Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801028-53684S1

Date of Document: 2002-01-18

اين هوبره هاي ساده دل دسته تخم هاي هوبره در طبيعت عبارتند از دو يا سه تخم كه مستقيما روي سطح بيابان گذاشته مي شود سوفي، مشتاق تعقيب هوبره ها در دستان فيليپ سدان يكي از نويسندگان اين مقاله هريك از جلسات آموزشي كه به دقت سرپرستي مي شود تنها سه دقيقه طول مي كشد بچه روباه قرمز، سوفي براي دادن درس هاي پرهيز از شكارچي به كمك گرفته شد هوبره نر براي جلب جفت تاج افراشته و پرهاي گردنش را به شكل بادبزن درمي آورد و هر بار ممكن است به مدت يك ساعت حركات نمايشي پرشوري اجرا كند سكوت و رنگ بندي پنهان مي توانند دفاع هاي طبيعي در محيط زيست هوبره در باشند اين تصوير هوبره ماده اي كه در اسارت پرورش يافته است ديده مي شود كه به يك فرستنده راديويي مجهز شده است و به هنگام خوابيدن روي تخم هايش تقريبا نامرئي است اگرچه هوبره ها اصولا پرندگاني زميني اند، اما وقتي به هوا برمي خيزند به خوبي پرواز مي كنند جوجه هوبره ها تحت مراقبت روباه شني كوچك و عمدتا حشره خوار به ندرت هوبره هاي تازه آزاد شده را شكار مي كند اما بسياري از اين پرندگان در جواني قرباني روباه قرمز مي شوند نوشته: يولاندا ون هيزيك و فيليپ سدان ترجمه: كاوه فيض اللهي يولاندا ون هيزيك (Heezik van Yolanda) و فيليپ سدان (Seddon Philip) نويسندگان، مقاله زير كه باهم زن و شوهرند 9 سال از عمرشان را در مركز ملي پژوهش هاي حيات وحش در طايف در عربستان سعودي براي رهاسازي هوبره در بيابان به قصد احياي جمعيت از بين رفته آن سپري كردند. اين زوج در دانشگاه اتاگو ( Otago) در نيوزيلند، جايي كه هر دو كارهاي دوره دكترايشان را انجام مي داند، باهم آشنا شدند. خانم هيزيك، مدرس جانورشناسي و آقاي سدان مدير برنامه مديريت حيات وحش در دانشگاه اتاگو است. سوفي اكنون در امارات متحده عربي در ناز و نعمت زندگي مي كند و ممكن است به زودي مادر شود. براي بقا در بيابان عربستان سعودي، هوبره هايي كه در اسارت پرورش يافته اند بايد بازگشت به طبيعت را ياد بگيرند. تصور كنيد كه براي نخستين بار داريد مستقل زندگي مي كنيد. دور از آسايش خانه و در شهري عجيب، تمام حواستان به پيدا كردن جايي است كه يك وعده غذا در آن بخوريد و ناگهان ندانسته از خياباني تاريك سر بيرون مي آوريد. مردي درشت جثه به سوي شما مي آيد. شايد او بتواند شما را راهنمايي با كند ترديد لبخند مي زنيد. او نيز پاسخ لبخند شما را مي دهد و ناگهان برق چاقويي آشكار مي شود. در مي يابيد كه اشتباه مهلكي كرده ايد، اما ديگر خيلي دير شده است. ساده دلي در طبيعت گران تمام مي شود، اما اين امر در ميان جانوراني كه محيط زندگي شان را با دشمنان طبيعي شريك هستند، نادر است. جانوران شكاري در مواجهه مداوم با خطر شام ديگران شدن در تشخيص و پرهيز از شكارچيان بالقوه مهارت يافته اند. اين توانايي در بعضي گونه ها عمدتا ذاتي (مادرزادي ) است، در حالي كه به نظر مي رسد در گونه هاي ديگر از والدين يا ساير اعضاي گله آموخته مي شود. جانوراني كه در محيط مصنوعي و بدون چنين راهنمايي هايي پرورش داده مي شوند، اغلب فاقد مهارت هاي شكارچي شناسي پسرعموهاي وحشي خود هستند. ما به مدت 9 سال در يك مركز پرورش در اسارت هوبره آسيايي در عربستان سعودي كار كرديم. هوبره هاي