Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801108-53828S1

Date of Document: 2002-01-28

آينده روزنامه نگاري ايران بررسي روند رشد كيفي و كمي مطبوعات ايران در سالهاي پس از انقلاب تاريخ مطبوعات ايران پر است از فراز ونشيبهاي كوچك و فرازونشيبهايي بزرگ كه باعث شده تا مطبوعات ايران، علي رغم پيشرفتهاي غيرقابل انكار خود همچنان از گردونه مطبوعات حرفه اي دنيا، عقب باشد. شايد بتوان دوران پس از انقلاب و به ويژه پس از دوم خرداد 1376 را عصر طلايي مطبوعات ناميد، چرا كه به اعتقاد كارشناسان، در اين دوره و شايد براي نخستين بار، در طول تاريخ مطبوعات، اين رسانه به تريبوني براي انتقال پيامهاي متقابل حكومتيان و مردم بدل گرديد و شايد تريبون براي مطرح نمودن شبهات ايجاد شده و مطالب انباشته شده نزد افكار مردم و جامعه. اما با اين وجود، بررسي روند تغيير و توسعه مطبوعات پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بيان كننده نظريات و حقايق متفاوت و پندآموزي است كه به عنوان يكي ار اركان اصلي توسعه مي تواند راهگشاي دولت جديد باشد. دولتي كه بي شك دوره نخست آن را بايد يكي از پرتلاطم ترين دورانها، در طول تاريخ مطبوعات ايران دانست. شمارگان مطبوعات يكي از شاخص هاي سنجش سطح رشد توسعه فرهنگي هر جامعه، محتوي، تنوع، تيراژ و مخاطبان مطبوعات آن كشور است. براساس آمارگيري هاي سال 1374 ايران با 368 مجله و نشريه (غير از روزنامه ) در بين 51 كشور جهان رتبه 32 را دارا مي باشد. براساس همين آمار، سرانه روزنامه در كشورهاي /31 9 پيشرفته نسخه براي هر صد نفر و در كشورهاي در حال /3 3 توسعه نسخه براي هر صد نفر مي باشد. اين در حالي است كه اين رقم در ايران و در همين آمار /2 19تنها نسخه به ازاي هر صد نفر تعيين شده است. هر چند در آخرين آمار منتشره توسط معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد در ارديبهشت ماه سال جاري، تعداد كل شمارگان روزنامه هاي مورد تاييد اين بخش در كشور دو ميليون و 517 هزار و 830 نسخه مي باشد كه نشانگر آن است كه نسبت فوق به /4 6حدود نسخه روزنامه به ازاي هر صد نفر افزايش يافته است. براساس همين آمار از 43 روزنامه سراسري 23 روزنامه سياسي (با شمارگان دو ميليون و 652 هزار و)11 500 روزنامه ورزشي (با شمارگان 538 هزار و 950 نسخه )2 روزنامه اقتصادي (با شمارگان 37 هزار نسخه ) و 7 روزنامه به زبانهاي غيرفارسي (با شمارگان حدود 66 هزار و يكصد نسخه ) مي باشند. وضعيت مالكيت روزنامه ها وضعيت مالكيت روزنامه ها از معيارهاي مهم تكثرگرايي در چارچوب سياست توسعه مطبوعات محسوب مي شود و ميزان نقش و دخالت اشخاص حقيقي و حقوقي و بنگاههاي خصوصي در انتشار نشريات، شاخص مهمي براي ارزيابي پيشبرد اهداف توسعه فرهنگي است. بر طبق آخرين آمار هم اكنون از 132 روزنامه داراي مجوز روزنامه 85درصد ) ) 112 به بخش خصوصي (اشخاص حقيقي يا بنگاههاي خصوصي ) تعلق وارد و روزنامه 20امتياز ( 15 درصد ) مربوط به بخش دولتي است. گرايش