Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801105-53789S1

Date of Document: 2002-01-25

پاياني غم انگيز براي دوزيستان تخريب زيستگاه ها، معرفي گونه هاي غيربومي بهره برداري هاي تجاري، آلودگي شيميايي، عوامل بيماري زا و نيز تغييرات زيست محيطي عمده در سطح جهان از مهمترين علل كاهش جمعيت دوزيستان به شمار مي رود دانشمندان دست كم سه علت بالقوه را براي نقص عضو و بدريختي هاي جنيني دوزيستان كه به شكل ازدياد دست و پا ظهور مي يابد، مورد شناسايي قرار داده اند و پرتوهاي فرابنفش، آفت كش ها و عفونت هاي انگلي را به عنوان مهم ترين علل ايجاد چنين بيماري ها و نقص عضوهايي در دوزيستان معرفي كرده اند. اندرو بلاستين (پرفسور جانورشناسي دانشگاه ايالتي اورگان آمريكا ) ترجمه: مژگان جمشيدي رويدادي بزرگ و اندوهبار در بسياري از مناطق اين كره خاكي در حال وقوع است و اين فاجعه چيزي نيست جز كاهش شديد جمعيت هاي دوزيستان جهان كه با سرعت هرچه بيشتر و به طور روزافزون در جريان است. دوزيستان گروهي از جانوران اند كه ما آنها را به خوبي مي شناسيم. قورباغه ها، وزغ ها و سمندرها حتي براي انسان هاي شهرنشين نيز جانوراني آشنا به شمار مي آيند; حيواناتي كه به دليل زندگي دو مرحله اي خود آنان را به اين نام مي شناسند. دانشمندان خبر از تلفات سنگين و تكان دهنده اي در ميان تخم دوزيستان مي دهند و گزارشات ديگري نيز نشان از كشف اجساد دوزيستان بالغ در برخي از مناطق دارد. شمار فراواني از اين جانوران دچار ناهنجاري ها و بدشكلي هاي جسمي نظير پاهاي اضافي و نقص عضوهاي بدني شده اند و به طور كلي مشاهدات و گزارش هاي مختلف حاكي از آن است كه دوزيستان در حال محو شدن از مناطقي هستند كه از ديرباز به وفور در آنجا يافت مي شده اند. توجه جدي به اين موضوع نخستين بار از سال 1990 كه انجمن تحقيقات ملي در كاليفرنيا گزارش خود را در اين خصوص و با عنوان معضلي جهاني در طبيعت ارائه داد، آغاز شد. كاهش قورباغه ها، وزغ ها و سمندرها كه همواره به عنوان شاخص بسيار خوبي جهت تعيين وضعيت محيط زيست يك منطقه مطرح بوده اند، اين نگراني را در ما دامن مي زند كه اوضاع زيست محيطي زيستگاه هاي زمين چندان مطلوب نيست و از سوي ديگر با نابودي اين مخلوقات براي هميشه از وجود چنين شاخص هايي محروم خواهيم شد. دوزيستان به دلايلي چند، بهترين و عالي ترين پيشگويان فشارهاي زيست محيطي به شمار مي آيند. اين جانوران پوست و تخم نفوذپذيري دارند كه در تماس مستقيم با آب، خاك و نور خورشيد قرار دارد و از اين رو پوست و تخم آنان به راحتي مواد سمي موجود در محيط را جذب مي كند و پوشش ناچيزي در برابر پرتوهاي مضر خورشيد براي آنها فراهم مي آورد. علاوه بر اين، داستان پيچيده زندگي دوزيستان نيز كه به طور معمول، يك دوره لاروي و آبزي (يا مرحله نوزادي كه نوزاد اين جانوران را تتار مي گويند ) و يك دوره بلوغ كه طي آن جانور قادر به زندگي در خشكي است را شامل مي شود و همين وضعيت مي تواند آنها را در معرض آلاينده