Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801102-53742S2

Date of Document: 2002-01-22

اصلاح نگرش اجتماعي به معلولين از بديهي ترين ودر عين حال اساسي ترين حقوق اوليه هر انساني رشد و تعالي (تحقق خويش ) است كه لاجرم بايد در بطن جامعه صورت گيرد. بشر مدني الطبع، تحقق نمي يابد مگر آن كه استعدادهاوتواناييهاي خود را به فعليت رساند و اين حاصل نمي شود مگر آن كه خودرا آنچنان شناخته و باور كرده باشد. پس مي توان گفت خودشناسي از اركان مهم رشد و تعالي است. دانشمندان و نظريه پردازان و صاحبنظران، هر يك از زاويه اي فرآيند خودشناسي را مورد توجه وتجزيه وتحليل قرار داده اند. گروهي عوامل فردي و گروهي عوامل اجتماعي و گروهي ديگر هر دو اين عوامل را موثر در اين فرآيند دانسته اند. با اين باوركه انسان موجودي كنشگر است كه در تمام مراحل زندگي خويش از اولين لحظه پيدايش نطفه تا آخرين دقايق وفات، با خود و هم غير خود تعامل دارد. بايدگفت انسان تحت تاثير عوامل بسياري قرار دارد، گرچه اين عوامل تعيين كننده نيستند ولي مي توانند بر فرد تاثيرگذار باشند. در اينجا با توجه به موضوع بحث در حيطه عوامل اجتماعي، به نگرش اجتماعي وچگونگي تاثير آن برفرآيند خودشناسي پرداخته مي شود. وقتي صحبت از نگرش اجتماعي نسبت به معلولين مي شود منظور تمامي طرز تلقي ها، باورها، انتظارات و حتي ادبيات و ضربالمثل هاو به عبارت مجمل تصويرذهني جامعه نسبت به معلولين و كودكان استثنايي است. ما معتقديم كه نگرش اجتماعي در تكوين وتشكيل - خود - معلولين بي تاثيرنيست. برخي صاحبنظران بر اين باورند كه شناخت ومعرفت يك شخص از خودش چيزي نيست مگر بازتابافكار ديگران درباره او. انسان تصوير خود را در آيينه ديگران مي بيند، اين تصوير به هر شكلي كه باشد فردخود را آن گونه ديده وباور مي كند. بدين ترتيبدانش آموز استثنايي اگر در نظر اطرافيان، كودك ناتواني كه محتاج توجه وترحم ديگران است و همه بايد كارهاي آن كودك عاجز را انجام دهند تصور شود، نوعي احساس سرشكستگي و بي كفايتي در او ايجاد مي شود چرا كه او باور مي كند كه عاجزوناتوان است و محتاج كمكهاي حساب نشده ديگران. او خود را در آيينه ديگران اينگونه مي شناسد. ولي اگرهمان دانش آموز، كودكي با توانمندي نسبي كه داراي قدرت مواجهه و انطباق با وضعيت خاص خود و تقويت نقاط قوت خود براي حل مسائل، تصور شود فردي ساعي و كوشا، داراي عزت نفس بالا، اعتماد به نفس وابتكار عمل در حل مسائل خويش مي شود، چرا كه خود را در آيينه ديگران اين گونه باور كرده است. ممكن است بگوييد كه اين نظريه بسيار افراطي است چرا كه در آن - خود - انسان بسيار منفعل ترسيم شده است. اگر هر فرد آدمي را فقط از طريق آيينه ديگران دريابد ديگر براي نفس انسان، اراده انسان، قدرت تفسيرگري و كنشگري انسان وفاعليت انسان جايي باقي نمي ماند. انسان به حكم خصيصه كنشگري و تفسيرگري خود قادر است از طريق قوه تعقل و ناطقه با پيرامون خود ارتباطبرقرار كرده و هر زمان طرحي نو براي خود وجهان و مقابله با موانع ومحدوديتها دراندازد. اما اين قوه تعقل و ناطقه در خلا نمي تواندعمل كرده و به فعليت درآيد، تنها در فرآيند اجتماعي شدن و دروني كردن هنجارها و توقعات اجتماعي است كه موجود انساني مي تواند با كسبيك سلسله اطلاعات به شناخت قوانين اجتماعي زيستي و فرهنگي نايل آيد. به اين ترتيبفرد ممكن است هنجارها و توقعات اجتماعي را بي چون و چرا بپذيرد يا اينكه در برابر آنها به مقابله و مقاومت دست زند يا حتي در آنها تغيير وتعديل ايجاد كند. در ميان معلولين، افرادي ديده مي شوند كه توانسته اند با داشتن نقص عضوتوانمنديهاي خود را كشف كرده و به فعليت در آورند. ايشان آيينه جامعه را شكانده اند و برخلاف تصور جامعه ودور از انتظارهمه خود را به گونه اي متفاوت از انگاره ديگران به ظهور رسانده اند و اين در حالي است كه بسياري ديگر از معلولين خود را تسليم محدوديتهاي فردي و اجتماعي خويش كرده اند و... به اين ترتيبمي توان چنين نتيجه گرفت كه نگرش اجتماعي نسبت به معلولين يكي از عوامل موثر در فرآيند خودشناسي است كه در افرادمختلف به ميزانهاي متفاوت اثر مي گذارد. ما به عنوان اعضاي بي قرارپيكر جامعه در برابر اعضاي دردمند اين پيكر وظايفي داريم كه مهمترين و زيربنايي ترين آنها نگرش و قضاوت صحيح درمورد آنهاست. بي شك اگر بينش ما نسبت به موضوعي منطبق بر حقيقت نباشد موضع گيري و عملكرد ما نسبت به آن موضوع نيز نمي تواند درست باشد، پس اولين گام در برنامه ريزي اصلاح نگرش، شناخت صحيح معلوليت - به عنوان يكي از مصاديق تفاوتهاي فردي - و ويژگيهاي آن (نقاط قوت وضعف )مي باشد. - باور كردن توانمنديها و ترسيم صحيح و مثبت گراي تصوير معلولين در آيينه جامعه. - كمك به تحقق و تثبيت چهره جديد معلولين در آيينه جامعه در شخصيت ايشان از طريق ايجاد فرصت و امكان براي ظهورو رشد توانمنديهاي ايشان. - تامين زندگي شرافتمندانه توام با مشاركت موثر اجتماعي براي معلولين به طوري كه باعث ترفيع منزلت اجتماعي ايشان گردد. امروزه بسياري از معلولين بيش از آن كه قرباني محدوديتهاي فيزيولوژيكي خويش بوسيله باشند، تير محروميتهاي اجتماعي از پا درآمده اند. جامعه براي جبران اشتباهات خود بايد ضمن تلاش و جديت هر چه بيشترزمان را از دست ندهد. خديجه جبلي كارشناس مسئول اطلاع رساني تخصصي سازمان آموزش و پرورش استثنايي كشور