Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801101-53722S3

Date of Document: 2002-01-21

اين قصه سر دراز دارد نگاهي ديگر به مشكلات دايره المعارف نويسي در ايران در همشهري مورخه شانزدهم آذر ماه سال جاري مطلبي درباره مسائل و مشكلات دايره المعارف نويسي مورد بررسي و نقل و قول قرار گرفته، اما هيچ راه حل روشني براي بسياري از نقاط تاريك آن در نظر گرفته نشده است. در اين نوشته; به نقل از حسن انوشه، فرخ اميرفرياد، يعقوب آژند و مهيار خليلي هشت مورد ( - 1 بلد نبودن كار جمعي در پژوهشگران ايراني - 2 سياست هاي پايدار در برنامه ريزي فرهنگي - 3 كمبود مرجع هاي روزآمد- 4 حركت بطئي انتشار دايره المعارف - 5 ساده انگاشتن دايره المعارف نويسي - 6 ويرايش نشدن دايره المعارف ها- 7 تاليف دايره المعارف هاي موازي - 8 استفاده از منابع منسوخ ) به عنوان مشكلات دايره المعارف نويسي در ايران ذكر و در نهايت نتيجه گيري شده اگر مشكل از مديريت غيرتخصصي است كه چنين نقايص حادي به وجود آمده و اگر مشكل در بي تجربگي ما ايرانيان در تلاش هاي گروهي است، چرا بالاخره فرهنگ فارسي مصاحب سربلند از كار بيرون آمد و... اولا در مورد دايره المعارف مصاحب، با آن كه كار بزرگي صورت گرفته و قابل تقدير است ليكن تا به حال مورد بررسي قرار نگرفته تا ببينيم به عنوان مثال، مدخل هايي نظير آب زن، اذارقي، كهتر، آذرگون و تعدادي ديگر، اطلاعات درستي در اختيار مخاطبين قرار؟ داده، ثانيا چطور مي توانيم ادعا كنيم كدام سربلند بوده و يا نبوده، با وجود آن كه تا به امروز هيچ كدام از فرهنگ ها و يا دايره المعارف ها را با دقت مورد بررسي قرار نداده ايم و اصولا به عنوان منتقد آنها را مطالعه نكرده ايم. ثالثا اين جمع بندي را به عنوان كلي نمي توان مورد قبول قرار داد، زيرا نمونه بارزي كه مي توان ذكر نمود كه بسيار موفق بوده مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي به سرويراستاري محمد كاظم موسوي بجنوردي است كه عده اي از پژوهشگران متخصص با كار گروهي موفق در تهيه دانش نامه 30 جلدي بزرگ ايران تلاش مي نمايند. با بررسي هاي عيني از كارهاي انجام گرفته و يا در حال انجام مشخص است كه ضمن كار گروهي موفقي كه صورت مي گيرد، مدخل ها و فيش برداري ها ضمن آن كه حاوي مطالب و اطلاعات صحيح و روزآمدي مي باشند با استفاده از منابع جديد و ويرايش هاي متعدد علمي و ادبي متخصصين، آماده چاپ مي گردد و لذا كمال بي انصافي است كه وضعيت نابسامان برشمرده را بخواهيم به اين مركز بزرگ فرهنگي هم نسبت دهيم. اما مي توانيم اين معضلات را در مراكز ديگري كه با ساده انگاشتن دايره المعارف نويسي اقدام به كتابسازي مي نمايند مشاهده نمود، مي توان به خوبي پي برد كه چگونه فرهنگ نامه هايي موازي و تقليدي و پراشتباه كه ذيلي هستند بر يك ديگربرمبناي نادرستي با شتاب چاپ و به بازار نشر سرازير مي گردند. حركت كند دايره لمعارف نويسي را مي توان اجتنابناپذير دانست، زيرا اگر قرار باشد كاري صحيح و اصولي و بدون ايراد صورت گيرد، زمان زيادي را مي طلبد و لازمه ويرايش هاي متعدد علمي و ادبي متخصصين هر رشته و جستجوي اطلاعات صحيح براي هر مدخل آيا زمان نخواهد؟ برد اما كيفيت پژوهش هاي علمي ما در سطح بالايي نيست، زيرا بودجه هاي اختصاص يافته براي تحقيقات و پژوهش هاي علمي نسبت به كشورهاي غربي كمتر در است نوشتار مورد نظر، فرخ اميرفرياد ادعا نموده: برخي دايره المعارف ها يا اعلام، به خصوص از نظر اطلاعات جغرافيايي، ديگر خنده دار شده اند. در دهخدا اسامي روستاهايي هست كه شايد ديگر حتي وجود خارجي نداشته باشند. اولا بهتر اين بود نام يك روستا را به عنوان نمونه و دليل ذكر مي نمودند، ثانيا بر فرض وجود چنين نام هاي جغرافيايي آيا مي توان اين اطلاعات را از دسترس مخاطبين در دايره المعارف ها كه نياز به دريافت چنين اطلاعاتي نيز دارند، خارج نمود و مدخل هايي نظير مدائن، تيسفون، دشت مرغاب، الموت، قلعه شوشي، استخر فارس، چغازنبيل خوزستان، ابيورد خراسان، سيئلك كاشان كه قديمي ترين شهر ايران بوده، را مي بايست حذف؟ نماييم بهتر اين است كه وضعيت نابسامان برخي دايره المعارف ها و فرهنگ نامه ها را به صورتي ديگر ذكر نمائيم - 10 ترجمه هاي تقليدي - 2 رونويسي هاي نعل به نعل از منابع ويرايش نشده و حتي منسوخ - 3 عدم وجود مديريت تخصصي - 4 ساده انگاشتن دايره المعارف نويسي، كه اين چهار مورد از اهميت بيشتري برخوردار خواهند بود. الف ) ترجمه هاي تقليدي، يكي از آفات مهم فرهنگ نويسي در ايران است كه در كارهاي انفرادي و گروهي فرهنگ نامه ها به وفور ديده مي شود و ناشي از وجود عدم تخصص مترجم در استنباط معني صحيح يك لغت يا اصطلاح صورت مي گيرد. به عنوان نمونه (در فرهنگ منابع طبيعي انتشارات فرهنگ جامع ) لغاتي نظير grass dollar Billion با ترجمه علف يك ميليارد دلاري، grass Beach گراس ساحلي، tree Big درخت نمولك، bean Bog لوبياي باتلاقي و يا (در فرهنگ افزوده هاي غذايي انتشارات قدس ) لغاتي نظير Chervil چرويل، Sage ساج، Savory ساوري، Popcorn پاپ كورن، Cornmeal كورن ميل، Oatmeal اوت ميل، Oregano اورگانو و يا در (فرهنگ انگليسي - فارسي پنج جلدي آريانپور انتشارات اميركبير ) laurel swamp, elm witeh dogfly, wort Liver و صدها مورد ديگر كه بدون استثنا همگي غلط ترجمه شده اند و تنها ترجمه تقليدي نموده اند. ب ) رونويسي هاي نعل به نعل، متاسفانه برخي از مدعيان انفرادي فرهنگ نويسي، رونويسي را چنان نعل به نعل انجام داده كه متوجه اشتباه بودن لغت ضبط شده نبوده و به همان صورت اشتباه آن را ذكر نموده اند مانند لغات Ladder beetle و يا Kneiffia كه صورت صحيح آنها beetle Larder و Kniphofia بوده ولي عينا به همان صورت غلط در فرهنگ هاي پنج جلدي آريانپور و برخي ديگر نظير فرهنگ كشاورزي ايران انتشارات اميركبير تكرار شده است. د ) عدم وجود تخصص، ديگر مورد مهمي است كه مولف يا مولفين با آن كه تخصصي در اين مورد به خصوص ندارند، اما به اين كار مهم اقدام و متاسفانه كتابسازي مي نمايند. به قول ايرج بهرامي اين قبيل كتابسازي آفت فرهنگي امروزه ما مي باشد. در يك فرهنگ منابع طبيعي، تمام لغات اين فرهنگ نامه با حرف اول بزرگ درج شده كه نشان دهنده عدم اطلاع نويسنده از تفاوت معاني يك لغت يا حرف اول بزرگ و معني همان لغت با حرف اول كوچك زيرا مي باشد، يك لغت با حرف اول كوچك معني ديگري نسبت به همان لغت با حرف اول بزرگ داشته باشد همانند لغت uredo با حرف اول كوچك به معني سوختگي، سوختگي در اثر بيماري جرب، قرمزي پوست در اثر جرب و همين لغت با حرف بزرگ اول به معني جنسي از قارچ هاي عامل زنگ گياهي از راسته و Uredinales يا Labia به معني جنسي از حشرات گوش خيزك و با حرف كوچك به معني لبها و يا لغاتي نظير Orchis + orchis و يا Manta + manta و يا Phallus + phallus و يا + lasso Lasso و Kerb + kerb و... و يا Flower Butterfly