Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801028-53685S3

Date of Document: 2002-01-18

شمال شهر امروز اعصاب دخي، مخي رو ندارم. قراره با بچه ها بريم كنسرت يه گروه راك. مي گن راكه ولي تو عمقش كه بري مي بيني هيچي نيست. زنگ زدم به پدرام بگم ماشين خودشو بياره. ماشين من، پنچر شده. هر چند كه مي دونم اون پسره مو آبيه اين كارو كرده. عقده اي با من تيريپ برداشته كه چرا شب تولدش گيتارمو ندادم حال كنن. آخه يكي نيس بگه جوجه 10 روزه توروچه به گيتار. از اين تازه به دوران رسيده هاي هيچي نديدن. اين گوشي نوكيارو كه تازه گرفتم، سه ساعت داشت باهاش ور مي رفت و هي زنگشو عوض مي كرد. الان ناچارا خاموشش كردم، چون واقعا حوصله هيچ دخي رو ندارم. مي خوام امروز با بچه ها برم كنسرت. نشد كافي شاپ استوارت كوچيكه. يه سي دي توپ جديد به دستم رسيده. حرف نداره. يه بلوز واقعي يه. هر چند كه مدت هاس ديگه نمي تونم خوب موزيك گوش كنم. You For.از اين قرتي بازي ها خسته شدم. مي خوام يه مدت برم كيش يا قشم. زمستون هاي كيشو خيلي دوست دارم. ساشا، اصرار مي كرد كه بريم مهموني، ولي گفتم كار دارم. ددي امروز سوئيچ كرده بود روي من كه درستو مي گفت بخون پاشو برو يو. اس پيش خواهرت. بچه هاي مجتمع همه شون رفتن ولي من با اين جا حال مي كنم. حالا شايدم رفتم دنبال ايميگيريشن. بعد كنسرت مي خوام زود بيام خونه. تو ياهو مسنجر با يكي آشنا شدم كه تو پرتلند زندگي مي كنه. امشب باهاش قراره چت بازي بايد دارم برسم. من تا حالا هيچ وقت پشت سيستم بدقولي نكردم. امشب بايد حتما برسم. يه سايت تازه هم پيدا كردم خيلي توپه. از اون جا مي توني تموم برنامه هاي روزانه بكهام را ببيني. اتفاقا بكهام هم ديشب رفته بود توي كنسرت زنش. ولي نه، من اعصاب دخي بازي رو ندارم. نمي خوام موبايلمو روشن فقط كنم بذار يه زنگ كوچولو بزنم بگم كجا دارم مي رم. ولي خب، تيريپ من اينه كه اصولا از زن ذليلي بدم مي ياد. وقتي يه آدم زن ذليل مي بينم هنگ مي كنم. اما امشب بايد اين زنگو بزنم. مي ترسم تيريپ ورداره، برنامه اسكي توچال رو به هم بزنه.