Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801102-53739S2

Date of Document: 2002-01-22

محمدرضا درويشي: حيات مادي و معنوي موسيقي است انسانها همراه با يك موسيقيدان و استاد دانشگاه تصريح كرد: موسيقي در حيات فرهنگي ما نقش اساسي دارد و هر سيلي كه به موسيقي ما بخورد، سيلي اي است كه به فرهنگ ما خورده است. محمدرضا درويشي كه سه شنبه شب در حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و در شصت و يكمين جلسه از سلسله مباحث هنر، انديشه و ادب در گستره فرهنگ ايراني - اسلامي و با موضوع وضعيت موسيقي نواحي ايران ( اهميت، ارزشها و آينده ) سخن مي گفت، افزود: موسيقي پاپ اهميت دارد كه در جامعه ايران باشد اما الزاما اين موسيقي حاوي ارزشهاي غني فرهنگي نيست. وي موسيقي ايران را به دو نوع تقسيم كرد و گفت: يك نوع از موسيقي ايران، موسيقي اصيل، سنتي يا مقامي است كه نوع رسمي شهري موسيقي يا به اعتبار غربي ها موسيقي كلاسيك ايران است كه اين نوع موسيقي محتواي ويژه و ارزشهاي زيبايي شناسي خاص خود را دارد. درويشي افزود: نوع دوم موسيقي ايراني مربوط به مناطق مختلف ايران است كه برخي به آن موسيقي محلي مي گويند و ظرف دهه گذشته از آن به عنوان موسيقي مقامي و موسيقي فولكلوريك ايران نيز ياد كرده اند. درويشي با بيان اين كه اين موسيقي به خاطر ويژگيهاي خود در دو دهه گذشته مورد توجه خاص قرار گرفته، گفت: بعد از گذشت بيش از 20 سال از پژوهشهاي انجام شده امروز آسان تر مي توان درباره موسيقي مناطق يا نواحي ايران سخن گفت. وي با اشاره به اينكه قبل از اين تاريخ هنوز شناخت دقيقي از اين موسيقي وجود نداشت و پژوهشگران روي اين موسيقي متمركز نشده بودند افزود: وسايل، ارتباطي و رسانه ها و به ويژه جشنواره هايي كه در دو دهه گذشته برگزار شده نقش مهمي در معرفي اين موسيقي داشته اند. وي اظهارداشت: شنوندگان امروز با يك حجم عظيمي از اين موسيقي در ديد و شنودشان مواجه شده اند و اين مساله باعث شناخته شدن هرچه بيشتر اين نوع موسيقي شده است. اين استاد دانشگاه درباره اهميت اين نوع موسيقي گفت: موسيقي در شرق (شرق تاريخي و نه شرق جغرافيايي ) بخش جدايي ناپذير، فرهنگ و زندگي بوده و در گذشته هيچ كار و فعل و انفعالي در زندگي جوامع شرقي انجام نمي شده مگر اين كه همراه با موسيقي بوده است. درويشي افزود: هر بخش از حيات مادي و معنوي انسانها در فرهنگها و تمدنهاي كهن همراه با موسيقي بوده و بدون حضور موسيقي انجام نمي شده است. اين موسيقيدان پيوند موسيقي نواحي ايران با ادبيات، اسطوره ها، نمايش ها و آيين ها، به ويژه آيين هايي كه در مناطق جنوبي ايران برگزار مي شوند، اجرا به وسيله سازهاي مختلف و تنوع سبك ها در مناطق مختلف كشور را از ويژگيهاي اين نوع موسيقي عنوان كرد. وي خاطرنشان كرد: در مواجهه با موسيقي مناطق مختلف ايران مي توان كليه ابعاد فرهنگي جامعه را مورد بررسي قرار داد. درويشي گفت: دور شدن تدريجي از هويت ملي، قومي و ديني در واقع يك بيماري است كه با آغاز قرن بيستم گريبان همه كشورهاي