Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801105-53794S1

Date of Document: 2002-01-25

لحظه انفجار نزديك است مدير امور تخصصي پژوهشي سازمان پزشكي قانوني پيش از اين اعلام كرده بود 70 درصد خشونت ها و آزارها در كشور در محيط خانه انجام مي گيرد مهتاب رحيمي زن چادر را مي كشد توي صورتش. گوشه خيابان تنها ايستاده است. كمتر عابري به او توجه مي كند. زن ايستاده است اما تمام آناني را كه از كنارش بي هيچ اعتنايي مي گذرند نگاه عصر مي كند است. چهره اش معلوم نيست. من هم از كنارش مي گذرم. بدون آن كه توجهم را جلب كند. فقط وقتي دو ساعت بعد كه برمي گردم و او را چند قدم آن طرف تر از جاي اولي كه ايستاده بود مي بينم، حواسم جمع او مي شود. چهره اش شهرستاني است. روي پله خانه اي در يكي از خيابان هاي شرقي شهر نشسته است. سرش را توي دست هايش مي گيرد. اين بار من پا پيش صدايش مي گذارم كه مي كنم يكه مي خورد. خود را جمع مي كند. ترسيده است. اعتماد نمي كند و حق دارد. اصرارهاي من جواب مي دهد: شوهرم از خانه بيرونم نمي دانم كرده بايد كجا بروم. اولين فكري كه به ذهنت مي رسد اين است كه دروغ مي گويد. اين هم طريقه جديد كلاشي ما است بارها مردان و زنان ظاهرا محترمي را ديده ايم كه با خجالت جلويت را مي گيرند و مي گويند كه كيف پول شان را گم كرده و در راه مانده اند و يا اين كه خانواده دار و آبرومند هستند و كمك طلب مي كنند. خود را جمع مي كنم و او هيچ عكس العملي نشان نمي دهد. حتي نمي خواهد براي لحظه اي درنگ كني. خب برو خونه پدر و مادرت اين را من مي گويم. و جواب مي دهد: آنها شهرستان هستند و هيچ فاميلي در تهران ندارم. مگر؟ مي شود در چنين مواقعي اعتماد سخت است. مي گويم: خب پشت در خانه باقي مي ماندي. مي گويد: مرا بدون چادر بيرون كرد فقط وقتي گريه كردم و در زدم چادرم را پرت كرد بيرون. وقتي دوباره در را بعد از نيم ساعت باز كرد و ديد آنجا ايستاده ام، فحش داد. فحش هاي بد. بغض گلويش تركيد. با گوشه چادرش اشك هايش را پاك كرد. مي گويم كه برو خانه يكي از همسايه ها و مي گويد با هيچ همسايه اي رفت و آمد ندارد يعني اجازه سلام وعليك ندارد چه رسد به رفت و آمد، مي گويد: اگر بروم خانه همسايه مرا مي كشد. وقتي با زن همسايه ام سلام وعليك كردم آن قدر كتك خوردم كه انگشت دستم در رفت و حالا بروم خانه شان و شب؟ بمانم چرا طلاق؟ نمي گيري رنگش پريده اش پريده تر مي شود. طلاق. اين بار پدر و برادرهايش او را مي كشند. پرسيدم: شوهرت معتاد؟ است و جواب شنيدم: نه پرسيدم: بيكار؟ است و جواب داد: نه پرسيدم... و آخر فقط گفت: اخلاق ندارد و بعد تعريف كرد كه زن دوم اوست 250 سال از شوهرش كوچكتر است. وقتي زنش شده نمي دانسته زن دارد، او از يكي از روستاهاي سبزوار آمده وضع است مالي پدرش متوسط است. مرد وقتي براي خواستگاري رفته بوده سن اش را دروغ گفته است. از زن اول پنج فرزند دارد و از اين يكي سه بچه. حالا او را بيرون كرده است، چون اخلاق ندارد. مي خواهي چه؟ كني من مي پرسم درحالي كه مي دانم پاسخ چيست. با خود كلنجار مي روم. چه؟ كنم شب شده است. يك زن تنهاي روستايي در شهر بزرگي مثل تهران. نمي توانم به خانه ببرمش. شايد... اما اگر راست گفته باشد. محل خانه اش را مي پرسم و جواب مي شنوم كه در يك مجتمع مسكوني در يكي از محله هاي افسريه زندگي مي كند كه دور مجتمع حصار دارد. مي گويم: برو به مجتمع خودتان. در اتاق نگهباني بنشين. فردا شايد فرجي شد اين بار من مي خواهم پولي به عنوان كرايه ماشين بدهم تا خود را به خانه برساند و او قبول نمي كند. او چند محله و خيابان از خانه اش دورتر است اما مي گويد پياده و مي روم من به خانه هاي امن براي زنان فكر مي كنم. خانه هايي كه شايد اگر باشند آمار بسياري از معضلات اجتماعي ما كاهش يابد. درست يك سال ونيم بعد يك خبر در روزنامه منتشر شد. خبر كوتاه بود. خبر ايجاد مراكز اسكان موقت براي زنان در معرض خشونت توسط معاونت امور خانواده و زنان سازمان بهزيستي را مي گويم كه براساس آن در 14 استان كشور براي پيشگيري از آسيبها و ارائه خدمات اجتماعي فوري به زنان بي سرپناه و در معرض خشونت و براي بهبود شرايط زندگي اين دسته از زنان اين مراكز راه اندازي شده است و از سال آينده و به تدريج در ساير استان ها نيز چنين مراكزي ايجاد خواهد شد و مطابق يك برنامه زمان بندي گسترش اين گونه خدمات در فهرست برنامه هاي اين سازمان قرار گرفته است. هرچند اين حركت دير و سرعتش لاك پشتي است، اما اميدواركننده است. در سال هاي اخير كشور ايران و به ويژه شهرهاي بزرگ با واقعيت هاي اجتماعي خاصي روبه رو شدند كه محصول تحولات اجتماعي و مسائل روز هستند. پديده دختران فراري، زنان خياباني، كودك آزاري و خشونت عليه زنان واقعيت هايي هستند كه امروز نه به عنوان مشكل بلكه به صورت يك بحران اجتماعي ظهور كرده اند و مسائل و تبعات بعدي آن گسترش چشمگيري داشته اند. وجود چنين پديده هاي بحران سازي در جامعه امروز ايران مانند بمب ساعتي است كه لحظه انفجار آن چندان دور نيست. وجود انكارناپذير وضعيت نامناسبي كه امروز به ويژه براي دختران و زنان در پيش رو داريم سبب شده تا مسئولين امور اجتماعي و فرهنگي كشور اقداماتي را هرچند به صورت بسيار محدود آغاز كنند. خانه هاي ريحانه، مراكز اسكان موقت براي زنان در معرض خشونت، مركز اقامت موقت در راه ماندگان براي زنان (ابن سبيل ) و ايجاد مراكز مشاوره و همچنين افزايش نهادها و سازمان هاي غيردولتي كه فعاليت خود را بر روي اين گونه مسائل متمركز ساخته اند، هرچند نمي تواند پذيراي همگي زناني باشد كه با مشكلاتي از اين قبيل مواجه هستند، اما نخستين گام به سوي ايجاد يك سيستم مناسب براي كاهش ميزان سير صعودي اين بحران هاي اجتماعي كه هم اكنون گريبان جامعه امروز ايران را گرفته به شمار مي روند. مراكز اسكان موقت براي زنان در معرض خشونت كه به دليل نبودن آمار رسمي در مورد تعداد اين زنان كه نمي توانيم وفور آن را انكار كنيم، نويدبخش حركت هاي مثبت و موثر در جهت كاهش و التيام مشكلات اين دسته از زنان است كه به لحاظ خلاهاي قانوني حتي در بدترين شرايط و عدم امنيت جاني نيز، پيش از اين هيچ پناهگاه و ماوايي براي حفاظت خود نداشته اند. تنگناهاي قانوني اقامت زناني كه از سوي افراد خانواده يعني همسر يا فرزندان