Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801105-53785S6

Date of Document: 2002-01-25

پشت چراغ قرمز چراغ دوباره قرمز شد و من مجبورم باز هم پشت اين چراغ هاي اعصاب خرد كن معطل بشوم. خونم دارد به جوش مي آيد و هنوز چند كيلومتر با خانه فاصله دارم و معلوم نيست سر راه چند تا ديگر از اين چراغ ها وجود دارد. مثل هميشه در اين جور مواقع به دور و برم نگاه مي كنم. فروشگاه هاي زنجيره اي كه به سرعت در حال ساخت است نظرم را جلب كرده اين است يكي هم كه اين جا است دقيقا شبيه هماني است كه چند خيابان پايين تر ديدم با همان مغازه ها و طرح و تركيب و مطمئن ام سر راه باز هم شعبات آن را خواهم ديد. فروشگاه هاي زنجيره اي بلدرچين كه مثل قارچ از هر جا سر درآورده اند و مشكلات جديدي هم به وجود مي آورند مثل همين راه بندان هاي سنگيني كه الان توي آن گرفتارم. من ديگه تاب و توانش رو ندارم يعني ديگه ذهنم نمي كشه. كي مي گه كه رشد اقتصادي يعني نابودي بي محاباي كيفيت و آرامش زندگي اين ها لزوما با يكديگر هم معني نيستند. اصلا چرا بايد خانواده 4 نفره ما 200 متر فضا را به عنوان منزل اشغال كنند مگر ما چقدر جا براي زندگي ؟ مي خواهيم همه كساني كه الان مايكروفر مولينكس و آسياب برقي و آبميوه گيري چند كاره دارند سال هاي پيش با گاز فر دار و آبميوه گيري هاي معمولي خيلي هم راضي و راحت آن ها بودند دنبال آسايش آمدند و آرامش را از دست دادند. مي دانيد براي توليد همين وسايل شيك و مدرن چه مقدار هنگفتي از منابع گازي و نفتي بايد بي رحمانه از بين برود تا ما ماهي مان را به جاي ماهي تابه در مايكروفر سرخ كنيم و در پيركس راشن باخ؟ بخوريم اگر مردم اين ذهنيت بچه گانه را كه بهترين يعني جديدترين را كنار بگذارند و نخواهند هر آن چه دارند را تا آن جا كه مي توانند به رخ ديگران بكشند، دنيا بسيار زيباتر و قابل تحمل تر مي شد و ما گريبانگير مايكروفرهاي مدل به مدل و اين راه بندان ها نمي شديم. فرهنگ بي روح مصرف گرايي ما را تا خرخره در خود فرو برده است و ما گمان مي كنيم براي پركردن خلاها و فضاهاي خالي اطرافمان بايد بيشتر و بزرگ تر بخريم; مصرف كنيم باز هم مصرف كنيم و دوباره بخريم اما بزرگ تر و بيشتر از دفعه قبل. اين انديشه ملكه ذهن ما شده است و همه روزه نيز از طريق رسانه ها، راديو تلويزيون، اينترنت، روزنامه ها و حتي سخنراني ها بر آن تاكيد مي شود. اين طرز فكر كه من به عنوان انسان مدرن امروزي لايق اين هستم كه منابع بيشتري را مصرف كنم تا فلان ماشين مدل بالا را داشته باشم.؟ چرا چون توان خريدش را دارم و حتي اگر نداشته باشم قسطي مي خرم يا وام مي گيرم. هيچ كس از خودش نمي پرسد: آيا به آن نياز دارم و فقط به اين مي انديشد كه آيا من آن را مي خواهم يا نه! من هميشه به آدم هايي كه از سازمان اوپك گله مي كنند كه چرا نفت بيشتري توليد نمي كند و يا چرا قيمت نفت را افزايش داده است مي خندم. آمريكا 20 درصد جمعيت چين را دارد اما 75 درصد منابع جهان را استفاده مي كند! لذا بايد تغييراتي به سرعت در بنيادي ترين اصول مصرف پديد آيد. گفته مي شود كاني ها و منابع قابل استخراج برخي عناصر نظير بوكسيت ( آلومينيم ) و مس تا نيم قرن آينده به پايان خواهد رسيد. مصرف نفت در جهان هم اكنون به بالاترين ميزان خود رسيده است و تعداد منابعي كه ديگر قابل استفاده نيست و از بين رفته است بسيار چشمگير است. يادتان نرود ما داريم درباره مواد و منابعي صحبت مي كنيم كه ديگر جايگزين نمي شوند و وقتي تمام شوند ديگر تمام شده اند و از آب يا هوا يا حتي چوب صحبت نمي كنيم. بشر ده ها هزار سال است كه روي كره خاك راه مي رود و زندگي مي كند اما ميزان خسارت هايي كه در 150 سال اخير به زمين وارد شده است با تمام هزاره هاي قبل برابري مي كند. رشد جمعيت نگران كننده است چرا كه ميزان مصرف با رشد جمعيت رابطه مستقيم دارد كه در نهايت منجر به استفاده از منابع غير قابل بازگشت بيشتري حساب مي شود كتاب اين قضيه هم با خودتان. ما دو راه بيشتر نداريم يا بايد در الگوي مصرف خود تغييرات اساسي ايجاد كنيم يا فرزندان ما بايد بهاي حرص و طمع اجدادشان را بپردازند. دوباره چراغ سبز شد و من دوباره پشت يك چراغ قرمز ديگر گيرافتاده ام كه اتفاقا روبه روي يك فروشگاه بلدرچين است. اما ديگر جايي براي بلدرچين ها باقي نگذاشته است. ده دوازده تا ماشين از پاركينگ همين فروشگاه به جريان ترافيك مي پيوندند و من دوباره مي خندم. از همان خنده هاي عصبي، به خدا اين ها پيشرفت نيست!!