارش لوركا آشنا هستند، مي دانند كه منظورشان از چنين متني چيست. كار ربطي به لوركا نداشت، اگرچه ترجمه بسيار خوب بود، اما اجرا بسيار بد! يكي از دوستاني كه كار را ديده بود مي گفت نفر 50 آلماني زحمت كشيدند كه 7 نفر 8تا بازيگر ايراني را تعليم دهند. نكته ديگري كه در اين نمايش ديدم و تاسف خوردم، كشتن يك بره زنده بر روي صحنه بودكه از لاي چادر شب بيرونش آوردند. اگر اين اتفاق در هر نقطه ديگر دنيا روي مي داد، در آن تئاتر را مي بستند و سازمانهاي حامي حيوانات، فضا را بر مجريان چنين كاري تنگ مي كردند. - از كارهاي ايراني چه آثاري را؟ ديديد * نمايشي ديدم با عنوان رقص روي ليوانها كه با توجه به امكانات كم و باز با توجه به اين كه در بازيگري ايران هيچ گونه اصول و معياري حكومت نمي كند، بسيار خوب و جالب توجه بود. نمايش پچ پچه هاي پشت خط نبرد را هم ديدم، در فضايي كه 300 نفر در يك سالن 120 نفري جمع شده بودند و مشخص نبود اگر حادثه اي غيرمترقبه همانند آتش سوزي در اين سالن دربگيرد، چند تن در زير دست و پا له بشوند.