ص 599 را گل پروانه، گلي كه توسط پراونه ها گرده افشاني مي شود! ترجمه شود و يا Bogbean كه به معني گياه آبزي شبدر آب از جنس Menyanthe است به لوبياي باتلاقي ترجمه نمايد و يا اين كه نام هاي اشتباه ساختگي و من درآوردي براي نام گياهان انتخاب شود نظير ص 294 گل شباهنگ ( زينتي ) براي لغت rosemary Australian ص 293 گل كامياب ( زينتي ) براي لغت Fuschia Australian ص 372 گل ملول ( زينتي ) براي لغت balm Bastard ص 397 گل آرايشي ( زينتي ) براي لغت Bell heath بوته 313ص نفس بچه!! براي لغت breath Babies و مجددا همين لغت به صورت breath s,Baby در همين صفحه به نام گل كولي و يا ص 93 گل چلچله براي لغت daisy African و يا ص 58 گل جويبار براي لغت Acorus و بي شماري ديگر كه همگي اشتباه و غيرعلمي بوده و متاسفانه مولف بدون استفاده از نظرات گياه شناسي و بدون داشتن تخصصي در اين مورد و بدون تعهدي اقدام به انتخاب نام هاي جديد من درآوردي نموده است. و همچنين مانند (در فرهنگ پنج جلدي انگليسي - فارسي آريانپور ) در صفحه 574 ذيل لغت berry black نوشته شده: زغال اخته و در صفحه 575 ذيل همين لغت نوشته شده: توت جنگلي، توت كوهي، توت سياه، شاه توت، دو نوع معني متفاوت و هر دو نوع اشتباه براي يك لغت، در صورتي كه اگر كمي تحقيق و تفحص كه لازمه نوشتن است صورت مي گرفت و يا حداقل مولف به فرهنگ نامه هاي بريتانيكا، وبستر و غيره مراجعه مي نمود متوجه مي شد berry black تنها به معني bramble يعني تمشك سياه است و نه به معاني Cornel ( زغال اخته ) و يا mulberry (توت ) و، يا ذيل لغت -daddy legs-long در صفحه 1280 نوشته شده: گل پا بلند (crane fly) كه بي دقتي زياد و عدم تخصص كافي باعث شده گل پابلند مترادف Cranefly باشد و هر دو براي معني لغت مورد نظر به كار رود، در صورتي كه اصولا اصطلاح fly Crane ضمن آن كه به معني گل پا بلند نيست تنها براي دو نوع پشه به كار برده مي شود: -پشه 1 پابلند maxima Tipula و - 2 پشه پا بلند albidivittata Pedicia و اصطلاح -daddy legs -نيز long تنها دو معني صحيح دارد- 1 پشه پا بلند maxima از Tipula خانواده Tipulidae 2 و- عنكبوت كوچك پا دراز با نام علمي Liobunumvittatum از خانواده اي Phalangidae و يا در صفحه 333 ذيل argusلغت beetle tortoise نوشته، شده، يك نوع لاك پشت قرمز رنگ با خال هاي سياه از argusخانواده Chelymorphaكه، در همين معني دو غلط فاحش ديده مي شود، يكي، اين كه به صرف بودن كلمه tortois در اين اصطلاح، حشره سوسك را نوعي لاك پشت ترجمه نموده و ديگر آن كه نام علمي را خانواده معرفي نموده و يا اين كه لغت coot را پرنده آنقوت ترجمه نموده درصورتي كه معني صحيح آن پرنده چنگر مي باشد و shelduck rubby به معني آنقوت مي باشد و جالب توجه است اگر پي ببريم كه همين كتاب مورد استفاده بسياري از مترجمين قرار مي گيرد و براي معدودي كه ادعاي دايره المعارف نويسي هم دارند به عنوان كتاب مرجع مورد استفاده قرار مي گيرد و فرهنگ نامه هايي هم براساس رونويسي و استفاده از آن به سرعت چاپ مي نمايند و متاسفانه پس از چاپ و توزيع مشخص مي گردد ارزش علمي كتاب چاپ شده در حد صفر است. - ساده انگاشتن دايره المعارف نويسي، نمونه هاي اشاره شده در بند د مويد اين نيز هست كه برخي دايره المعارف نويسي را آن قدر ساده انگاشته كه هر ترجمه سستي از متن هاي خارجي و يا از دايره المعارف هاي ديگر را به فارسي پراشتباه، يا به قول