Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801110-53855S1

Date of Document: 2002-01-30

استعاره هاي ذهني در هنر معماري ناهنجاري هاي رواني معماري شهر در گفت وگو با دكتر عبدالرحمن نجل رحيم به طور مشخص، معماري شهر تهران ملغمه يا مخلوطي از نشانه هاي مدرنيته و سنت است. معماري شهر، معجوني التقاطي از جمع اضداد است اشاره: در ادامه سلسله بحثهايي كه تاكنون پيرامون معماري امروز ايران در صفحه هنرهاي تجسمي پي گرفته شده است اين بار، تاثيرات نابساماني هاي موجود در معماري شهرهاي بزرگ را بر روي ذهن و روان انسانهاي شهرنشين مورد بررسي قرار ارتباط داده ايم ميان معماري يك بنا و روان آدمي، سهم ناهنجاري هاي معماري كنوني در ايجاد تنش هاي عصبي، راه حل ها و راهكارها، مباحثي هستند كه در گفت وگو با دكتر عبدالرحمن نجل رحيم متخصص نورولژي (بيماريهاي مغز و اعصاب ) مطرح شده اند. گفت وگو: سهيلا نياكان * ميان معماري يك بنا و ذهن يا روان آدمي چه رابطه اي مي تواند وجود داشته؟ باشد - ميان معماري يك بنا و ذهن يا روان ما، رابطه اي استعاري (متافوريك ) برقرار است. همان رابطه اي كه بين فعاليت ذهن در مغز انسان و ساختمان جسماني او برقرار است. البته در اينجا هيجان و عاطفه پل ارتباطي ميان ساختمان جسم و ساختمان ذهن است و استعاره از چنين تعاملي در ذهن شكل مي گيرد و همين ساختمان ذهن كه منعكس كننده ساختمان جسم است، در رابطه با فرآورده هاي فرهنگي ذهن انسان از جمله معماري، رابطه استعاري پيدا مي كند و معاني، از ميان اين ارتباطات شكل مي گيرد. يعني ساختمان يك بنا با ساختمان جسماني و ساختمان ذهني ما رابطه اي معنادار و استعاري مي يابد و به وسيله دستگاه عاطفي هيجاني مغز ما اين ارتباطات مستحكم مي شود. بنابراين فضاي زندگي بيروني ما با فضاي دروني ارتباط ذهن، تنگاتنگي شكي دارد نيست كه فضاي بيروني زندگي انسان شهرنشين امروز بيش از هر چيز از فضاي معماري شهر، محله، خانه و ديگر اماكن در دسترس ساخته شده است. بنابراين، معماري با ساختمان ذهن ما ارتباطات عميق ومعناداري پيدا مي كند و هر كدام بر ديگري تاثير متقابل مي گذارند. * شكل كنوني معماري شهرهاي بزرگي همچون تهران را چگونه مي بينيد و اثرات ناشي از اين نوع معماري بر ذهن يا روان شهروندان را چطور؟ مي دانيد - فرهنگ، محصول فعاليت ذهن جمعي در طول تاريخ است. بنابراين وقتي درباره يكي از عوارض فرهنگي يعني شكل كنوني معماري شهرهاي بزرگي چون تهران صحبت مي كنيم، به نوعي داريم به فعاليت ذهن جمعي افراد و به روايتي به ساختمان ذهني آنها و به طور استعاري، تلقي ساختمان جسماني آنها در ارتباط با معماري شهر و محل زندگي شان سخن مي گوييم. در عين حال از عواطف و احساسات عميق مردم حرف به ميان مي آوريم. اگر ساختمان ذهن ي ما جمعي، هنوز بين سنت و مدرنيته، سرگردان است، عواطف و احساسات ما نيز در چنين عرصه اي سرگردان است و جسم ما كه محل ساخت و تعارض استعاره هاي ذهني است، نيز در چنين سرگرداني اي به سر مي برد بالطبع، عوارض فرهنگي بيروني حاصل از آنها چون معماري نيز دچار چنين وضعيتي است. به طور مشخص، معماري شهر تهران ملغمه يا مخلوطي از نشانه هاي مدرنيته و سنت است. معماري شهر، معجوني التقاطي از جمع اضداد است. در اينجا مدرنيته با سنت به تركيبي زنده و پويا نرسيده اند. اين آشفتگي در عواطف و احساسات، بالطبع در رفتار ما نيز منعكس شده است; يعني در رانندگي ما، در لباس پوشيدن و در هر نوع رفتار روزمره ما. در اين رابطه متقابل، البته نوع معماري موجود تهران، اين سرگرداني عاطفي - رواني و زيستن در جمع اضداد را تشديد مي كند و بحران هويت را در نزد جوانان و نوجوانان استحكام مي بخشد. * به عنوان يك متخصص مغز و اعصاب، به منظور جلوگيري از نابهنجاريهاي مغز و اعصاب ناشي از شهرنشيني، چه ديدگاهي را ارائه؟ مي دهد - نوع معماري در عين حال، خود معلول شرايط خاص فرهنگي ما مي تواند باشد; به عبارتي مي تواند علت پاره اي نابساماني هاي رواني و تشديد تشويش و اضطراب ناشي از سرگرداني بين سنت و مدرنيته شود. در اينجا نقش اهل تعقل و تفكر در رشته معماري اين است كه اين درد را شناسايي كنند و در پي حل آن در رشته معماري باشند. اين مشكل گشايي همزمان بايد در ساير عرصه هاي فرهنگي جامعه نيز پيش برود، وگرنه معماري به تنهايي در انجام اين مهم ناتوان خواهد بود. * به نظر شما سهم نابساماني هاي معماري امروز در ايجاد بيماريها و تنش هاي عصبي جامعه چقدر؟ است - همان طور كه قبلا به آن اشاره شد، نوع معماري مي تواند تنش هاي عصبي دروني انسان را التيام بخشد. در عين حال مي تواند آنها را تشديد كند و اين بستگي دارد به اينكه در شرايط تاريخي ما معماري، دنباله رو و منعكس كننده سرگرداني فرهنگي بين سنت و مدرنيته است يا اينكه به طور فعال در پي يافتن فرمولي براي تلفيق و تركيب ارگانيك آنها براي ايجاد پويايي فرهنگي و رفع سرگرداني و حل تناقضات است. * آيا تاكنون همايش، سمينار و يا هر برنامه ويژه ديگري در رابطه با بررسي تاثيرات معماري امروز ايران و يا تاثيرات هنر معماري بر ذهنيت و روان انساني پيش بيني شده ؟ است - متاسفانه تاكنون، اين وجه مهم از تاثير متقابل معماري با مسائل ذهنيت ما كه در محوريت موجوديت جسماني ما شكل مي گيرد، مورد بحث و گفت وگويي جدي قرار نگرفته است. ساختماني كه ما در شهرها مي سازيم، بايد با طبيعت ساختمان جسماني و الگوهاي ذهني كه براساس استعارات جسماني ساخته مي شود، مطابقت و همخواني داشته باشد. * پيشنهاد شما در اين باره چيست و چه بايد؟ كرد - پيشنهاد شخص من در اين باره اين است كه هرچه زودتر يك سمينار بين رشته اي، ميان متخصصان و انديشمندان رشته معماري و صاحبان انديشه در زمينه نوروساينس (علم عصب پايه ) ،، روانشناسي روانپزشكي، بيماريهاي مغز و اعصاب و... برگزار شود و زير و بم علمي و تحقيقي مساله و ارتباط عميق و تنگاتنگ اين دو حيطه مهم به بحث و گفت وگوي جدي گذاشته شود. * به عنوان يك عصبشناس و روانشناس، فكر مي كنيد در ميان هنرهايي كه به جامعه عرضه مي شوند، كداميك بر تعادل رواني انسانها سهم و اثرگذاري بيشتري دارند و اگر قايل به اولويت بندي شويد، هنر معماري در اين ميان از چه جايگاهي برخوردار؟ است - همه هنرها بسته به درجه اقبال عمومي كه از نظر فرهنگي با آن روبه رو هستند، در ساماندهي ذهنيت جسماني انسانهاي آن جامعه، نقش موثري دارند. در اين ميان، هنر معماري جايگاه ويژه اي دارد كه جزو هنرهاي اجتنابناپذير است. زيرا هيچ انسان شهرنشيني نيست كه با هنر معماري سروكار نداشته به باشد عبارتي هنر معماري، جزو هنرهايي است كه در زندگي هر انساني دخالت دارد و بيش از هر هنر ديگري نيز آسيبپذير هنري است است كه به راحتي به دست قدرت، سرمايه و بازار به بيراهه كشانيده مي شود. بنابراين بايد هنر معماري با حساسيت و نگراني بيشتري مورد مواظبت و مراقبت قرار گيرد تا به هرز نرود و اسير دست سرمايه و قدرت دلالان ريز و درشت نشود. درباره اهميت هنر معماري، توجه شما را به اين مهم جلب مي كنم كه اولين استعاره هايي كه در محوريت جسماني در ذهن ما شكل مي گيرد، استعاره هايي در رابطه با زمان و مكان و حركت است و همين استعاره هاي ذهني در هنر معماري نيز محوريت دارد. پس، قرابت استعاري ساختمان جسماني ما با ساختمان در معماري از ارتباطي عميق بين ساختار ذهن انسان و ساختار ساختمان در معماري خبر مي دهد.