Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801102-53742S1

Date of Document: 2002-01-22

مشاركت بيشتر اجتماعي ممكن يا محال گزارشي از يك مجتمع خدمات دهي به معلولين * قيمت دستگاه تايپ در بازار آزاد گاه به هشتصد هزار تومان هم مي رسد اما در اين مجتمع بعد از تعلق يارانه بهزيستي بر آن حدود دويست و ده هزار تومان فروخته مي شود تا فروردين سال جاري حدود هزار و نهصد نفر از نابينايان تهران در اين مجتمع پرونده تشكيل داده اند ميدان بهارستان، از ماشين پياده شدم و به سوي كتابخانه و مجتمع فرهنگي نابينايان رودكي به راه افتادم. هنوزچند قدمي از ماشين فاصله نگرفته بودم كه متوجه دختركي شدم كه به من نزديك مي شد، از همين نوجوانان با نشاط شهرمان، كه گوئي بر روي زمين سير نمي كنند كمي نگران، شدم و ترسيدم كه مبادا عصا را نبيند و پايش را روي آن بگذارد، خواستم عصايم را به عقب بكشم اما اين كار را نكردم با خود انديشيدم او بايدمراقبعبور ديگران هم باشد و از شما چه پنهان بيش از آن حس كنجكاوي رهايم نمي كرد تا برخورد او را با عصا ببينم. هنوز گرم اين افكار بودم كه دخترك بي محابا پايش را بلند كرد و روي كمر عصا گذاشت و بي درنگ آن را به دو نيمه كرد. پا كه به زمين رسيد پاي ديگر را بلند كرد و قدم ديگر را برداشت و از من دور در شد، قدمهايش وقفه اي نيفتاد حتي نگاهي، هم به من و عصاي شكسته ام نكرد ازتعجب بر سر جايم خشك شدم در حاليكه دو تكه عصارا مينگريستم كه فقطبه وسيله كش وسط عصا به هم متصل بودند كلي خودم، را ملامت كردم كه چرا خواستم او را امتحان كنم عصاي، من بارها كج و يا شكسته شده بود و هر بار آنرا بازخمي بر تن ترميم كرده بودم اما اين بار هم آيا آنرا مي توانستم ترميم كنم يا نه پرسشي بود كه حالا جاي طرح آن نبود. الان بايد به اين مي انديشيدم كه با اين عصاي شكسته چگونه خود را به خيابان ظهيرالاسلام همچنان برسانم در همان نقطه ايستاده بودم. آدمهاي زيادي در آن ظهر پائيزي از جلوي من گذشتند اما آن عصاي شكسته كه با تن رنجور بر روي زمين كشيده شده بود هيچ كس را به فكر ياري رساندن به من فرو نبرد. آنجا بود كه واقعا احساس نابينايي كردم ناچار، به همان ديد اندك خود بسنده كردم و با ترس ولرز و البته توكل بر خدا دل به راه سپردم. خوشبختانه من در نزديكي مركزي بودم كه تنها جاي ارائه دهنده وسايل توانبخشي و عصا براي نابينايان بود. از آنجايي كه بنده شاكري هستم خدا را شكر كردم كه در آنجا عصايم شكسته بود. در دل به نابيناياني كه خانه يا محل كارشان در اين نزديكي بود غبطه مي خوردم چون تا عصايشان مي شكست مي توانستند دوباره عصاي ديگري تهيه كنند. فكرهاي گوناگون رهايم نمي كرد تا مدتي پيش مدد كاري مجتمع يك روز در ميان باز بود به خاطر نداشتم روزهاي فرد باز بود يا زوج اگر، مددكاري بسته باشد؟ چه بالاخره سر خيابان رسيدم و وارد پياده روي خاطره انگيز آن شدم اگر روزي در باره ناهموار ترين پياده روي شهر از مردم نظر سنجي شود اين پياده رو هم مانند ديگر جاهاي مربوط به معلولين مقام خوبي كسب خواهد كرد. هر طوري بود به مجتمع رسيدم. درب مددكاري بازو ساعات كار آن افزايش يافته خانم بود، نكته دان مددكار اجتماعي مجتمع در پشت ميز آماده پاسخگويي به مددجويان خود بود. اينجا تنها مركز دولتي ارائه كننده وسايل توانبخشي نابينايان به صورت گسترده در تهران است. وسايلي چون عصا، ساعت گويا، انواع لوحه هاي نگارش و رياضي، چرتكه حساب، مايع سنج و دستگاه به ديد كه براي درشت كردن حروف كتاب به كار مي رود كه براي نيمه بيناياني كه مشكل بينايي پيشرونده ندارند مفيد مي باشد به، علاوه وسايلي چون ساعت بريل، دستگاه تايپ بريل، پركينز، نوار كاست، ضبط صوت و كاغذ مخصوص تايپ كه به علت محدود بودن تعداد آن فقط براي استفاده دانشجويان موجود مي باشدو ساير مدد جويان اگر علاقه مند به داشتن و استفاده از اين وسايل باشند بايد به بازار آزاد مراجعه كنند. قيمت دستگاه تايپ در بازار آزاد گاه به هشتصد هزار تومان هم مي رسد اما در اين مجتمع بعد از تعلق يارانه بهزيستي بر آن حدود دويست و ده هزار تومان فروخته مي شود. تا فروردين سال جاري حدود هزار و نهصد نفر از نابينايان تهران در اين مجتمع پرونده تشكيل داده اند كه اين تعداد نسبت به آمار ارائه شده نابينايان كشور (/ 1 درصد 3 جمعيت ) بسيار فاصله دارد اين تفاوت مي تواندبه دليل بي اطلاعي افراد از وجود اين مركز باشد و يا به دليل عدم نياز آنان به خدمات آن. از خانم نكته دان در باره عصاهاي موجود و ميزان مراجعه نابينايان براي عصا پرسيدم. او گفت: تا مدتي پيش در مجتمع عصاي فلزي هم داشتيم كه براي مددجويان قابليت استفاده بهتري داشت و آنان بيشترمراجعه مي كردند اما الان فقط عصاي كائوچويي داريم كه آنراكمتر مي برند و حدود سي تا چهل عدددر ماه به افراد تحويل داده مي شود پرسيدم: نياز نابينايان به عصا كه كمترنشده است. او ضمن اشاره به اينكه نابينايان رغبت كمتري براي استفاده از اين نوع عصا نشان مي دهند گفت: شايد هم عصايشان را از جاهاي ديگر مثل شركت توانگستر تامين مي كنند. به ياد آوردم كه شركت توانگستر از مدتي پيش توليد عصاهاي فلزي خود را متوقف كرده است. و در دل به دوستان نابينايم حق دادم كه از عصاهاي موجود كمتر استفاده كنند چون عصاي فلزي كه به اين راحتي مي شكند ديگر چه جايي براي عصاي كائوچويي مي ماند. او در ادامه گفت: مددجويان هر دو تا سه ماه براي خريد عصاي جديد مراجعه مي كنند و بعضي از آنها هم دو تا دو تا عصا مي خرند. يكي از عصا ها را به دست گرفتم قدري كوتاه بود. او افزود: فعلا همين يك سايز عصا را داريم و آن هم به تعداد محدود. پرسيدم يعني ممكن است روزي نابينايي براي گرفتن عصا به اينجا مراجعه كند و عصا نداشته باشيد گفت: احتمال دارد. بي توجهي دخترك برايم هفتصد تومان آب خورد. وقتي از مجتمع خارج مي شدم به شعار امسال معلولين جهان مي انديشيدم. مشاركت بيشتر اجتماعي. راضيه كباري