هاي زيست محيطي قرار دهد. دوزيستان از نظر اندازه، ظرفيت توليد مثلي و پويايي جمعيت با هم متفاوت اند و در طيف وسيعي از اكوسيستم ها، نظير صحراها، جنگل ها و علفزارها يافت مي شوند، اما بيشتر آنان در نواحي گرمسيري زندگي مي كنند. با توجه به تنوع وسيع دوزيستان بعيد به نظر مي رسد كه تنها يك عامل مشخص دليل كاهش تدريجي جمعيت آنها باشد. دوزيستان از اجزاي اصلي بسياري از اكوسيستم هاي زمين هستند و حتي در بعضي مناطق، بيشترين مهره دار منطقه به شمار مي آيند. به دليل نقش بسيار مهم اين جانوران در شبكه حيات، كاهش جمعيت آنان مي تواند اثرات برجسته اي بر ساير گونه ها برجاي گذارد. دوزيستان در اكوسيستم هاي محل زندگي خود شكارچيان با ارزشي به حساب مي آيند و غالبا همه نوع جانور از قبيل مار، پرنده، ماهي و حتي بي مهرگان را شكار مي كنند. تتارها يا نوزادان اين رده از جانوران با تغذيه از گياهان و به عنوان گياه خواران مهم در زيستگاه هاي آبي در خدمت اين اكوسيستم ها هستند. از آنجايي كه سيستم تغذيه تتارها در طول زندگي آنان مي تواند به تغيير قابل توجه ويژگي هاي يك درياچه يا آبگير بيانجامد، نوسان جمعيت اين جانوران تغييراتي را در ميزان مواد غذايي، جلبك هاي آبي و غلظت مواد معلق در آب به دنبال خواهد داشت. كاهش جمعيت اين جانوران در سراسر جهان در حال وقوع است و يكي از چشم اندازهاي تاسف بار آن را مي توان در كشور كاستاريكا مشاهده كرد. در اين منطقه 20 تا 50 گونه قورباغه و وزغ همچون وزغ طلايي بسيار زيبا و بومي آن منطقه به يكباره در سال 1987 از يك محدوده 20 مايل مربعي در پي افت جمعيت ناپديد شدند و تداوم اين روند در منطقه موجب شد تا از 1500 وزغ طلايي يافت شده در آن سال تنها 11 جانور بالغ طي سال هاي 1988 تا 1990 باقي بماند و از پايان سال 1990 ديگر نمونه اي از اين گونه در آنجا به چشم نخورد. قورباغه شگفت آور ديگري نيز در سال 1973 در مناطق نسبتا بكري در بخش هايي از كشور استراليا يافت شد. اين قورباغه عجيب پرده از برخي اسرار فيزيولوژي گوارش و بارداري گشود، چرا كه قادر بود تا با توقف فرآيند گوارش خود و بلع و نگهداري تخم هايش در معده، از آنان پرستاري كند. اما اين گونه نيز در اواخر دهه 1970 در سراشيبي زوال افتاد و از سال 1979 در طبيعت مشاهده اين نشد گونه تنها نمونه اي از گونه هاي بسياري است كه در سرزمين استراليا از زماني دور در حال كاهش هستند. تحقيقات انجام گرفته بر روي وزغ معمولي اروپايي در جزيره اي دور از سواحل نروژ، يكي از بهترين نمونه مطالعات بلند مدت دوزيستان است كه زوال گونه ها را به وضوح به تصوير مي كشد. آرن سمب - يوهانس، زيست شناس دانشگاه اسلو، ضمن سال 24 مطالعه وزغ ها كاهش وزوال سريع گونه هاي اين جانوران را در سال هاي 1966 تا 1975 مورد بررسي قرار داده است. بررسي هاي وي نشان مي دهد كه جمعيت وزغ هاي معمولي اروپايي در اين جزيره اندك باقي مانده است و گونه هاي ديگري از اين جانوران نيز در سراسر اروپا در حال كاهش هستند. در