خود مورد خشونت و آزار قرار گرفته اند در مراكز اسكان موقت مشكلات قانوني را نيز به همراه دارد. يك حقوقدان در اين باره مي گويد: به طور كلي و براساس قانون زن بايد در محلي كه شوهرش براي وي تعيين مي كند اقامت كند. وقتي زني از خانه خود خارج مي شود، در شرايطي كه تحت آزار و خشونت جسمي و حتي شديدترين انواع خشونت جنسي و روحي قرار گرفته باشد تا زماني كه نتواند در دادگاه اين مسئله را ثابت كند، نمي تواند منزلي جدا براي سكونت داشته باشد. وي مي گويد: زن تا زماني كه در دادگاه ثابت نكند كه بودن وي با شوهرش در يك مكان متضمن خوف، ضرر بدني، مالي يا شرافتي است نمي تواند در محلي ديگر زندگي كند. از سوي ديگر اگر زني كه مورد آزار قرار گرفته به مكاني ديگر پناه ببرد، شوهر وي مي تواند شكايت كند و به لحاظ عدم تمكين نيز شوهر تكليفي براي پرداخت نفقه زن ندارد و در شرايط طبيعي نيز در صورتي كه زن نتواند مدركي دال بر آزار ديدن خود ارائه كند، كه ثابت كردن آن چندان آسان نيست، دادگاه راي به برگشت وي مي دهد. با توجه به اين شرايط مراكز اسكان موقت زنان كه از آن تعبيري جز خانه هاي امن، چنان كه در بسياري از ديگر كشورها وجود دارد نمي شود كرد، با يك خلا قانوني مواجه است و نمي تواند بسياري از زناني كه با اين مشكل مواجه هستند را پذيرا باشد. پرويز زارعي، معاون امور خانواده و زنان سازمان بهزيستي كه متولي ايجاد مراكز اسكان موقت براي زنان در معرض خشونت است در اين باره مي گويد: زناني كه از اين مراكز استفاده مي كنند يا از طريق مراجع ذي صلاح، يعني دادگستري به اين مراكز معرفي مي شوند كه براساس راي دادگاه و حكم قانوني اجازه سكونت در اين مراكز را به صورت موقت دارند و يا اين زنان به صورت خود معرف به اين مراكز مراجعه مي كنند و در اين صورت، ما مراحل قانوني را طي مي كنيم، به اين صورت كه پس از مصاحبه با اين افراد مورد به دادگستري منعكس مي شود و پس از اين كه با نظر قوه قضاييه و مسئولين مشكل سرپرستي حل شد اين زنان مي توانند در اين مراكز به صورت موقت اسكان يابند و در صورت نياز از خدمات اورژانسي و مددكاري اين مراكز استفاده كنند. همچنين با توجه به هماهنگي هايي كه با مراكز انتظامي صورت گرفته، در موارد مراجعه زنان به اين مراكز روش هاي قانوني براي اقامت در اين مراكز مشخص شده است. وي ادامه مي دهد: زماني كه زني به دليل خشونت شوهر و گاه فرزند معتادش ناگزير به خروج از خانه مي شود به دليل شرايط خاص جامعه نبايد بگذاريم حتي يك ساعت هم بي سرپناه بماند. در مراكز اسكان موقت كه مددكاران آن زن هستند وضعيت وي بررسي مي شود و با توجه به شرايط تا سه ماه مي تواند در اين مركز اقامت كند و پس از آن مراكز مداخله در بحران كه از يك تيم تخصصي كه شامل پزشك، روانپزشك، روانشناس، مددكار و پرستار است، وضعيت فرد را به دقت بررسي مي كنند و در صورت نياز به اقامت طولاني تر حتي تا يكسال اقدامات مددكاري و كمك هاي مالي يا اسكان در خانه هاي سلامت براي ايشان فراهم خواهد شد. زارعي همچنين مي افزايد: در برخي مسائل و مشكلات هم اكنون با تنگناهاي قانوني مواجه هستيم. به عنوان مثال در