Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801103-53766S1

Date of Document: 2002-01-23

بسيار سفر بايد... ساعت 48 با دلهره و سرما ميان تهران و ايلام چندي پيش براي انجام يك ماموريت اداري در استان ايلام و به منظور سوار شدن هواپيما راهي فرودگاه مهرآباد شديم. در لحظه سوار شدن متوجه شديم كه هواپيما غيراستاندارد است، در گفت وگوي دوستانه با مسئول فني پرواز، مشخص شد كه هواپيما باربري و ساخت روسيه است. نبود پنجره و فضاي بسته در طول بيش از يك ساعت پرواز، به خودي خود دلهره آور بود، به خصوص هنگام نشستن هواپيما روي باند فرودگاه ايلام اين اضطراب تشديد شده ظاهرا بود علت در نظر گرفتن چنين هواپيمايي براي پرواز در مسير تهران - ايلام را محصور بودن ايلام توسط كوههاي بلند ذكر كرده اند. ساعت 12 ظهر آماده بازگشت به تهران شديم. پس از يك ساعت تاخير در ساعت 13 اعلام شد كه پرواز با 2 ساعت تاخير انجام مي شود و سرانجام در ساعت 16 كسب اطلاع كرديم كه پرواز لغو شده است و ظاهرا اطلاع رساني ما از طريق تلفن همراه از تهران موجب شد كه مراتب لغو پرواز از طريق بلندگوي فرودگاه به آگاهي مسافران برسد! ناچار براي مراجعت به تهران در زمره مسافران يك اتوبوس كه ساعت 18 همان روز عازم تهران بود، درآمديم. براي رفاه بيشتر، مبلغ ده هزار ريال اضافي پرداخت كرديم تا با سرويس سوپرويژه... سفر كنيم. در طول سفر با تحمل مشكلات وضع هوا و جاده پس از اينكه به كرمانشاه رسيديم، راننده اعلام كرد كه بخاري اتوبوس دچار نقص فني شده است، ناچار اتوبوس بدون استفاده از بخاري راه افتاد. در حوالي گردنه هاي نزديك شهر همدان بخاري اتوبوس از كار افتاد و در كمترين زمان شيشه جلو اتوبوس دچار يخ زدگي شد و براي باز شدن فضاي ديد راننده، چراغ پيك نيكي روشن، پشت شيشه قرار دادند. در آن وضعيت و در سرماي بيشتر از 10 درجه زير صفر، اغلب مسافران در ناحيه پاها با بي حسي ناشي از سرما مواجه شدند. در همين لحظه متوجه شديم كه به علت خراب بودن در عقب اتوبوس، تندباد سرما از آن ناحيه با شدت به درون مي تازد. در حالي كه در سرماي شديد با وضعيت غيرقابل تحمل در اتوبوس روبه رو بوديم، در گردنه آوج متوجه شديم، اتوبوسي از همين مدل و همين سرويس... نزديك ساعت 2 است به علت يخ زدگي گازوئيل از حركت بازمانده است. اتوبوس حامل ما به ناچار براي نجات مسافران اين اتوبوس متوقف شد و تمامي مسافران آن به داخل اتوبوس ما انتقال يافتند. مسافران تازه وارد اغلب سرمازده، بيمارگونه و در وضعيت بسيار بد روحي قرار داشتند. اتوبوس هنوز مسافتي را نپيموده بود كه بر سر دريافت 10000 ريال اضافي از مسافران در راه مانده و سرنشينان جديد، اختلافاتي بروز كرد و راننده به عنوان اعتراض اتوبوس را متوقف كرد. سرانجام با هماهنگي مسافران قديم وجديد و راننده اتوبوس در راه مانده مبلغ درخواستي تامين شد و راننده به ادامه حركت رضايت داد. راننده كه هنوز بر تنش و عصبيت ناشي از برخورد بر سر مبلغ اضافي غلبه نكرده بود، در سراشيبي هاي يخ زده، با بي احتياطي مي راند. با همه دغدغه ها و بحران ها سرانجام پس /14 5از ساعت به تهران رسيديم. در آن وضعيت چنان بي رمق بوديم كه هنگام پياده شدن از اتوبوس تحمل حركت به سوي اولين خودروي سواري را نداشتيم. درست است كه گفته اند، بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي.. اما سفرهايي اين چنين، پيش از آن كه آدمي را پخته كند، زندگي او را به مخاطره راستي مي اندازد با كدام تدبيرها بايد، سفر را براي مردم اين سرزمين چنان آسان و خاطره انگيز نمود كه با اين قبيل بحران هاي خطرناك روبه رو؟ نشوند نام محفوظ