آمريكاي شمالي نيز شماري از گونه ها به واسطه مرگ و مير تخم ها و نوزادان با كاهش جمعيت مواجه شده اند. به طور مثال در ناحيه ك سكيد ايالات متحده، دوگونه از قورباغه هاي خالدار و وزغ هاي معمولي در بيشتر مناطق غربي آمريكا ناپديد شده اند و در ايالت اورگان نيز تخم هاي لقاح يافته قورباغه هاي كسكيد و وزغ هاي غربي پس از طي يك دوره رشد و نمو، پيش از اينكه بتوانند از تخم خارج شوند به ميزان بي سابقه اي از بين مي روند. نرخ ناكامي تخم هاي وزغ معمولي در مناطقي از ايالت اورگان در طي دهه 90 در درصد 90حدود از كل تخم ها بود در حالي كه ميزان كاميابي تخم ها در رسيدن به مرحله لاروي در دهه هاي 1950 و 1960 در حدود 85 و غيرقابل مقايسه با دهه هاي اخير بود. به نظر مي رسد كه عوامل بسياري نظير تخريب زيستگاه ها، معرفي گونه هاي غيربومي، بهره برداري هاي تجاري، آلودگي شيميايي، عوامل بيماري زا و نيز تغييرات زيست محيطي عمده در سطح جهان از مهمترين علل كاهش جمعيت دوزيستان در قرن گذشته بوده باشد. علاوه بر اين يك سري فعل و انفعالات پيچيده در ميان برخي از اين عوامل نيز به رشد فزاينده اين معضلات دامن زده است. بسياري از دانشمندان تخريب زيستگاه ها را مهمترين دليل اين كاهش جمعيت مي دانند. دوزيستان نيز همانند ساير موجودات زنده با تخريب زيستگاه ها و يا تغيير كاربري منطقه در معرض تهديد جدي قرار به مي گيرند طور مثال قطع درختان و تخريب جنگل هاي مناطق گرمسيري به منظور تهيه الوار و سوخت و نيز ايجاد زمين هاي كشاورزي و تخريب اكوسيستم هاي طبيعي بيش از هر عامل ديگري براي دوزيستان منطقه پيامد منفي به دنبال داشته است. همين عامل يعني پاك تراشي جنگل هاي ملي در ايالات متحده مرگ و مير شديدي را در ميان اين جانوران موجب شد. جيمز پترانكا، جانورشناس دانشگاه آشويل در كاروليناي شمالي، و ديگر همكارانش طي تحقيقات خود نشان دادند كه پاك تراشي برخي از مناطق در آپالاچين جنوبي باعث كاهش 9 درصدي جمعيت سمندرها شده و شمار آنان را تا 250 ميليون كاهش داده است. زهكشي اراضي تالابي، تخريب وسيع جنگل ها و تغيير كاربري مناطق و زيستگاه ها به طور بالقوه مي تواند محيط را براي ادامه حيات دوزيستان غيرقابل استفاده كند. مصرف گسترده مواد سمي نظير آفت كش ها، كودهاي نتيريته و نتيراته و همچنين فلزات سنگين ضمن انباشت در محيط زيست سبب شده است تا دوزيستاني كه به اين سموم حساس اند، در كنار عوامل ديگري همچون آلاينده هاي هوا و اسيدي شدن آب و خاك بيش از پيش در معرض تهديد قرار گيرند. براي مثال، پژوهش هاي انجام شده در دانشگاه ايالتي اورگان نشان مي دهد كه لارو برخي از انواع قورباغه ها و سمندرهاي آمريكايي شمالي نظير قورباغه هاي خالدار غربي، قورباغه هاي پا قرمز و سمندرهاي شمال غربي حتي به مقادير ناچيز كودهاي نيتريته و نيتراته نيز حساس اند، اين در حالي است كه لارو گونه هاي ديگري مانند وزغ هاي غربي حتي در برابر غلظت بالاي اين كودها نيز آسيبپذير نيستند. آلودگي به طور آشكار آسيب