Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801105-53794S2

Date of Document: 2002-01-25

ميلاد چرا؟ زنان شادي صدر چرا؟ زنان چرا صفحه؟ زنان اصلا چه دليلي دارد وسط اين همه صفحه روزنامه كه براي همه، چه زن و چه مرد منتشر مي شود صفحه اي خاص مسئله زنان وجود داشته؟ باشد و... اينها سوالاتي بود كه پيش از اين كه ديگران از ما بپرسند خودمان پرسيده و بعضي از پاسخ هايش را يافته بوديم. ما از خودمان پرسيديم: مگر نمي گوييد نبايد هيچ كس فقط به دليل زن بودن يا مرد بودن از داشتن حقي محروم شود يا حقي را به دست؟ آورد مگر ادعا نداريد همين تقسيم كارهاي دنيا به مردانه و زنانه و فروكردن زنان و مردان در قالبهاي از پيش تعيين شده است كه تبعيض و نابرابري را ايجاد؟ مي كند مگر نمي گوييد وقتي از همان بچگي دخترانمان را فقط براي همسر بودن و كار خانه و بچه داري بزرگ مي كنيم و پسرانمان را بي آنكه نقشي در تربيت فرزندان خود داشته باشند براي فعاليت اجتماعي و اقتصادي بار مي آوريم چطور انتظار داريم در بزرگسالي بتوانند از ظرفيت هاي انساني ديگرشان استفاده؟ كنند پس چرا حالا خودتان يكي از صفحات روزنامه را جدا كرده و عنوان زنان بر آن؟ نهاده ايد اصلا جدا كردن زن و مرد چه معنايي جز ايجاد اختلاف بين دو جنس؟ دارد در ابتدا پاسخي جز سكوت و تسليم نداشتيم. ظاهرا خلع سلاح شده بوديم. اما بعد كه بيشتر خوانديم و كمي بيشتر فكرهايمان را روي هم ريختيم ديديم كه نه! همه چيز انگار وارونه مطرح شده است. درست است كه به انسان بايد به عنوان انسان فارغ از جنسيتش پرداخت اما نگاه جنسيتي به همه چيز و همه كس را ما به وجود نياورده ايم كه با ناديده گرفتن و نپرداختن به آن از طرف ما از بين برود. نگاه جنسيتي با رويكرد برتر دانستن يك جنس در تمام امور و نفر دوم دانستن جنس ديگر چنان بر زندگي خصوصي و حيات اجتماعي تك تك ما سايه انداخته كه نمي توان آن را نديده گرفت يا از كنار آن گذشت. اين نگاه و اين طرز تلقي بنيادين خواه ناخواه مسائلي به وجود مي آورد كه خاص زنان است. اين مسائل هر چند اثر نامطلوب خود را بر پيكره جامعه كه مردان نيز نيمي از آن را تشكيل مي دهند مي گذارد ولي نه به آن اندازه كه در زندگي زنان تعيين كننده و آزاردهنده است. ساختارهاي مردسالارانه ابتدا و بيش از همه قربانيان خود را از ميان زنان و پس از آن از بين كودكان مي گيرد. از اين روست كه ما بي آنكه بخواهيم با مسايلي مهم روبه روييم كه فقط براي زنان به عنوان مسئله مطرحند. در جهاني برابر و آرماني طبيعي است كه مسئله اي با عنوان مسئله زنان وجود نداشته باشد اما واقعيت اين است كه خشونت خانگي، كار بدون مزد و طاقت فرسا در خانه، نابرابري هاي حقوقي، آزار و اذيت هاي جنسي، كليشه هاي فرهنگي تحقيركننده و.. مسائل خاص زنان است. از طرفي تجربه ثابت كرده اگر قرار باشد مسائل زنان در كنار ساير مسائل مطرح شوند هميشه اين خطر هست كه به هزار و يك دليل مسائل ديگر مهم تر و اساسي تر و مسائل زنان فرعي، كم اهميت و بدون مخاطب تلقي شود زيرا اهميت يا بي اهميتي يك موضوع هم با مترها و معيارهاي همين جامعه مردسالار تعيين مي شود، جامعه اي كه به راحتي مي تواند مسائل هر روزه نيمي از جمعيت را ناديده بگيرد يا كم اهميت تلقي كند. در جهاني كه قرن هاست عميقا به دو بخش زنانه و مردانه تقسيم شده نمي توان با گذشتن از كنار اين تقسيم بندي و عدم شناخت عوامل ايجاد و تقويت هر روزه آن به جهاني بدون كليشه، تبعيض و ساخته شده براساس توانايي انسان ها و نه نقش جنسيتي از پيش تعيين شده شان دست يافت.