عبدالعلي دستغيب منتقد و شاعر دري وري ترجمه نموده و به خيال خود فرهنگ كامل را تاليف و به بازار نشر روانه مي نمايند اگر چه نمونه هاي بالا كفايت مي كند، ولي بازهم اشاره كوتاهي مي نمايم. در فرهنگ افزوده هاي غذايي انتشارات قدس ذيل لغت Oregano نوشته شده: اورگانو، برگ Lippiaگياه graveolens از خانواده نعناع، كه در همين معني سه غلط فاحش وجود دارد. - 1 لغت با حرف اول كوچك مي بايست نوشته شود- 2 ترجمه تقليدي صورت گرفته - 3 نام گياه را غلط ذكر نموده زيرا جنس گياه Lippia به معني جنس گياه به ليمو از تيره شاه پسند است در صورتي كه اورگانو به معني پونه كوهي از جنس Origanum مي باشد. برخي از فرهنگ نويسان به صرف آن كه دايره المعارف هاي بريتانيكا وبستر و غيره بدون اشتباه بوده بدون بررسي و تفحص و تخصص، ترجمه اي تقليدي از آن نموده و غافل از اشتباهات سهوي اين منابع مي باشند به عنوان نمونه در فرهنگ Websters ذيل مدخل Leek نوشته شده: گياه تره فرنگي از تيره نرگس Amaryllidaceae در صورتي كه نام تيره اشتباه است و در تيره سوسنيان Liliaceae طبقه بندي مي شود و يا ذيل مدخل Wisteria به عنوان جنس گياه گليسين ذكر شده در صورتي كه جنس گياه به صورت Wistaria صحيح است و يا ذيل مدخل leaf shin گياه امرودي را در تيره ورسك Ericaceae قرار داده كه در تيره امروديان طبقه بندي مي شود و يا در دايره المعارف بريتانيكا ذيل مدخل Batrachospermum مشخصات جلبك Nemalion را توضيح داده و يا ذيل مدخل طوري Euglena توضيحات را شرح داده كه هم جنسي از تاژك داران معرفي شده و هم جنسي از جلبك هاي شاخه اوگلنو فيكوفيتا و هم در گروه هاي گياهي سبز غير جلبكي قرار گرفته و يا اشتباهات سهوي ديگري كه متاسفانه بي دقتي و عدم تخصص برخي از مترجمين و مولفين اين نادرستي ها را نعل به نعل منعكس نموده كه ذيلي مي شوند بر يكديگر بر مبناي نادرستي. از ساليان دور آرزوي مشتاقان كتاب، خواندن نقدها و گزارش هايي در مورد مطالب كتابها در روزنامه ها بوده كه متاسفانه يا كمتر به صفحه ادبيات و اين گونه مطالب بها داده مي شود و يا مشي محافظه كارانه اكثر روزنامه ها باعث عدم اطلاع رساني در اين قبيل موارد مي گردد و حتي در اكثر موارد از چاپ نقدهاي موشكافانه و يا توضيح متن واهمه دارند، در صورتي كه يكي از راه هاي اصلاح اين وضعيت نابسامان چاپ مستمر نقدهاي موشكافانه و يا توضيح متن است. مهشيد نونهالي مترجم كتاب نقد ادبي در قرن بيستم مي گويد: هنوز بسياري كسان نقد در را، هر زمينه اي، صرفا جست وجوي موشكافانه كاستي ها و عيبهاي يك اثر مي دانند، در حالي كه مي بايست متن را خرد كرد تا روند ساختاري آن را يافت و نشانه هايي را كشف كرد تا نظام روايت را از نظام توصيف تشخيص داد. ليكن با وجود آن كه در اكثر زمينه هاي علمي، به جز پاره اي چند از كتابها ذيلي هستند بر يكديگر بر مبناي نادرست، اما متاسفانه كمتر مورد بررسي قرار مي گيرند و يا صاحبنظري پژوهشي در آنها مي نمايد و يا منتقدي در مورد آنها قلم را مي گرداند. از صاحبنظران و پژوهشگران و محققين تاكنون خاموش اين توقع وجود دارد كه خود را در قبال هر كتابي كه منتشر مي گردد مسئول دانسته و به تاويل و توضيح متن كتاب بپردازند تا هم روند ساختاري كتاب مشخص گردد و همچنين نويسندگان با دقت بيشتري به تاليف پرداخته و همچنين مشتاقان و خوانندگان كتابها ازدياد يافته و ديگر شاهد اين همه كژي و نادرستي در كتابها نباشيم. علي رضايي نژاد