فراواني به برخي از گونه هاي دوزيست وارد آورده به است عنوان مثال، اسيدي شدن آبگيرها در بريتانيا وزغ ها را از منزل گزيني در بسياري از مناطق بازداشته است. اسيدي شدن آب و آلودگي آن با فلزات سنگين در منطقه اي از جنوب شرق ايالات متحده به نابودي دست كم دو سمندر - دو دودمان از سمندرهاي شكم سياه و سمندرهاي پشت آبي - منجر شد. در كلرادو همچنان كه اسيدي شدن آب بر كاهش جمعيت سمندرهاي ببري موثر بود، بر كاهش جمعيت ساير گونه هاي دوزيست همچون وزغ شمالي نيز اثر قابل توجهي بر جاي گذارد. معرفي و رهاسازي گونه هاي غيربومي يا خارجي به محيطزيست طبيعي يك منطقه از ديگر تهديدات موجود بر عليه دوزيستان در سراسر جهان به شمار اين مي رود قبيل گونه ها به طور معمول عمدا و از سوي انسان ها به منظور كنترل زيستي و يا براي مقاصد زيبايي شناختي و يا استفاده هاي ورزشي و غذايي به محيط زيست معرفي مي شوند، اما گاهي نيز سهوا و به دليل مسافرت و جابه جايي انسان ها با هواپيما، كشتي و يا ماشين از نقطه اي به نقطه ديگر منتقل شده اند. ماهي ها و دوزيستان معرفي شده در يك ناحيه جديد - كه مي توانند از ساير دوزيستان تغذيه كنند و بر ساير منابع غذايي با آنها رقابت نمايند - خسارات سنگيني به گونه هاي دوزيست بومي در برخي از نواحي وارد آورده اند. براي مثال، در سيرانوادا ايالت كاليفرنيا و همچنين در ناحيه كسكيد ايالت اورگان بيشتر درياچه هايي كه سابقا قورباغه ها در آن سكونت داشته اند، امروز با تهي شدن از اين جانوران مملو از ماهي هستند. به همين ترتيب در ناحيه كسكيد نيز جمعيت سمندرهاي پنجه بلند به دليل معرفي و ورود ماهيان غيربومي متحمل خسارت هاي فراواني شده اند. علاوه بر اين، تحقيقات نشان مي دهد كه رفتار تدافعي در برابر شكارچيان تازه وارد و نوظهور - گونه هايي كه با يكديگر تكامل نيافته اند - هميشه كارا و موثر نيست. به طور مثال، قورباغه هاي بزرگ آمريكاي شمالي كه در آغاز قرن بيستم براي مصارف غذايي از ديگر نواحي ايالات متحده به كاليفرنيا و اورگان آورده شدند، به تدريج از حوضچه هاي پرورش به طبيعت وحشي وارد شدند. مطالعات اخير نشان داده است كه قورباغه هاي پا قرمزي كه در اورگان در جوار قورباغه هاي تازه وارد قرار گرفته اند، از نرخ رشد كندتري برخوردارند و به سبب آن جثه اي كوچكتر داشته و شانس بقاي شان كاهش يافته است. تعرضات و مصارف انساني نيز جمعيت دوزيستان را متحمل آسيبهاي شديدي كرده است. تجارت قورباغه ساليانه باعث صدور ميليون ها جانور در بيشتر كشورهاي جهان مي شود و برآوردها نشان مي دهد كه تا سال 1995 در حدود 200 ميليون قورباغه هر ساله از آسيا به ساير كشورهاي جهان صادر مي شده است. فروش قورباغه هاي رنگارنگ و زيباي نواحي گرمسيري نيز همچون ساير حيوانات همچنان ادامه دارد، اما خوشبختانه بيشتر اين گونه ها امروزه در اسارت هم پرورش داده مي شوند و اين امر فشار موجود بر روي جمعيت هاي وحشي را كاهش مي دهد. يكي ديگر از عوامل مهم و موثر در كاهش جمعيت دوزيستان، بيماري