Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801109-53845S1

Date of Document: 2002-01-29

تغيير ساختار ناظر بر اصلاح نظام تصميم گيري است گفت وگو با دكتر سيدمختار موسوي معاون آموزش عمومي و امور تربيتي وزارت آموزش و پرورش -بخش اول اشاره; مرتضي حاجي وزير آموزش و پرورش در ابتداي دوران وزارت خود در يك تصميم منطقي و مبتني بر اصول تعليم و تربيت، با تلفيق معاونت هاي آموزشي و پرورشي دستور، ايجاد معاونت جديد در آموزش عمومي و امور تربيتي را صادر كرد. اين تصميم اظهار نظرهاي فراواني را به دنبال داشت. در خصوص تغييرات ساختاري وزارت آموزش و پرورش و فعاليت هاي معاونت جديد با دكتر سيد مختار موسوي گفت وگويي صورت داده ايم كه در پي مي آيد. دكتر موسوي از مدير كل هاي معاونت پرورشي سابق است كه در امور تربيتي تغييرات بهينه اي ايجاد كرد و همين امر يكي از دلايل انتخاب وي به سمت معاون آموزش عمومي و امور تربيتي در ساختار جديد وزارت آموزش و پرورش بود. اين گفت وگو را با هم مي خوانيم. با * توجه به حذف معاونت پرورشي، لطفا در باره تغييرات ساختاري كه در بدنه آموزش و پرورش صورت پذيرفته است توضيح دهيد. - با جمله حذف معاونت پرورشي اصلا موافق نيستم. بلكه بحث تلفيق آموزش و پرورش مطرح است. تغييراتي هم كه به وجود آمده، در واقع يك تغيير ساختاري است. در حقيقت با ادغام معاونت پرورشي و تربيت بدني با معاونت آموزشي معاونت، آموزش عمومي و امور تربيتي كه متولي دوره عمومي است گشايشي در دوره ابتدايي و راهنمايي ايجاد شده است. اين تغيير ساختار هم ناظر براصلاح نظام تصميم گيري است. با توجه به اين كه سياست دولت به سمت عدم تمركز در نظام تصميم گيري و ارائه اختيارات كافي به استان ها و مناطق و سياست مدرسه محوري گرايش دارد چنين تغييرات ساختاري صورت گرفته است. * اما توضيح نداديد كه در معاونت جديد، معاونت آموزش عمومي و امور تربيتي چه تغييراتي صورت گرفته؟ است - مديريت ارزشيابي تحصيلي و تربيتي، مديريت جديد معاونت آموزش عمومي و امور تربيتي است. اين مديريت با هدف اين كه ارزشيابي تربيتي بتواند بر سرنوشت دانش آموزان تاثير مثبتي داشته باشد، ايجاد شده است. تصور مي كنم با ايجاد اين مديريت بتوانيم برفرايند ارزشيابي يك نگاه نوداشته باشيم. ساير بخش ها پيش از تلفيق نيز وجود داشته اند. با اين تفاوت كه مديريت بخش هاي آموزشي و پرورشي آن اكنون تحت يك مديريت متمركز شده اند. مانند دوره ابتدايي، دوره راهنمايي تحصيلي و آموزش و پرورش عشايري و روستايي كه هركدام توسط يك مديريت متمركز اداره مي شوند. * پيش از بحث ادغام معاونت هاي پرورشي و آموزشي، بسياري از كارشناسان مسايل تربيتي اظهار مي داشتند كه تبليغات مستقيم امور تربيتي در زمينه تربيت مذهبي و اساسا شيوه عملكرد امور تربيتي ها در خصوص مسايل مذهبي در دين گريزي دانش آموزان تاثيرگذار بوده است و شاهد اين مدعا نيز وضعيتي است كه به وجود آمده و با آن چه امور تربيتي ها دنبال آن بودند در تضاد است. به نظر جنابعالي چگونه مي توان تربيت مذهبي را در مدارس اجرا كرد و آيا اساسا راهي را پيشنهاد مي كنيد كه براي دانش آموزان مناسب و از جذابيت برخوردار؟ باشد - تربيت ديني از كاركردهاي مهم آموزش و پرورش است. براي توجه به تربيت ديني و دستيابي به هدف هايي كه براي تعليم ديني در نظر گرفته شده است، بايد راههاي مختلفي را پيش بيني كنيم. چون شيوه هاي مستقيم در شرايط مختلف و جاهاي مختلف جواب نمي دهد و حتما خيلي وقت ها باعث دين گريزي دانش آموزان مي شود، ما موردي را در برنامه ريزي هايمان به نام اهداف پنهان يا اهداف مستتر داريم كه بسياري ازفعاليت هاي مرتبط با تربيت ديني شايد در قالب اين اهداف قابل توجيه و تعريف است. البته بخشي از آموزش هاي ديني هم مرتبط با تربيت ديني است ولي ما ناچاريم كه به طور مستقيم اين مسائل را آموزش دهيم. به همين خاطر به طور جدي به اين مسئله توجه داريم و تلاش مي كنيم تبيين دقيقي از تربيت ديني در دوره ابتدايي و راهنمايي داشته باشيم و مطابق با آموزه هاي دين و ويژگي هاي كودكان و نوجوانان پيش برويم. در واقع راهكارها و روش هايي را كه پيش بيني مي كنيم، مي بايست برهمين ويژگي ها استوار باشد. در همين راستا، ديداري با آيات عظام در قم داشته ايم و بسياري از روحانيون بر روي هدف هاي پنهان و مستتر آموزش و پرورش تاكيد كردند. سعي خواهيم كرد در اصلاحاتي كه در نظام برنامه ريزي آموزشي و پرورشي خواهيم داشت، به اين مسئله به طور جدي توجه داشته باشيم. * از طريق اهداف پنهان چه كارهايي مي خواهيد انجام؟ بدهيد - هدف هاي پنهان و مستتر، هدف هايي هستند كه به صورت مستقيم در كتابهاي درسي بيان نمي شوند. * با تعريف هدف هاي پنهان آشنا هستم، ولي مي خواهم بدانم چه چيز خاص و ويژه اي را در نظر داريد كه انجام؟ بدهيد - مطالعات و تجاربي از گذشته در زمينه اهداف پنهان داريم. در دوره ابتدايي، طرحي به نام طرح كرامت صورت پذيرفته است و حدود هفت سال است كه اين طرح به طور آزمايشي در مقطع ابتدايي اجرا مي شود. اگر به اين طرح توجه كنيد اين طرح مملو از هدف هاي مستتر است كه ما را به ترتبيت ديني و تربيت اجتماعي و گره گشايي در حوزه فرهنگي و ديني و ملي مي رساند. ولي اين كه چگونه مي خواهيم از طريق هدف هاي پنهان جلو برويم، كار گروههاي برنامه ريزي است. يعني ممكن است ديدگاههاي خاصي در اين رابطه وجود داشته باشد، ولي اين ديدگاهها مي بايست در قالب يك برنامه و در چارچوب كار گروههاي برنامه ريزي قرار بگيرد و اعلام شود. * هدف هاي پنهان چگونه قرار است كه شكل عملياتي به خود بگيرد و روش اجراي طرح ها چگونه؟ است - روش اجراي طرح ها به نوعي در خرده سيستم هاي آموزش و پرورش مورد توجه قرار مي گيرد. مثلا در سيستم هاي برنامه ريزي درسي، ارزشيابي، نظام تربيت معلم، نظام فوق برنامه و غيره كه همه اين موارد از خرده سيستم هايي است كه مي بايست روش اجراي طرح ها در اين خرده سيستمها تعريف شود. اگر بتوانيم به نوعي يك مكعب از برنامه ها، هدف ها و ماموريت ها فرض كنيم بايد بتوانيم قطعات كوچك اين مكعب را براي هر دوره به درستي تعريف كنيم. مثلا در حوزه هدف ها داراي هدف هاي صريح و پنهان هستيم. در ماموريت ها بايد توجه كنيم كه كدام ماموريت ما هدف صريح و كدام ماموريت هدف ضمني را نشانه گرفته است. در فوق برنامه ها نيز بايد روشن كنيم كه كدام ماموريت را براي كدام هدف انجام مي دهيم. تلاش خواهيم كرد تا بتوانيم چنين مكعبي را در بحث تلفيق شكل بدهيم. يعني مكعب ماموريت، هدف و برنامه را شكل بدهيم. معتقديم كه اگر چنين مكعبي شكل بگيرد قطعات كوچك آن يك مدل كاملا عملي را براي تحقق هدف هاي تعليم و تربيت تشكيل خواهد داد. * با توجه به ادغام معاونت هاي آموزشي و پرورشي وظايف ادارات كل سابق امور تربيتي به چه نهادها يا بخش هايي محول؟ مي شود به عنوان مثال وظيفه اداره كل فرهنگي - هنري در زمينه تجهيز كتابخانه هاي مدارس و يا برگزاري مسابقه هاي فرهنگي و هنري را كدام بخش انجام ؟ مي دهد اردوها و بازديدها را چه نهادي انجام خواهد؟ داد در واقع فعاليت هاي مثبت امور تربيتي كه همه در اثر بخش بودن آنها اتفاق نظر دارند در ساختار جديد چه خواهد؟ شد - بخشي از وظايف معاونت پرورشي سابق در حوزه معاونت آموزش عمومي و امور تربيتي پيش بيني شده است. بخشي نيز در آموزش و پرورش نظري و مهارتي پيش بيني شده است و بخش ديگري از فعاليت هاي معاونت پرورشي سابق به معاونت تربيت بدني و تندرستي منتقل شده همچنين است بخش ديگري از فعاليت ها به سازمان دانش آموزي واگذار مي شود و بخشي از اين وظايف نيز اساسا به استان ها واگذار خواهد شد، يعني در سيستم غيرمتمركز يا نيمه متمركز، يك بخش از فعاليت ها به سازمان استان ها واگذار شده است. * آيا مدرسه ها با توجه به سياست مدرسه محوري از اختيارات بيشتري برخوردار؟ مي شوند - در ادامه با توجه به اين كه مدرسه محوري يكي از سياست هاي آموزش و پرورش است به تدريج بايد اين اختيارات به مدرسه ها واگذار اين شود نكته مهمي است كه در بينش و نگاه مسئولان وجود دارد كه اساسا فوق برنامه ها از هر استان به استان ديگر، منطقه به منطقه و حتي از هر مدرسه به مدرسه ديگر مي تواند متفاوت باشد. يعني بايد به اين سمت حركت كنيم كه اگر بخواهيم بخش اعظم فعاليت هاي فوق برنامه باعث افزايش اثربخشي در آموزش و پرورش شود بايد به تدريج مدرسه محور يعني بشويم مدرسه و هيات و شوراي مدرسه تصميم گيري و طراحي كند و مطابق با امكانات و نيازهاي خودش نظام فوق برنامه بنويسد. همين وضعيت در نظام برنامه درسي نيز وجود دارد. اگر بخواهيم به صورت اصولي جلو برويم و آموزش و پرورش را اثربخش كنيم چون بخشي از برنامه هاي درسي به صورت ملي، بخشي به صورت منطقه اي و حتي به جرات مي توان گفت كه حتي بخشي نيز مدرسه اي است بايد آن برنامه هاي درسي كه جنبه منطقه اي و حتي مدرسه اي دارد، از آموزش و پرورش به منطقه و مدرسه واگذار شود. * طرح تعميم فعاليت هاي پرورشي به معلمان، چگونه قرار است به مرحله اجرا؟ برسد به عبارتي اين كه گفته مي شود تربيت يك وظيفه اختصاصي و ويژه نيست كه فقط مربيان پرورشي عهده دار آن شوند و بايد همه معلمان كار پرورشي انجام دهند، چگونه عملياتي و مدرسه اي خواهد؟ شد ضمن اين كه معلمان با مشكلات فراواني بويژه مسائل معيشتي روبه رو هستند. - همين الان نيز كسي نمي تواند منكر نقش تربيتي معلمان شود. چون معلمان صددرصد داراي نقش تربيتي هستند. بويژه در دوره ابتدايي نقش تربيتي معلمان كاملا بارز است. اين نقش را بايد به صورت سازماني درآوريم و اين موضوع به معناي افزايش بار كاري معلمان نيست. بلكه اگر اين نوع طرح ها منجر به افزايش بار كاري معلم شود، بايد آن را كاهش دهيم. يعني بايد به نوعي در وظايف آموزشي و تربيتي معلم تعادل ايجاد كنيم و بدون آن كه وظايف جديدي را به معلم تحميل كنيم، نقش تربيتي معلم را در سازمان، معنادار كنيم. تصور مي كنم با توجه به مطالعاتي كه در يك دهه گذشته صورت پذيرفته و طرح هايي كه به شكل آزمايشي اجرا شده است، انجام امور پرورشي توسط معلمان كاملا جنبه اجرايي دارد و چنين چيزي شدني مثلا است طرح كرامت به شدت با استقبال آموزگاراني كه اين طرح در مدرسه هايشان اجرا مي شود، روبه رو شده است. در واقع اين احساس در ميان آموزگاران به وجود آمده است كه نقش تربيتي آنها مورد توجه سيستم قرار گرفته است. اگر پرداختن به چنين اموري باعث افزايش كار معلم شود بايد كار معلم را در جاي ديگر كاهش دهيم. * ارزيابي شما از فعاليت هاي مربيان پرورشي در سالهاي گذشته؟ چيست - تحقيقات مختلفي در اين زمينه انجام شده است. درباره اين كه مربيان توانسته اند محيط مدارس را از حالت خشك و يكنواخت خارج كنند هيچ ترديدي نداريم. آنها با فعاليت هاي پرورشي كه در سطح مدرسه و بيرون مدرسه مانند برگزاري اردوها و بازديدها انجام داده اند، مجموعا تاثير مثبتي در ايجاد شور و نشاط در محيط مدرسه داشته اند. ولي چون تكيه زيادي بر نقش مربي در دو دهه گذشته به عنوان مسئول تربيتي در داخل صورت پذيرفته است، اين مربيان با توجه به وظايفي كه بر عهده آنها گذاشته شده است، نتوانسته اند همه اين مسئوليت ها را عهده دار شوند، هنگامي كه معلمان و مديران به كمك مربيان پرورشي آمده اند، وضعيت خوب بوده است و موفق ولي بوده اند وقتي كه معلمان به ياري مربيان پرورشي نيامده اند، در تحقق هدف هاي پرورشي با مشكل مواجه بوده ايم. البته امكان دارد كه بخش محدودي از مربيان پرورشي به واسطه موقعيت هاي اجتماعي و شرايطي كه داشته اند سختگيريها و يا بي توجهي هايي در حوزه تربيت دانش آموزان كرده باشند كه اين مسئله نيز قابل تعميم به عموم مربيان نيست. ضمن اين كه مربيان و مدرسه هاي ما تحت تاثير مسائل اجتماعي و سياسي بوده اند. اگر فضاي جامعه يك فضاي بسته باشد، مدرسه ها نيز متاثر از آن خواهند بود. اگر جامعه از فضايي باز برخوردار باشد، مدرسه ها نيز متاثر از اين فضا، شكل ديگري مي گيرند. * البته تصور مي كنم كه اين موضوع كه به آن اشاره كرديد به ويژه در سالهاي اخير در مدرسه هاي ما برعكس بوده است. يعني همواره آن چيزي كه در فضاي جامعه و نزد اكثريت خانواده ها وجود داشت، با آن چيزي كه در چارچوب مدرسه ها جريان داشت متفاوت و در تعارض بوده است. يعني مدرسه، دانش آموزان را در چارچوبي قرار داده است كه كاملا متفاوت با محيط اجتماعي بوده است. نتيجه هم اين شده است كه ما شاهد تعارض فراوان در اعمال و رفتار معلمان، مديران و دانش آموزان مدرسه در محيط مدرسه و خارج از مدرسه بوده ايم و اين موضوع را مي توان به عملكرد مربيان پرورشي نيز تعميم داد. -اگر محيط اجتماعي بسته باشد، محيط مدرسه نيز بسته عمل خواهد كرد. * مي خواهم بگويم بين آن چيزي كه عملا در اقشار مختلف جامعه جريان داشته و دارد و آن چيزي كه در مدرسه مي گذرد، تفاوت وجود دارد. - من معتقد به اين موضوع نيستم. يعني اگر فضاي اجتماع باز و فضاي مدرسه بسته در باشد، اين شرايط تعارض ايجاد ولي مي شود اولا طي حداقل يك دهه گذشته، شرايط اجتماعي به سرعت متغير بوده است. يعني گاهي اوقات سختگيريهاي تندي صورت مي گرفته و گاهي نيز آزادي هاي جدي داده مي شده است. مدرسه ها به عنوان يك مجموعه اي كه به هر حال به عنوان يك سازمان تحت نظارت دولت عمل مي كنند، ناگزير به رعايت يك مقررات و نظم خاصي هستند كه ممكن است اين مقررات در جامعه بي معني باشد و به آن توجه نشود. ولي اگر اين موضوع منجر به دوگانگي رفتار دانش آموز بشود. مقصر مدرسه نخواهد بود و ممكن است تنها در بخشي از آن دوگانگي مقصر باشد. حتي مي توان خانواده ها را مقصر قلمداد كرد و يا مي توان اجتماع و يا رسانه ها را مقصر قلمداد كرد. هيچ تحقيقي هم انجام نشده است كه ببينيم سهم آموزش و پرورش در اين شرايط و ايجاد دوگانگي چقدر بوده است. گفت وگو از: سيدافشين اميرشاهي ادامه دارد