Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801105-53787S2

Date of Document: 2002-01-25

نگاه آدينه ناكارآمدي دومين بورس پرسود دنيا سعيد طاهري بورس تهران در سال 2000 ميلادي كه ركود اقتصاد آمريكا و پس از آن وقايع 11 سپتامبر باعث ركود شديد اقتصاد جهاني و افت شاخص بورس اغلب كشورهاي دنيا شد روزهاي خوبي را سپري كرد. بورس تهران از لحاظ رشد شاخص و ميزان سوددهي در اين سال به عنوان دومين تالار بورس اوراق بهادار جهان شناخته شد. با اين حال، بورس تهران از بورس هاي ناكارآي دنيا محسوب مي شود كه برخي از پارامترهاي لازم براي يك بورس شفاف را در اختيار ندارد. مهم ترين دليل ناكارآيي بورس تهران، عدم پيوستگي و نظم در ارايه اطلاعات و آمار و ارقام شركت ها است. سيستم اطلاعاتي بورس، به گونه اي پي گير و جدي در مورد انتشار آمار و اطلاعات شركت ها عمل نمي كند. معمولا طولاني شدن زمان ارايه داده هاي شفاف از سوي شركت ها، باعث دامن زدن به شايعاتي مي شود كه درست يا غلط، بر معامله سهام اثر مي گذارد. از اين رو، افرادي كه به اطلاعات واقعي شركت ها دسترسي دارند - با توجه به ضعف سيستم نظارتي بورس تهران - به سود خود اقدام به خريد و فروش سهام مي كنند و سود كلاني به جيب مي زنند. فقدان قوانين لازم الاجرا درباره افرادي كه با اتكا به اطلاعات محرمانه و داخلي شركت ها اقدام به خريد و فروش اوراق بهادار مي كنند، بي پروايي در اين كار را تقويت هم چنين مي كند نبود يك سيستم نظارتي قوي در بورس تهران، با ضمانت اجرايي لازم براي امر مهم نظارت بر معاملات، عدم شفافيت در اين نهاد مالي را تشديد مي كند. علاوه بر اين، قيمت هاي سهام در بورس تهران فقط تحت تاثير عوامل حاكم بر بازار سرمايه تعيين نمي شوند. عوامل اقتصادي و گاه غيراقتصادي نيز به صورت برون زا و با آثار منفي و مثبت خارجي، بر بازار سهام تهران تاثير مي گذارند. عواملي چون تغييرات قيمت نفت، تغييرات نرخ ارز، قوانين و مقررات انتخابات و شرايط سياسي كشور و.. از عوامل مهمي اند كه اين بازار را به شدت تحت تاثير قرار مي دهند. از طرف ديگر، هنوز بورس تهران، مجهز به انجمن تحليل گران مالي نيست. خلا اين انجمن در ياري رساندن به معامله گران سهام، براي خريد و يا فروش بهتر، به طوري كه نفع افراد حداكثر شود، پر نشده است. در حال حاضر، كارگزاران بورس - كه وظيفه اصلي آنان خريد و فروش سهام است - براي جذب مشتري به سهامداران مشاوره مي دهند. اما از آن جا كه نفع شركت هاي كارگزاري در حجم معاملات سهام است، معمولا اطلاعات صحيح و مشاوره دقيق به سهامداران جزء كه داراي تعداد سهام ناچيزي هستند، ارايه نمي دهند، و اين مسئله ناشي از تضاد منافعي است كه برخي از كارگزاران با سهامداران جزء دارند. وجود قوانين، همراه با ضمانت اجرايي، براي مساوي كردن شرايط خريد و فروش سهامداران، از ديگر الزاماتي است كه بورس تهران براي شفاف شدن بدان نياز دارد. شرايط اقتصادي و سياسي كشور نيز بايد از چنان ثباتي برخوردار باشد كه حتي الامكان شرايط حاكم بر بازار، قيمت ها را تعيين كند و عوامل برون زا كمتر بر ارزش سهام اثر بگذارد. به وجود آمدن انجمن تحليل گران مالي، از ديگر ضرورياتي است كه بايد بورس تهران به آن مجهز شود. تشويق به تشكيل چنين گروه هايي و تربيت افراد متخصص در اين زمينه، ابزاري مناسب براي شفاف سازي بازار سرمايه كشور است. تنها با اين اصلاحات است كه بورس تهران مي تواند به رسالت خود در آينده عمل كند. در اين زمينه، اميدواري بسيار است.