Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801104-53768S1

Date of Document: 2002-01-24

هميشه بايد حرفي براي گفتن باشد گفت وگو با مازيار ميري كارگردان فيلم قطعه ناتمام * آقاي ميري آيا دليل خاصي داشت كه براي اولين فيلمتان به جاي پرداختن به سوژه اي كه مورد پسند مخاطب است به يك سوژه حساس پرداختيد. - به اين دليل بود كه دلم نمي خواست يك صنعتگرباشم و هر موضوعي را به فيلم تبديل كنم. دلم مي خواست از دغدغه هاي ذهني ام كه برايم مهم است حرف بزنم. اصولااگر قرار باشد فيلمي بسازم بايد حتماحرفي براي گفتن داشته باشم. * انتخاب موسيقي به عنوان محور اصلي قطعه به ناتمام خاطر حساسيت برانگيز بودن اين موضوع بود يا به خاطر علائق و دلبستگي شخصي تان؟ - هم مي تواند به خاطر علائق شخصي ام بوده باشد و هم اين كه من اصولا دغدغه هاي فرهنگي دارم. وقتي مي بينم كه بخش عمده اي از موسيقي مملكت در حال فراموشي است معتقدم اين را به عنوان يك دغدغه ذهني و به عنوان يك مشكل مي توان مطرح كرد و درباره آن حرف زد. * به جز مساله موسيقي در فيلم شما موضوعهاي پراكنده زياد است. مثلا اينكه فرهاد از خانواده اش بريده و كار تحقيق را برگزيده، يا مثلاعلاقه پسر حيران به دختر روستايي يا اتفاقاتي كه در اين مسير براي فرهاد روي مي دهد يا حتي مسائل خصوصي زندگي فكر حيران نمي كنيد اين مسائل فرعي در نهايت باعث گسست فكري تماشاگرومانع از ارتباطاو با اثر؟ مي شود - اميدوارم كه اين اتفاق روي نداده باشد. اما من چون از دنياي سينماي مستند مي آيم به هر حال نوع فيلمسازي من مستندگونه است. بنابراين به موضوع بيشتر اهميت مي دهم. اما محور اين فيلم مستند را من در واقع يك عشق گذاشتم و در واقع اين عشق مسير قصه را به جلو مي برد. البته كامبوزيا پرتوي اين عشق را در متن فيلمنامه اضافه كرد كه كشش ادامه كار را تاآخر داشته باشد. * يكي از خصيصه هاي هنر بويژه پژوهش هنري اين است كه كسي كه به اين مقوله مي پردازد بايد رنج و مرارت زيادي را تحمل كند. اما شخصيت فرهاد كه ظاهرابايد شوق رسيدن به مقصد نهايي و پيدا كردن آواهاي فراموش شده را نداشته باشد اصلا در چهره اش چنين شوقي وجود ندارد و اساسا اهل رنج كشيدن هم نيست. فكر مي كنيد انتخاب علي رضا انوشفر براي نقش فرهاد انتخاب مناسبي؟ بود - فرهاد نماد نسل ماست، نسل جواني با همين خصوصيات كه پل ارتباطي بين پدران و فرزندان فرهاد است بايد درچنين سن و سالي مي بود. چرا كه اين نسل خودماست نسل جوان اين سرزمين، بيشتر آدمهاي اين مملكت جوان هستند. فرهاد به هر حال نماد اين سن و سال و پل ارتباطي بين گذشته و آينده است و به اعتقاد خيلي ها انتخاب آقاي انوشفربراي نقش فرهاد كار درستي بوده است. * قصه فيلم شما ازشهر شروع مي شود و در پايان پس از گذشت از مكانهاي مختلف به زندان حيران مي رسد كه در منطقه اي خاص از ايران قرار دارد، براي مكاني كه قصه در آن جريان دارد به جغرافياي خاصي نظر؟ داشتيد - من دنبال يك منطقه اي مي گشتم كه بشود در واقع فصل هاي ايران در آن نشان داده بشود. هم كوهستاني باشد و هم كويري باشد. ضمن اين كه در واقع خراسان، محلي كه اتفاقات فيلم در آن روي مي دهد، اين خصيصه را دارد وديگر اين كه من به موسيقي خراسان نيز خيلي علاقه دارم و به قول كارشناسان موسيقي، اين ناحيه به لحاظ موسيقي بسيار غني است. به هر حال اصل ماجرا مساله رفتن و جستجو كردن و بعد هم رسيدن به آن غنا يا سرچشمه بود، كه فكر كردم اگر درست از كار در بيايد و مخاطب پيام فيلم را دريابد بالطبع قصه فيلم را مي شود به همه جا گسترش داد بعد مي شود موسيقي شيراز را هم در رابطه با آن بحث كرد و به خصوص موسيقي لرستان را كه مي توان از زواياي مختلف مورد بررسي قرار داد و درباره آن به گفت وگو نشست. * يعني در واقع قصد داشتيدبگوييد كه براي رسيدن به سرچشمه ناب و اصيل جوان ما بايد اين مسير را طي كند و رنج و مرارت؟ بكشد - قطعاهمين است. ببينيدفيلم از يك آوا شروع مي شود و با يك آواز به پايان مي رسد. ما يك آوا داريم و يك آوازو در اين ميان شخصيت اصلي فيلم به يك پختگي مي رسد. فرهاد براي آن كه از يك خامي به يك پختگي برسد بايد يك مسير طولاني را طي كند. براي به دست آوردن اين فرهنگ و براي شنيدن اين آواهاي ناب بايد آمادگي داشت. * فرهاد زماني كه اين سفر را آغاز مي كند از همان اول دغدغه تحقيق و علاقه به موسيقي را دارد، اما كم كم هر چقدر كه نقش حيران از لابه لاي گفت وگوها پررنگ تر مي شودبه نظر مي آيد كه ديگر بعد معنوي قضيه براي او مهم نيست، بلكه بيشتر شيفته ديدن زني به نام حيران است يعني به نظرم اين گونه مي آيد كه آن حالت و حس روحاني كم كم تبديل به عشق و كششي زميني مي شود، اين طور؟ نيست - ببينيد حيران نماد است. حيران را نبايد يك انسان زميني تصور كرد. او نماد فرهنگ اين سرزمين است. گنجينه اي از فرهنگ رو به زوال اين مملكت در است واقع اگر حيران را يك نماد بگيريم كه حالا حبس است، من معتقدم اين نماد هر چقدر بيشتردر حبس باشد و محبوس تراما چون در واقع صدايش اصيل است و درباره هنري صحبت مي كند كه متعلق به خودماست و درخون ما است، قطعا اگر ما گوش هايمان را تيز كنيم صداي آن را مي شنويم وجذبآن مي شويم. * آقاي ميري وقتي حيران قرار است نماد يك فرهنگ اصيل باشد، پس چرا آن ماجراها و پيش زمينه زندگي زميني را براي او بوجود قضيه آورديد آن عشق، داستان خان اين كه او همسر داشته و... آيا فكر نمي كنيد اين پيش زمينه ها از بعد معنوي شخصيت حيران كاسته؟ است - ببينيدحيران را مي توان هم نمادين گرفت و هم يك شخصيت زميني. حيران را در واقع مي شود عنصر ونمادي از جامعه نيز در نظر گرفت حيران به عنوان يك آدم زميني شخصيت دارد، او حيراني است كه در واقع يك عشق داشته و از يك زندگي طبيعي برخوردار بوده است. قضيه خان و خان بازي هم يك تلنگري است كه قصه پيش برود. در نظر بگيريد كه هر فيلمي بالاخره يك زمينه و بستر داستاني نيز لازم دارد. * دليل خاصي داشت كه خانم غوغا بيات را براي نقش حيران انتخاب؟ كرديد به خصوص اينكه ايشان بازيگر نيستند و دركمتر فيلمي ظاهر؟ شده اند - من چون حيران واقعي را ديده بودم (كه البته حالا فوت كرده است ) دنبال شخصيتي مي گشتم كه اين اصالت و غرور و ويژگي هاي حيران واقعي را داشته باشد، خيلي جست وجو كردم ولي فرد مناسبي را پيدا نمي كردم، تا اينكه خانم برومند يك روزي در يك تئاتري در واقع ايشان را ديده بود و به من گفت خانم بيات براي نقش حيران مناسب است. من ايشان را به عنوان عكاس مي شناختم تا بازيگر و الان كه خانم بيات اين نقش را بازي كردند مي بينم كه چقدر مناسب و چقدر بجا بود و چقدر نقش را خوب درآورده است. * آقاي ميري اولين فيلم شما مشكلات فراواني را براي شما بوجود آورد فكر مي كنيد دليل اين همه محدوديت و مانع چه ؟ بود - شايد چون اولين فيلمي بود كه آواز خواندن زن موضوع و محور آن بود اين همه حساسيت بر روي آن ايجاد شد. اما در واقع دليل اينكه واقعا اين مشكلات چرا براي من بوجود آمد، من خودم هم هنوز متحيرم. * آقاي ميري فيلم اول شما از لحاظ مضمون متفاوت بود و در نخستين گام موضوع را با حساسيت و ظرافت انتخاب كرديد آيااين راه را در سينما ادامه خواهيد؟ داد - من همين نوع سينما را دوست دارم وفيلم بعدي ام را نيز كه قرار است در فروردين آغاز كنم باز هم درباره دغدغه هاي فرهنگي است و باز شخصيت محوري آن زن است و به نوعي فيلم با فرهنگ اين سرزمين ارتباط دارد. * آقاي ميري، شما گفتيد حيران هم بعدزميني دارد و هم بعد معنوي و نماد هنر موسيقي اين سرزمين است. اما در كل اگر نگاه كنيم حيران مي تواند خارج از اين مرزبندي ها آلام و آرزوي هر هنرمندي فارغ باشد، از هر زبان ومليتي... - بله من مي خواستم همين را عرض حيران كنم نمادهنر است. نمادي از كليت هنر. حالا اين هنر مي تواند، معماري باشد، مي تواند نقاشي باشد، مي تواند هر هنري باشد، اما اگر بخواهيم با نگاهي خاص بسنجيم اينجا نمادي از گنجينه هنر موسيقي است كه با بي توجهي خودمان و برخوردهاي غلط در واقع مي رود كه از بين برود. همين مساله در فيلم بعدي من سفر ناتمام هم به نوع ديگري مطرح شده است. گفت وگواز: آناهيد موسسيان