Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801107-53813S1

Date of Document: 2002-01-27

عادت هاي بد را كنار بگذاريم چاره اي جز اين نيست كه براي غلبه بر يك فن، يك ضدفن يا بدل را بكار برد، اما چگونه...؟ زندگي مجموعه اي از عادتهاست و درصد بسياري از اعمال ما را عادتها تشكيل مي دهند، عادتها را مي توان به سه دسته عادات معمول، خوب و بد تقسيم كرد. مفهوم عادت: انجام كار و يا تفكري كه براي بار اول رخ مي دهد، آگاهانه مي باشد ولي در صورت تكرار آن بنابر فاصله زماني هرچه بيشتر صورت گيرد با در نظر گرفتن شخصيت ذاتي افراد، اراده يا آگاهي فرد، كمرنگ و كمرنگ تر مي گردد تا جايي كه ديگر عمل فوق بدون خواست واقعي يا آگاهي كامل توسط فرد انجام مي گيرد و به اصطلاح در ضمير ناخودآگاه ثبت مي گردد در اين صورت مي گوئيم فرد به آن كار يا تفكر عادت كرده است. زندگي همه ما پراز عادتهاست - الف: عادات معمول، مثلا رانندگي، شخصي كه به تازگي رانندگي را ياد گرفته است هنگام نشستن پشت فرمان بسياري از مراحل را مانند استارت زدن يا قبلش خلاص كردن دنده، تنظيم آينه ها و غيره را كاملا آگاهانه و كلاسيك انجام مي دهد، اما بعد از مدتي تكرار اين اعمال را خودبه خود انجام مي دهد و به عبارتي عادتا رانندگي را بطور صحيح انجام مي دهد. ب: عادات خوب: عاداتي است كه انجام آن ها نوعي مزيت اخلاقي انساني به حساب مي آيد، مانند: هنگامي كه انسان براي بار نخست به بزرگتر از خود سلام مي كند يا به عبارتي از كودكي آموزش مي بيند كه به بزرگتر احترام بگذارد يا از پدر و مادرش حرف شنوي داشته باشد، با آگاهي و خواست قبلي چنين مي كند، اما كم كم تكرار اعمال نيك يا تفكرات نيك در ضمير ناخودآگاه ثبت مي گردد و به اين اعمال نيك عادت مي كند، اعمالي نيز مانند مسواك زدن، شستن دست و صورت پس از بيداري و غيره نيز كه منجر به سلامت جسم مي باشند از همين قبيل اند. ج: عادات بد: كه مذموم و در واقع ضرر رساننده به جسم يا فكر هستند و انسان را از مسير اصلي زندگي و رستگاري باز مي دارند و منحرف مي نمايند. اگراين اعمال عادت گردند بسيار بدترند و انسان دچار گرداب نيستي مي گردد، بطور مثال هنگامي كه انسان براي بار اول دروغ مي گويد، آگاهانه دروغ مي گويد اگر اين عمل تكرار ديگر گردد، دروغ گفتن برايش عادي و اصلا غيرارادي مي شود، چون ذهن خود را چنين پرورش داده و در ضمير ناخودآگاه ثبت كرده، به عبارتي پرورش ذهن در جهت انجام كاري كه نمود آن كار براي انسان خودبه خود حال مي گردد چگونه مي توان از يك عادت بد بازگشت كرد، بهترين راه عمل معكوس و از سر صبر است - شما مي خواهيد يك عادت بد يا يك وسواس خاص را ترك كنيد اول بايد به اين نتيجه يا اعتقاد رسيده باشيد كه عادت شما براي جسم يا فكرتان مضر است به عبارتي خواست ترك عادت بايد در شما تقويت گردد تا جايي كه در يك زمان به شيوه اي كه در ادامه آمده است ترك را شروع كنيد. زمان شروع هرچه تعويق بيافتد مشكل غامض تر از قبل مي گردد چون شما آگاهي نسبت به اين عمل كه بد است داريد و انجام آن باعث رنجش فكري شما و عدم اعتماد به نفستان خواهد شد و ترك عادت يا وسواس را مشكلتر مي سازد. گفتم كه عادت، آگاهي را سلب كرده به عبارتي انجام فعل بدون تجزيه و تحليل خاص و بسيار سريع از مغز فرمان مي گيرد و شما آن را انجام مي دهيد. بنابر اين چاره اي جز اين نيست كه براي غلبه بر يك فن، يك ضدفن يا بدل را بكار برد، اما چگونه..؟ به اين صورت كه مثلا شما مي خواهيد سيگار كشيدن را ترك كنيد، شما اول بايد آگاهي و اراده را در مورد اين عمل در خود زنده كنيد، به عبارتي عملي كه براي بار نخست يا بارهاي نخست سيگار كشيدن انجام مي داديد را تكرار كنيد، وقتي به گذشته برمي گرديد يادتان مي آيد وقتي نوجوان بوديد كاملا با برنامه و تفكر به سمت سيگار فروشي مي رفتيد و سيگاري تهيه مي كرديد و احيانا پنهاني مي كشيديد هيچكدام از اين اعمال را خود به خود انجام نمي داديد، حال نيز وقتي به سمت سيگار فروشي مي رويد و سيگار مي خريد آگاهانه اين كار را بكنيد و پيش خود بگوييد من مي خواهم سيگار بخرم و دود كنم گرچه حتي مي دانم برايم ضرر دارد (توضيح اينكه: اين مورد با وقتي كه شما آگاهي داريد ولي اقدامي و در واقع نيتي در جهت ترك نداريد كاملا متفاوت است، اينبار شما آگاه به مساله هستيد و زيان هاي آن را مي دانيد اما آن را انجام مي دهيد و در دل نيتي تمام و كمال در جهت ترك داريد و در واقع با نيت ترك خود را در مرحله شروع قرار مي دهيد. ) هرگز نمي گويم از تعداد سيگارتان بكاهيد نه، فقط جمله بالا يا مشابه آن را هنگام خريدن سيگار تكرار كنيد و اين عمل را مدتي انجام دهيد و پس از مدتي بگوئيد مي خواهم سيگار بخرم و دود كنم ولي كمتر به خود ضرر بزنم پس كمتر مي خرم و مي كشم و كمتر بخريد و بگوئيد به خودم كمتر ضرر زدم، حال، شما گامي بس ساده ولي بس بلند در جهت تقويت اعتماد به نفس خود و سلامت خود برداشته ايد به عبارتي مثل بوكسوري كه يك ضربه گيج كننده به حريف خود زده ولي مترصد زدن ضربه نهايي و پيروزي كامل است، جمله و عمل كمتر خريدن و كمتر ضرر زدن را تكرار و تكرار كنيد، كشيدن سيگار را كمتر و كمتر كنيد، مراقب باشيد هرگز در اين مرحله كه در واقع مرحله حساسي است بي مقدمه ترك كامل نكنيد (و البته نبايد بگذاريد حريفتان از گيجي خلاص گردد و در حالت گيجي آن بايد ضربه نهايي را وارد سازيد ). شروع مرحله آخر زماني است كه شما مي دانيد و اعتقاد كامل داريد اين عمل كه گرچه هم اكنون آن را كاهش داده ايد ولي هنوز انجام مي دهيد غيرعاقلانه، غيرانساني و كاملا مضر است، هرگز احساس تنفر را (در اينجا سيگار ) در خود زنده نكنيد بلكه احساس راندن و دور شدن، خصوصا از لحاظ ذهني را تقويت سازيد دور و دورترش كنيد و از ذهن خود برانيد تا جايش در ذهنتان خالي شود و اين خلا را حس كنيد، دو راه داريد يا بذر فعل نفي و انجام ندادن آن كار را به جايش در ذهن خود بكاريد يا جايگزيني مثبت و سازنده بيابيد و آن را تقويت سازيد و يا هر دوي اين اعمال با هم كه من اين را توصيه مي كنم. با اين توضيحات مرحله آخر اين است كه: بگوئيد من ديگر آگاهانه سيگار نمي كشم و براي تقويت بيشتر به عوامل باز دارنده مانند ورزش يا كتاب خواندن و فعاليت كاري بيشتر همراه با تقويت جمله بالا در ذهن بپردازيد. كم كم يادتان مي رود روزي سيگار مي كشيديد و آنقدر سيگار را از ذهنتان دور كرده ايد كه ديگر آن مهمان ناخوانده يك غريبه در يك ديار دور است. براي تمام عادات بد ووسواس هاي رنج آور و مضر مي توان روش بالا را بكار برد حتما امتحان كنيد. شهرام حجازي فرهمند مهندس الكترونيك