Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801030-53706S2

Date of Document: 2002-01-20

به ياد زنده ياد محمدقاضي فرياد بي صداي تو از هر صداتر صدا، است! سخنم را با چند بيتي از سروده دوست عزيز و ارجمند آن مرحوم، عمران صلاحي كه در آستانه چهارمين سالروز سكوت پدرم سروده، آغاز مي كنم: بي حنجره، صداي خموشت رساتر است! بي پنجره، فضاي زمين، خوش نماتر است! فرياد بي صداي تو از هر صدا با گوش هاي بسته من آشناتر است! مكث تو از تمام صداها صداتر است! به راستي كه فقدان چنين پدر دانشمندي بسي دشواراست، اما زماني كه به دوران زندگي پر افتخار آن بزرگ انديش مي نگريم، مي بينيم كه هر چند با گذراندن دوران كودكي بسيار غم انگيز و رسيدن به مدارج علمي وفرهنگي و ادبي، همه لحظات زندگي اش آميخته با فرهنگ و ادب پارسي و دفاع از آزادي بوده است. او با به جا نهادن هفتاد وشش اثر از بزرگترين آثار ادبي جهان (دن كيشوت، سروانتس - شازده كوچولو، سنت اگزوپري - نان و شراب، اينياتسيوسيلونه - جزيره پنگوئن ها، آناتول فرانس - مسيح باز مصلوب، نيكوس كازانتساكيس - آزادي يا مرگ، نيكوس كازانتساكيس و زورباوغيره ) كه حاكي از نگارش قلمي قوي و دستي تواناست، خدمت بسيار زيادي به جامعه علمي وفرهنگي و نسلهاي آينده اين مرز و بوم كرده است; و اينجاست كه با ديدن اين آثار گرانقدر و درج اشعار ومقالاتي در مورد ايشان از بزرگواراني چون استاد شفيعي كدكني، دكتر سيمين دانشور، دكتر پرويز رجبي و ديگر استادان بزرگ اين مرز و بوم پي به جوهره وجود او خواهيم برد كه هميشه با ماست و نامش جاويدان. در پايان با درج چند بيت از سروده آن پدر بزرگوار در سال يادش 1313 را گرامي مي داريم: منكر معجزه طبيعت؟ كيست دل من جلوه گاه قدرت اوست شيشه اي ساخت تنگ و گنجانيد اندرآن، بحري از محبت دوست گرچه يارش هزار بار شكست از جفا وستم كه اورا خوست ذره اي كم نگشته از آن بحر شيشه هم باز سالم است ونكوست شهلا قاضي