Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801028-53688S2

Date of Document: 2002-01-18

مدارس غيرانتفاعي; بودن يا نبودن ندا عابد به مدارس غير انتفاعي در شرف تاسيس وام و تسهيلات اعطا خواهد شد. اين خبر كمتر از ده روز پيش در روزنامه هاي كثيرالانتشار كشور از قول يكي از معاونان آموزش و پرورش نقل شده و به فاصله دو روز مسئول ديگري اعلام كرد كه بازده مدارس غيرانتفاعي در حد پيش بيني نبوده و اعطاي وام و تسهيلات به مدارس غيرانتفاعي تا بررسي روند بازدهي اين مدارس محدود مي شود! چنين حركت موازي در قوانين كشور ما اصلا نكته تعجبآوري نيست، اما دست كم دليل خوبي است براي مطرح شدن سوژه هايي كه چندين بار تا به حال از وجوه مختلف به آن ها پرداخته شده و بزرگ ترين نتيجه اي كه از گوشزد كردن مشكلات در مورد آن سوژه خاص به دست آمده دستپاچگي بيشتر مسئولان، همپوشي بيشتر قوانين و در نهايت گره خوردن بيشتر اين كلاف سردرگم است. تغيير و تحولات دوره هاي آموزشي به كرات اتفاق تقسيم افتاد دوره ها از شش سال به چهارسال و بعد سه سال و... نه تنها گره اي بازنكرده كه به اين كلاف سردرگم گره اي نيز افزوده است. مدارس به سه دسته دولتي، نمونه مردمي وغير انتفاعي تقسيم با شد همين اميد واهي در نهايت پس از ضربه اي كه امتحانات مدارس نمونه مردمي و غير انتفاعي به رشد بسياري از استعدادهاي ارزشمند جامعه وارد كرد، مدارس نمونه مردمي حذف شدند و دبيرستان ها سيستم آموزش ترمي را انتخاب كردند، مقدار زيادي وقت، بودجه و استعداد حرام شد تا اين سيستم ناكارآمد هم اصلاح شود و اين مسير همچنان با تصميم گيري هاي مقطعي، موازي و يك شبه ادامه دارد، بي آن كه به ماده خام اين آزمون و خطاي چند دهه اي توجه شود. در اين ميان يك نكته انكارناپذير است و آن اين كه بر پيكر رنجور اين نظام آموزشي ضربه اي عميق از وجود مدارس غيرانتفاعي وارد آمده كه امواج اين ضربه تا بطن جامعه و آن جايي كه بحث از جامعه طبقاتي به ميان مي آيد و مسئله پرورش در كنار آموزش مطرح مي شود به روشني و بسيار دردناك حس مي شود! بسياري از والديني كه فرزندانشان در مدارس غيرانتفاعي تحصيل مي كنند اگرچه از برخي خدمات و كلاس هاي تفنني و خارج از برنامه مدارس غيرانتفاعي و حتي با وجود هزينه سنگين اين برنامه ها از قبيل رستوران رفتن و... رضايت دارند اما در عين حال همچنان دغدغه تهيه شهريه و هزينه برنامه هاي اضافي كلاس هاي فرزندانشان را به دوش مي كشند. از سوي ديگر به گفته برخي از همين والدين، با وجود اين كه فرزندانشان داراي معدل هاي بالا و بسيار خوب هستند براي ثبت نام فرزندانشان در مدارس غير انتفاعي همواره با مشكل در مواجه اند حدي كه گاهي بعضي از اين والدين براي ثبت نام فرزندانشان ناچار از يافتن دوست و آشنا و گرفتن يك سفارش هستند. برخي از معلمان و دبيران مدارس دولتي نيز با وجود اين كه امكانات مدارس غيرانتفاعي را انكار نمي كنند به افزون شدن سطح توقع دانش