Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801108-53828S2

Date of Document: 2002-01-28

انسان بحران زده قرن بيست ويكم زندگي خانوادگي انسان در قرن بيست ويكم با تهديد جدي روبه رو شده است. انسان قرن بيست ويكم فارغ از دغدغه هاي شغلي، مالي و اجتماعي وقتي وارد عرصه خانواده مي شود نمي تواند آنچنان كه شايسته و بايسته است تعهد خود را نسبت به خانواده ادا كند. در اين ميان نقش پدرخانواده عليرغم زحمات فراواني كه مادر خانواده مي كشد، در كشورهاي شرقي و اسلامي از همه مهمتر است زيرا نان آور خانواده محسوب مي شود و اوست كه بايد علاوه بر تحمل تمام فشارهاي روز، گرمي و صفا را به كانون خانواده عرضه كند. در جوامع بحران زده از جمله كشور ما كه دچار بحرانهاي اجتماعي روزافزوني مي باشد كانون گرمي بخش خانواده است كه مي تواند زنان، مردان و بالاخص جوانان شايسته اي را وارد جامعه كند. چنانچه انسان در محيط خانواده دلگرم باشد صبح هنگام، زمان ورود به جامعه با روي خوش با شهروندان برخورد مي كند ولي انسان بحران زده علاوه بر دغدغه ها و فشارهاي كوچك و بزرگ شغلي و اجتماعي وقتي بعد از چندين ساعت كار متوالي به خانه مي آيد بايد محيط خانواده جايگاه دفن استرسها و دغدغه هاي او باشد و اين كانون خانواده است كه مي تواند محيطي فراهم كند كه روز بعد وقتي افراد خانواده از خانه به طرف محل كار خود مي روند سرشار از انرژي بوده و بتوانند برخوردي مناسب و معقول با پديده هاي اطراف خود داشته باشند. چنين انساني در برخورد با همكاران خود گشاده رو است و سعي در دفع دوستان و همكاران خود ندارد و با اعتدال و عقلانيت مشكلات شغلي خود را حل مي كند و همين عامل باعث پيشرفت او در محيط كار مي شود، شركتي رشد مي كند، كارخانه اي پويا مي شود و اثر اين حركت فردي مي تواند به كل كارمندان نيز سرايت كند. البته انسان بحران زده قرن بيست ويكم با مشكلات فراواني در محيط كار خود روبه رو است. سوءمديريتها در انسانهاي چنين جوامعي مديرگريزي ايجاد مي كند و در اين حالت است كه كارمندان بايد عليه مواضع و سياستهاي مدير نيز سياست اتخاذ كنند و نيمي از انرژي آنان صرف اين كار مي شود و همين عامل باعث كم كاري و عدم پيشرفت جامعه مي شود. انسان بحران زده قرن بيست ويكم انسان مهاجر او است فكر مي كند كشورش كعبه آمال و اميال او سعي نيست مي كند زندگي اش را تغيير دهد، جانش را نجات دهد. انسان مهاجر قرن بيست ويكم انسان ضعيفي است كه شايد عملكرد خود را ناشي از عملكرد بد مديرانش بداند. مابايد الگوهاي موجود در جامعه را ارج نهيم و سعي كنيم به جامعه مدني كه مديران ارشد جامعه مطرح مي كنند نزديك شويم. بدترين اوضاع در جامعه بحران زده زماني حادث مي شود كه افراد سعي كنند اعمال بدخود را توجيه كنند، سعي در حل مشكلات نكنند بلكه در صدد توجيه خود باشند. جوامع شرقي از جمله جامعه ما كه داعيه بسياري در جهان دارد بايد باعملي كردن حركات و شعارها خود رانجات دهد. نجات ايران ما درگروي پيروي از قانون و مدنيت مي باشد و مدنيت نيز مرهون پيروي بلاشرط تك تك افراد جامعه از قانون مي باشد. پدر و مادر بايد خود را ملزم به رعايت قانون كنند تا فرزندان نيز قانون را رعايت اگر كنند هم به اصلي از اصول قانون معتقد نيستند بايد آن را رعايت كنند تا فرزندان رعايت قانون را تمرين كنند. جامعه ما نمي تواند بدون تمسك به قانون، ايرانيت و تمدن پذيري خود را ثابت بياييم كند خودمان رعايت كنيم. مدير گريزي و قانون گريزي هيچ مشكلي را حل اگر نمي كند كشورهاي پيشرفته امروز حرف اول را در دنيا مي زنند، نظم پذيري و رعايت قانون توسط آنان اين مهم را ايجاد كرده است. اگر بخواهيم خودمان را درگير نزاعهاي جناحي كنيم و ببينيم فلان جناح چه مي گويد هيچ وقت نمي توانيم به نتيجه برسيم. ما به عنوان افراد بي ادعا بايد دين خود را حداقل به ميهن مان ادا كنيد. تمسك به حس وطن دوستي در جامعه بسيار مهم مي باشد زيرا براساس اين حس تك تك افراد، مملكت را از آن خود مي دانند و سعي مي كنند در جهت آباداني آن در هر شغلي كه هستند قدم مثبتي براي اعتلاي كشور خود بردارند. درهر صورت اگر خودمان فكري به حال جامعه بحران زده مان نكنيم، مطمئن باشيد كه ديگران هرگز دلشان به حال ما نخواهد عده اي سوخت مهاجرت مي كنند، عده اي بي اعتنا مي شوند، عده اي نان به نرخ روز مي خورند و عده اي... ما خود بايد جامعه و كانون خانواده را از بحران نجات دهيم. در جامعه بحران زده امروزي تقويت حس وطن پرستي مي تواند تا حدودي ما را نجات دهد. بي تفاوتي مهمترين عامل انحطاط و زوال جامعه مي باشد و باعث انباشت عقده هاي رواني و در مواقع حساس باعث احساسي عمل كردن و ناديده گرفتن عقلانيت مي شود. مطمئن باشيد ما بايد خود به فكر خودمان و فرزندانمان باشيم. انتقاد همراه با تعقل، رعايت قانون، رعايت فرهنگ كار هم مي تواند از لذائذ زندگي اجتماعي باشد. ميرمحي الدين گلباز