سياسي روزنامه ها از ميان روزنامه هاي داراي مجوز، تنها امتياز يك روزنامه به طور رسمي /0درصد ) ) 7به احزاب و تشكل هاي سياسي تعلق دارد. از سوي ديگر آمار حاكي از آن است كه، از ميان روزنامه 23 سياسي سراسري منظم كشور گرايش 11 روزنامه به سوي طيف منتقدان دولت همچنين است گرايش سياسي روزنامه هاي توقيف شده غير از 2 مورد (/درصد ) 8 بقيه ( عنوان 21 /91 4معادل درصد ) به سوي طيف حاميان دولت يا موسوم به دوم خرداد بوده است. آمار منتشره توسط حوزه مطبوعاتي وزارت ارشاد، نشانگر آن است كه ميزان صدور مجوز توسط هيات نظارت بر مطبوعات طي سالهاي ( 1379 1372 تا) از 69 مورد به 62 مورد تقليل يافته است. از اين منظر سال 1378 را بايد سال شكوفايي كمي (و شايد كيفي ) مطبوعات ايران دانست، چرا كه دراين سال 333 مجوز نشريه صادر شدكه بالاترين ميزان را به خود اختصاص داده است. اين در حالي است كه تعداد متقاضيان در همين مدت مورد 56از به 761 مورد رسيده اما است نكته حائز اهميت و جالب و قابل تامل در اين ميان تشكيل تعداد جلسات تشكيل شده هيات نظارت بر مطبوعات در اين هفت ساله مي باشد. چرا كه تعداد اين جلسات از 28 مورد در سال 1372 به 16 مورد در سال 1379 تقليل بايد يافته است پرسيدچرا با وجود توقيف موقت تعداد فراواني از روزنامه ها و سرگردان ماندن آنها، اين جلسات به جاي افزايش، كاهش يافته؟ است و در نهايت، بنابر آمار و شواهد مطبوعات موجود، كشور، در طول يك دهه اخير، رشد بي سابقه اي را تجربه كرده است. رشدي كه به اعتقاد اكثر كارشناسان، هر چند با رشدكيفي همپاي خود مواجه نبوده، اما سرمنشا تحولات بنياديني را در ساختار كيفي مطبوعات ايران بوده آينده، است. بررسي روند تحولات دو دهه اخير مطبوعات به طور كلي، روند تغييرات و تحولات مطبوعات از لحاظ تيراژ، تنوع موضوعي و كار حرفه اي، در بعد از انقلاب اسلامي ايران را مي توان در چهار دوره خلاصه كرد. دوره اول سالهاي نخست انقلاب است. عصر تيراژهاي ميليوني برخي مطبوعات در اين دوره جهت گيري روزنامه ها، عمدتا معطوف به مباحث مربوط به رويدادها و رخدادهاي پيروزي انقلاب و تحولات بعد آن، بويژه رسانه هاي سياسي كه در قالب هفته نامه و ماهنامه هايي به مالكيت گروهها و دستجات، است. در اين دوران مطبوعات از آزادي نسبي برخوردارند و حتي دست به انتقادهاي شديدي نسبت به دولت ورياست آن مي زنند! تعداد عناوين نشريات اين دوره كمتر از 90 عنوان مي باشد. دوره دوم كه مصادف است با آغاز دوران جنگ تحميلي، در اين سالها مطبوعات به دليل شرايط خاص جنگي در يك محدوديت خاص قرار دارند. محدوديتي كه به اعتقاد دكتر افخمي بايد آن را خودسانسوري (شايد طبيعي و اجباري ) اما دانست اين افول تنها شامل تعدد موضوعي روزنامه ها نبود بلكه تيراژ روزنامه ها نيز، در اين سالها افول تقريبا چشمگيري را شامل شده است، كه مي توان ريشه آن را در محدوديت هاي مالي كل سيستم هاي دولتي و خصوصي از دانست ديگر ويژگيهاي اين دوره، مي توان به عدم استقلال خبرنگاران و وابستگي