آموزان در مدارس غيرانتفاعي اشاره دارند و بر اين باورند بچه هايي كه در اين گونه مدارس درس مي خوانند و در خانواده هاي متوسط و بادرآمدهاي محدود زندگي مي كنند، چنان چه خواسته ها و انتظاراتشان براي هماهنگ بودن با ساير دانش آموزان مدرسه برآورده نشود، خود و خانواده شان را با مشكل مواجه مي كنند. به اعتقاد اين معلمان اگر چه والدين دانش آموزان مدارس غيرانتفاعي با دورنماي پذيرش فرزندانشان در دانشگاه اقدام به پرداخت چنين هزينه سنگيني در طول ساليان تحصيل مي كنند، نكته فراموش نشدني اين است كه بسياري از قبول شدگان كنكورهاي دانشگاه هاي دولتي را دانش آموزان شهرستان هاي كوچك و مناطق محروم تشكيل مي دهند، پس در نهايت پرداخت هزينه كلاس كنكور و احيانا پرداخت شهريه دانشگاه نيز بر هزينه هاي اين والدين افزوده مي شود. ايجاد توقع زياد، به وجود آمدن شكاف طبقاتي و سيستم چندگونگي تدريس در مدارس غيرانتفاعي كمترين نكاتي است كه در باب عملكرد اين نهادهاي آموزشي مي توان ذكر كرد. اين كه يك عده افراد نخبه با معدل بالاي 19 را گلچين كردن و با صرف هزينه بالاي ششصد هزارتومان در يك سال تحصيلي راه تحصيل يك سال آن ها را هموار كردن نه تنها هنر نيست بلكه نوعي گزينش با قصد و غرض و بدون منطق است. اگر يك سيستم آموزشي بتواند معدل 15 يك دانش آموز را به 19 برساند حتي با صرف هزينه، مي توان به عملكرد علمي و درست آن ايمان آورد. مرجان اسدي كه از مدرسان مدرسه هاي غيرانتفاعي است مي گويد: ايجاد اين دلهره و حس رقابت در بچه ها به خصوص در پايان يك مقطع تحصيلي براي آن كه علاوه بر كسب معدل مورد نظر در امتحان ورودي مدرسه كه كم از كنكور ندارد قبول بشوند از نظر رواني به خصوص در سنين ورود از دبستان به راهنمايي و از راهنمايي به دبيرستان جز ايجاد استرس هاي بلند مدت و حس حقارت در صورت عدم موفقيت در اين گونه امتحانات هيچ نتيجه ديگري او ندارد مي گويد، در يكي از مدارسي كه من تدريس مي كنم حتي مادر و پدر بچه ها طي سه جلسه توجيهي گزينش مي شوند و به كرات ديده ام كه اگر پدر و مادرها در گزينش مردود شوند بچه ها در خصوص همسالانش به شدت احساس سرخوردگي و حقارت مي كنند و اين در سنين خاص نوجواني و جواني تا جايي كه بتوان به آن لفظ خطرناك اطلاق كرد پيش مي رود، و اين سرخوردگي ها معمولا به صورت ريشه اي در بسياري از آن ها كه با پايان دوران دبيرستان و حتي دانشگاه به خاطر سطح توقع نسبتا بالا نتوانسته اند شغل مناسبي پيدا كنند و رفتن از ايران را تنها راه مي بيند وجود دارد. حال بايد پرسيد آيا نبايد در كيفيت و عملكرد اين مدارس پس از گذشت نزديك يك دهه از تاسيس آن ها بررسي بيشتري صورت گيرد تا در نهايت دست كم در مورد تاسيس تعداد بيشتري مدرسه غير انتفاعي و شكل تشكيل آن ها بيشتر دقت يا شود هنوز مسئولان آموزش و پرورش درباره چگونگي عملكرد و تصميم گيري درباره مدارس در حال ذوق آزمايي اند تا يك نسل ديگر در ميان اين سردرگمي به باد؟ رود!