Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801104-53768S2

Date of Document: 2002-01-24

سگ كشي از نگاه خوانندگان ... مجهز به ابزار خشونت - در ديدگاه كارگردان اگر فرهنگ ملعبه تاريخ و از جمله تاريخ معاصر نبود، فيلمي ساخته نمي شد كه گلرخ كمالي ملعبه ناصر معاصر باشد و فرهنگ (گلرخ كمالي ) مجبور نبود كه به عناصر تشكيل دهنده دوران معاصر بگويد چقدر مي گيريد دست از سر من برداريد. - و مجبور نبود تا كيف پولي با رمز 1317 كه سال تولد پدرش است، (سال تولد بهرام بيضايي ) به دست گيرد و براي آن كه فرهنگ است، باج دهد. - و مجبور نبود در انتها ترك موطن نمايد و برود تا در كنار پدرش كه او هم فرهنگ نسل قبل است و اكنون پير و فرسوده و وحشت زده و بلااثر در گوشه اي افتاده بماند تا هر دو فرهنگ نسلها از حيزانتفاع و تاثير خارج شوند. - و مجبور نمي شد كه در ناعلاجي نام سگ كشي را بر تاريخ معاصرش بگذارد و مجبور نمي شد در كمال بدبيني كه واقع بيني اوست يادآور شود كه زر و زور و تزوير هميشه تاريخ بوده و در دوران معاصر نيز كماكان. - زر مطرح است كه از فرهنگ باج مي خواهند، كه اگر كل در بضاعت او نيست بايد به قدر وسعش بدهد تا سند بقايش را به او مسترد كنند. - زور مطرح است كه نمودش بر چهره گلرخ هويداست. - تزوير مطرح است كه ناصر قله آن است و تك تك عناصر دوران معاصر زر و زور خود را مصرف تزوير خود مي نمايند. - و لذا گلرخ كمالي حق دارد كه از ابتدا به دوران معاصر بدبين باشد و اگر كمالش دستور رجوع مي دهد و حتي براي جبران آن برخود مسئوليتي قائل مي شود، اما در ادامه درمي يابد كه خطا نرفته و شك او صحيح بوده است و حق هم همين است كه فرهنگ درست تشخيص دهد. - و گلرخ كمالي حق دارد كه در زمان مواجهه با پديده هاي تشكيل دهنده دوران معاصر عينك سياه به چشم بگذارد. - و حق دارد كه به سندهاي رهايي هم شك داشته و آنان را در نور چراغ وارسي كند تا مطمئن شود كه جعلي نيست. - و حق دارد عليرغم ماهيتش، خود را به ابزار خشونت مجهز نمايد، هرچند كه چنين ابزاري در دست او زار مي زند اما اين ابزار است كه ناموس او را از دست يازيدن مي رهاند. - و چه ساده انديش است كه از فرط خوش بيني ماهيتي، به رقيبش كه فرهنگ بوالهوسي و بي وفايي است، پناه مي برد و از او كمك مي خواهد. - و چه بي پناه است كه در عين كشف آن كه فرهنگ به طور مستمر تحت شنود است، اما كشف او بازدارنده نيست و اراده شنود و كنترل او كماكان برقرار مي ماند. - و چه جفاست كه اين همه نامردي و رذالت در مقابل تابلوي جوانان سلحشور بسيجي اتفاق مي افتد و هر روز هم بناي اين ناملايمات در حال ساخت و تكميل است و متاسفانه هيچكس نيست كه به تابلوي دست واسطه كوتاه بايد گردد توجه نمايد و به اين باج خوري لعين پايان دهد. غ. ر. ق