آسيايي و جهان سوم از جمله ايران را گرفته است. وي با اشاره به بي توجهي ها و غفلت هايي كه در مورد فرهنگ و هنر نواحي ايران صورت گرفته، گفت: بخش مهمي از اين فرهنگ و هنر هنوز در دل اجراكنندگان با معدل سني 60 تا 65 سال باقي مانده كه فقط تا15 10 و سال آينده كه زنده هستند مي توان از آنها استفاده كرد. وي افزود: امروز در منطقه تربت جام تعداد نوازندگان تنبور 300 برابر سالهاي گذشته است اما صاحبان سبك و اساتيد اين فن از تعداد انگشتان يك دست كمتر است. اين موسيقيدان گفت: مقامها را مي شود ضبط كرد و آرشيو كرد ولي آيا نگاه و معرفت يك استاد هم قابل ضبط كردن؟ است وي افزود: معرفت استاد چيزي است كه فقط تا زماني كه زنده است به همراه اوست. وي خاطرنشان كرد: مشكل ما نگاهمان به گذشته فرهنگي و آينده فرهنگي است، آن نگاهي را كه ما بايد براي آينده فرهنگي خود داشته باشيم به علت صدمه خوردن به معرفت، نسبت به گذشته نداريم. درويشي اضافه كرد: ما از نگاه معرفت شناسي به فرهنگمان، آسيب ديده ايم. وي با بيان اينكه فرهنگ هاي موجود در نواحي ايران فرهنگهاي چند هزار ساله هستند كه سينه به سينه و نسل به نسل به ما رسيده اند، درباره اهميت و ضرورت استفاده هرچه بيشتر از استادان موسيقي نواحي مختلف كشور گفت: استاداني كه امروز در مناطق مختلف زندگي مي كنند، جغرافياي فكري شان مربوط به گذشته است، اگرچه در شرايط امروزي زندگي مي كنند. وي با اشاره به اينكه بسياري از سازها همانند گذشته وجود دارند اما به شكل تحريف شده و ناهنجار اجرا مي شوند، تصريح كرد: موسيقي امروز ايران، موسيقي دوره قاجار نيست، همچنانكه موسيقي دوره قاجار، موسيقي دوره صفويه نبوده و موسيقي دوره صفويه هم موسيقي دوره سلجوقيان نبوده است. اين استاد دانشگاه تصريح كرد: از 100 سال گذشته با تغيير شيوه هاي زندگي اجتماعي، ما گام به گام از موضوعات اجتماعي و فرهنگي خودمان دور شده ايم. درويشي درباره اينكه براي جلوگيري از دورشدن هرچه بيشتر از ابعاد فرهنگ خودي كه موسيقي نواحي هم بخشي از آن است، چه بايد؟ كرد گفت: اين در درجه اول به نخبگان علمي و فرهنگي جامعه برمي گردد و بخش ديگر هم به دستگاههاي دولتي مربوط مي شود كه بايد با صرف بودجه ها و امكانات مناسبتر اين روند را كند و متوقف سازند. وي گفت: اگر ما نمونه هاي اصلي موسيقي نواحي را ثبت كنيم فرصتي براي مقايسه در آينده داريم و اميدوارم كه بخش هاي مهم موسيقي نواحي براي آيندگان ثبت، ضبط و نگهداري شود. درويشي در پايان هشدار داد: اگر به واقعيتهاي فرهنگي جامعه به ويژه موسيقي نواحي توجه نشود، با مشكل بي هويتي و چندگانگي فرهنگي مواجه خواهيم شد كه اين بي هويتي تنها موسيقي را در بر نمي گيرد بلكه تمام ابعاد فرهنگي ما را هم در بر خواهد گرفت و در اين صورت آينده موسيقي ما هم تيره و تار خواهد بود. بعد از سخنان محمدرضا درويشي، غلامعلي پورعطائي نوازنده ممتاز تنبور (دوتار ) منطقه شرق خراسان از تايباد و آرش شهرياري نوازنده جوان كرمانشاهي اجراهايي به سبك گذشته هاي دور مناطق خود به نمايش گذاشتند.