آنان به منابع صدور خبري ياد كرد. دكتر رسولي، كارشناس و استاد دانشگاه در زمينه خصوصيات اين دوره مي گويد: در اين دوران، مطبوعات كمتر به خواسته هاي عمومي پاسخ گفتند. به اين معنا كه مخاطبان، با سليقه هاي گوناگون، نتوانستند خواسته ها و نيازهاي خود را در مطبوعات روزنامه هاي آن زمان پيدا كنند. از ديگر ويژگيهاي اين دوره، كمبود نيروهاي متخصص دانشگاهي در عرصه مطبوعات و استفاده از نيروهاي جوان و تجربي كار در اين ميدان است. دوره سوم، همان دوران پس از جنگ، موسوم به دوران سازندگي است. در اين دوره، تحركي جديد در حوزه مطبوعات مشاهده مي شود و تيراژ عناوين مطبوعات تغييرات محسوسي پيدا مي كند. تغيير فضاي اجتماعي - سياسي كشور و سياستهاي جديد حاكم بر راهبري و فرهنگ موجب مي شود تا شاهد تغيير و تنوع در سوژه ها و موضوعات نو و رويكرد عامه گرايي در مطبوعات كشور باشيم. اما در اين دوره مطبوعات با مشكل ديگر مواجه مي شوند: يكي بودن مضامين اكثر آنها! لذا تمايل به انتشار هفته نامه ها و ماهنامه هاي غيرسياسي، تفريحي و ورزشي در اين دوران نسبت به گذشته بسيار بيشتر شده است. دكتر رسولي در زمينه علل اين تغييرات معتقد است: اين تغيير رويكرد حوزه فعاليت مطبوعات تا حدودي از سياسي به اجتماعي و غيرسياسي، برمي گردد به نيازهاي پاسخ داده نشده جامعه در دوران قبل، از سوي ديگر ضعف ساير رسانه ها در ايفاي نقش هاي سه گانه خود را مي توان دليل ديگر اين اقبال دانست. با تمام اين تفاصيل و اقبالي كه مطبوعات در اين دوران با آن مواجه بوده اند، تعداد عناوين مطبوعات منتشر شده در اين سالها از 600 عنوان تجاوز نمي كند. اما دوره آخر تحرك مطبوعات را مي توان به دوران بعد از دوم خرداد 1376 اطلاق كرد. در اين دوران باز هم مطبوعات هم از لحاظ تيراژ و هم از لحاظ موضوع افزايش قابل ملاحظه اي پيدا مي كنند. به عقيده متخصصين، اين روند از يك سو ناشي از سياستهاي خاص اعمال شده در حمايت از مطبوعات بوده و از سوي ديگر شرايط خاص حاكم بر فضاي سياسي كشور كه تكثرگرايي سياسي روزنامه ها را به دنبال داشت، به طوري كه امروزه از نظر شاخص هاي توسعه به نيمي از آنچه كه يونسكو تعيين كرده، نزديك شده ايم. اين روند، به علاوه تنگناهاي اقتصادي و مالي پيش روي مطبوعات، وابستگي مطبوعات به دولت و يارانه هاي دريافتي و از همه مهمتر وابستگي شديد روزنامه ها به آگهي ها -كه تمايل روزنامه ها به قطع وابستگي به دولت را تداعي مي نمايد - از جمله تصاوير اين تابلوي توصيفي به است هر حال، آنچه كه واضح است حكايت از آن دارد كه در طول تاريخ، هيچگاه روزنامه نگاران حرفه اي، در ايران مجال بروز و ظهور نيافته اند. اين حرفه نيز مانند تمامي حرف ديگر، انواع آدمها را در خود پرورش داده است، سفيد، سرخ! سياه!،، خاكستري و..! اما اين كه كدام يك از اين طيف در آينده، بر فضاي مطبوعاتي ما غالب خواهند شد و اينكه آينده روزنامه و روزنامه نگار ايراني چگونه خواهد بود، به نظر مي رسد، چندان قابل پيش بيني نباشد. حميدرضا خالدي