مورد عسر و حرج زنان براساس قانون، قاضي راسا تصميم گيري مي كند در صورتي كه همان طور كه در تصادفات از كارشناسان راهنمايي و رانندگي و در موارد ضرب و جرح از پزشك قانوني نظرات كارشناسي خواسته مي شود. صحيح تر آن است كه براي تشخيص و صدور راي در موارد عسر و حرج از كارشناسان، روانشناسان و يا مددكاران سازمان هاي تخصصي مربوطه نيز مشاوره گرفته شود. خشونت همگاني خشونت عليه زنان پديده اي مختص به جامعه ايران نيست، آزارهاي جسمي، خشونت و حتي تجاوز در محيط خانه و از طريق شريك زندگي و يا افراد خانواده كه از آن تحت عنوان خشونت خانگي نام برده شده در بسياري از كشورهاي جهان ديده مي شود. مطابق آمارهاي رسمي 60 درصد زنان بنگلادشي در خانه مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند و 50 درصد مرگ و مير زنان در بنگلادش ناشي از همين خشونت هاي خانگي است. در 8 ماهه نخست سال 2000 ميلادي در اسپانيا 33 زن به دليل ضرب و شتم شوهرانشان جان خود را از دست داده اند سالانه 500 هزار زن آلماني به همراه كودكانشان خانه هاي خود را ترك مي كنند و به طور متوسط از هر سه زن يك نفر قرباني خشونت هاي خانگي مدير مي شود امور تخصصي پژوهشي سازمان پزشكي قانوني پيش از اين اعلام كرده بود 70 درصد خشونت ها و آزارها در كشور در محيط خانه انجام مي گيرد. در هندوستان 40 درصد زنان متاهل مورد ضرب و جرح و آزاد جنسي همسرانشان واقع مي شوند و در تايوان در هر 24 ساعت بيست زن به دليل خشونت همسرانشان درخواست كمك مي كنند. مدير صندوق توسعه سازمان ملل متحد اعلام كرده است حداقل از هر سه زن يك زن در طول عمر خود مورد ضرب و شتم قرار گرفته و يا برخلاف ميل خود مجبور به تحميل و تمكين مي شود. هرچند مطابق آمارها پديده خشونت خانگي فقط منحصر به زنان نيست و در برخي كشورهاي غربي از جمله آمريكا مردان نيز دچار خشونت هاي خانگي هستند اما تعداد زناني كه مورد خشونت و تجاوز فيزيكي قرار مي گيرند بسيار بيشتر از مردان است. همين امر سبب شده است تا در بسياري كشورها مراكزي نظير مراكز اسكان موقت زنان، ايجاد شود. اين مراكز كه تحت عنوان خانه هاي امن يا پناهگاه زنان و مراكز امداد در اغلب كشورها موجود است، براي ارائه خدمات ايمني بيشتر به زناني كه در اين رابطه نيازمند كمك هستند يا در معرض خشونت، آزار و حمله قرار دارند تاسيس شده در است ديگر كشورها به ويژه در اروپا يا آمريكا علاوه بر مراكز دولتي، سازمان هاي غيردولتي نيز در اين زمينه فعاليت مي كنند. زناني كه در معرض خشونت قرار دارند حتي با تلفن به اين مراكز مي توانند از حمايت هاي آنان بهره مند شوند. خانه هاي امن معمولا آدرس هاي مخفي دارند تا زماني كه به اين مكان ها پناه آورده اند بدون بيم از حمله مجدد از سوي همسرانشان تا رفع مشكل به تنهايي يا همراه با فرزندانشان زندگي كنند. اين مراكز كه عمدتا قربانيان خشونت خانگي و تجاوز را حمايت مي كنند در نخستين اقدام سرپناهي امن براي زن و فرزندانش تامين مي كنند و پس از آن در اين خانه ها خدمات مشاوره اي، كمك هاي پزشكي، پرستاري از كودكان و همچنين مشاوره حقوقي و حمايت هاي استخدامي ارائه مي شود.