است كه متاسفانه در خصوص بيماري هاي اين جانوران اطلاعات كمي در دست است، باكتري ها، ويروس ها و قارچ هاي بيماري زا از جمله عوامل ايجاد بيماري در ميان اين جانوران محسوب مي شوند. براي مثال، نوعي قارچ بيماري زا به نام ساپرولجنيا، نقش قابل توجهي در مرگ ومير تخم دوزيستان آمريكاي شمالي داشته است. ساپرولجنيا به احتمال فراوان از طريق ماهي هاي آلوده معرفي شده به درياچه ها به منظور استفاده هاي تفريحي و ماهيگيري به دوزيستان منتقل شده است. اشعه فرابنفش خورشيد نيز تهديد قابل توجهي براي بقاي اين موجودات به شمار مي آيد. انتشار تشعشعات فرابنفش نوع B از قسمت هاي آسيبديده لايه ازن كه امكان عبور اين اشعه را به سوي زمين و موجودات آن فراهم مي كند مانع از موفقيت تخم گذاري بعضي از دوزيستان شده است. اين پرتوها با تاثير ماده وراثتي سلول ها مي توانند باعث جهش ژني و يا مرگ سلول شوند. آزمايشات به عمل آمده در استراليا، آمريكاي شمالي و اروپا به طور آشكار مشخص كرده است كه وقتي تخم دوزيستان از خطر پرتوهاي فرابنفش محافظت مي شوند، موفقيت در زادوولد آنان تا حد زيادي افزايش مي يابد. تغييرات اقليمي نظير پديده گرمايش جهاني نيز ممكن است دوزيستان را تحت تاثير اثرات خويش قرار دهد. براي مثال، تي. جي. سي بي بي، جانور شناس دانشگاه ساسكس در انگلستان، با پژوهش بر روي نقش تغييرات اقليمي در سطح جهان همچون گرمايش جهاني به بررسي عكس العمل و واكنش دوزيستان نسبت به تغييرات آب و هوايي در مناطق گرمسيري به هنگام زادوولد آنان پرداخته است. وي اظهار مي كند كه دوزيستان در دماي كشورهايي كه از تغيير اقليم متاثر مي شوند، زادآوري زود هنگامي را به نمايش مي گذارند. با وجود اين، مطالعات ديگري در بريتانيا و آمريكاي شمالي اين نظر را تاييد نكرده است. به نظر مي رسد همكنش پيچيده اي ميان گرمايش جهاني، بارندگي، پرتوهاي فرابنفش و عوامل بيماري زا وجود داشته باشد. مطالعه جديدي توسط زيست شناسان در اورگان بر روي وزغ هاي غربي پيچيدگي اين مسئله را نمايان ساخت. محققان آمريكايي به اين نتيجه رسيدند كه وقتي ميزان بارندگي كم مي شود، بعضي از دوزيستان تخم هاي خود را در آبهاي كم عمق مي گذارند و همين امر باعث مي شود تا بسيار آسان تر تحت تاثير پرتوهاي فرابنفش قرار گيرند و در پي آن تلفات و مرگ و مير نيز افزايش مي يابد. از سوي ديگر هر چه تخم ها بيشتر در معرض تشعشعات فرابنفش خورشيد قرار گيرند، نسبت به قارچ ساپرولجنيا بيشتر آسيبپذير مي شوند و امكان آلودگي آنان بالا مي رود. ميزان بارش، عمق آب و سرانجام قرارگيري در معرض اشعه فرابنفش به شدت به چرخه هاي ال نينو وابسته است; الگوهاي بلند مقياس اقليمي كه در نواحي گرمسيري اقيانوس آرام روي تبخير مي دهد آب دريا به دليل گرم شدن محيط در مناطق گرمسيري از نيمه دهه 1970 در سراسر جهان باعث بروز تغييرات اقليمي قابل توجهي شده و به طور حتم اين مسئله شيوع بيماري را در بيشتر اين مناطق دامن زده است. گزارش هاي رسيده از نقص عضو دوزيستان آمريكاي شمالي محققان را شديدا به فعاليت واداشته است. اگرچه بعضي از موارد اين بيماري اولين بار توسط دانشجويان محققي كه در حال بررسي قورباغه ها در تالابي واقع در هندرسون ايالت مينسوتا بودند، گزارش، شد; اما دوزيستان نقص عضودار در ميان غالب گونه هاي موجود از سمندرها، وزغ ها و قورباغه ها از سراسر جهان گزارش شده بررسي است اين محققان خبر از وجود مواردي از بيماري در ناحيه چشم و دست و پاي اين جانوران مي دهد. اگر چه دانشمندان از علل واقعي اين قبيل بيماري ها اطمينان كافي ندارند، اما دست كم سه علت بالقوه را براي اين ناهنجاري ها مورد شناسايي قرار داده اند و پرتوهاي فرابنفش، آفت كش ها و عفونت هاي انگلي را به عنوان مهم ترين علل ايجاد چنين بيماري ها و نقص عضوهايي در دوزيستان معرفي كرده اند. بررسي هاي آزمايشگاهي حاكي از آن است كه پرتوهاي فرابنفش مي تواند باعث نقص عضو و تغيير شكل در ناحيه چشم و اندام هاي بدن شود و علاوه بر اين، پژوهش هاي انجام گرفته در طبيعت نيز حكايت از خسارات چشمي در قورباغه هايي كه به طور مداوم در كوهستان هاي مرتفع آفتاب مي گيرند، دارد. نتايج آزمايشات انجام شده توسط دانشمندان در كاليفرنيا و نيويورك نشان مي دهد كه يكي از علل بد ريختي هاي جنيني دوزيستان كه به شكل ازدياد دست و پا ظهور مي يابد، با عفونت حاصل از نوعي انگل به نام كرم كبد در ارتباط است. اين انگل كه بخشي از چرخه زندگي اش را در بدن حلزون و يك پرنده مي گذراند، سرانجام با قرار گرفتن در داخل بدن تتار دوزيستان (نوزادان ) سبب افزايش شمار دست و پا حتي تا 10 عدد مي شود. نظريه اي حاكي از آن است آلودگي محيطها با كودهاي نيتروژني موجب افزايش جلبك ها و به دنبال آن افزايش تعداد حلزون هاي جلبك خواري مي شود كه حامل انگل كرم كبد هستند. امكان زنده ماندن دوزيستان تغيير شكل يافته به مراتب كمتر از ساير گونه هاي سالم است، البته اين قبيل بدريختي هاي جنيني در بسياري از جمعيت هاي در حال كاهش تاكنون يافت نشده اند و از اين رو اين بدريختي ها احتمالا به طور غير مستقيم با زوال جمعيت هاي جهاني در ارتباط هستند. تا زماني كه دوزيستان در معرض تهديدات انساني و طبيعي قرار دارند، روشن است كه جمعيت شان در سراسر جهان همچنان در مخاطره باقي خواهد ماند. عوامل مختلفي در كنار هم مسبب كاهش وسيعي است كه در ميان جمعيت دوزيستان به چشم مي خورد و كنترل برخي از اين عوامل نظير پرتوهاي فرابنفش و گرمايش جهاني نيز بسيار دشوار است. نگراني در خصوص اين قضيه بسيار مهم است، چرا كه دوزيستان در اكوسيستم هاي محل زندگي خود گونه هايي كليدي به شمار مي آيند كه به عنوان شاخصي مهم، وضعيت زيست محيطي اين زيستگاه ها را نمايان مي سازند. زوال دوزيستان نه تنها نابودي يك رده جانوري كه بازتابي از تخريب وسيع محيطزيست جهاني است كه در آن به سر مي بريم. بايد هر چه سريع تر براي رفع ريشه هاي تخريب چاره انديشيم، پيش از آن كه وضعيت برگشت ناپذير شود. منبع: Summer 2001, magazine DEFENDERS