ماده در مركز ملي پژوهش حيات وحش در طائف، به طور مصنوعي تلقيح مي شوند و جوجه ها دست پرورده شده سپس رها مي شوند. هدف احيا مجدد جمعيت هاي سالم هوبره در محدوده پراكندگي اش در عربستان سعودي است. يكي از نخستين چالش هايي كه اين برنامه با آن روبه رو شد اين بود كه چگونه هوبره هاي ساده دل را براي بقا _ خوردن و نه خورده شدن _ در بيابان آماده كند. هوبره آسيايي، پرنده اي استتار شده و در سرزمين طبيعي شان بسيار محتاط است كه در استپ ها و نيمه بيابان هاي مواج شبه جزيره عربستان، آسياي غربي و مركزي و شبه قاره هند، خود را در خانه احساس مي كنند. هوبره هاي وحشي كه به بهترين شكل با محيط زيست خشك سازش يافته اند، نياز به نوشيدن آب ندارند اما تمام رطوبت لازم را از غذايشان تامين مي كنند. در واقع يكي از رازهاي بقاي هوبره ممكن است رژيم غذايي متنوع آن باشد. اين فرصت طلبان بالفطره، هر چيز خوردني را كه سرراهشان قرار گيرد امتحان مي كنند، از سته هاي آبدار و جوانه هاي سبز وتر گرفته تا سوسك هاي ترد و مارمولك هايي كه حمام آفتاب مي گيرند. اگرچه هوبره ها با قدرت پرواز مي كنند اما راه رفتن را ترجيح مي دهند و تشخيص آنها در زماني كه روي زمين هستند دشوارتر است. هنگامي كه به هوا برمي خيزد، اندازه (فاصله دو نوك بال ها در حدود يك مترونيم است )، بال زدن كامل و لكه هاي سياه روي بالها و گردن تشخيص آن را آسان مي كند. پرواز قدرتمند هوبره همراه با روحيه جنگاوري از آن صيد برگزيده اي براي ورزش باستاني قوشبازي مي سازد. اين نوع شكار كه در آن شاهين ها براي حمله به پرندگان بسيار بزرگتر از خودشان تربيت مي شوند، يكي از دلايل تهديد هوبره در سرتاسر قلمرو آن است. هوبره ها به مزاحمت هاي انساني نيز حساس هستند. پيش از توسعه اقتصادي مبتني بر نفت عربستان سعودي، آوارگي هاي چوپان هاي چادرنشين و كوچ كننده به جايي محدود مي شد كه آب و پوشش گياهي سبز داشته باشد. اما امروزه آب با كاميون هاي باري براي دام ها برده مي شود و گله ها و وسايل نقليه چهارچرخ به چشم اندازهايي رخنه مي كنند كه روزگاري بكر بودند. دولت سعودي در واكنش به كاهش هوبره هاي مقيم شبه جزيره عربستان برنامه اي حفاظتي را در سال 1986 آغاز كرد. اين پروژه شامل برنامه هاي پرورش در اسارت و ايجاد مناطق حفاظت شده وسيع بود. تا سال 1992 برنامه موفق تلقيح مصنوعي و جوجه كشي، آنقدر جوجه توليد كرد كه براي رهاسازي تعدادي از آنها به طبيعت كافي بود. در ابتدا پرندگان نابالغ از 35 روزه تا 45 روزه به داخل محوطه اي بدون شكارچي به وسعت يك و نيم ميل مربع رها شدند كه مي توانستند در آنجا نحوه پيدا كردن غذاي طبيعي را ياد بگيرند. پرندگان جوان در زمان مناسب مي توانند به سادگي بيرون بپرند و به منطقه حفاظت شده وسيع تري وارد شوند كه مساحت آن 850 ميل مربع و محصور اين است منطقه عاري از دام و شكارچيان انساني است اما از نظر شكارچيان طبيعي چيزي كم ندارد. بعضي از هوبره ها در اولين خروج از محوطه فورا عقبنشيني كرده و به درون باز مي گردند، درحالي كه ديگران سر به بيابان مي گذارند. با توجه به انتقال بزرگي كه اين پرندگان جوان مجبور به انجام آن بودند، بسياري از آنها تا آنجا كه به پيدا كردن غذا مربوط مي شد، خوش مي گذراندند. پس از آنكه جوجه ها با رژيم غذايي متشكل از مواد غذايي نامحدودي همچون بلغور (گندم نيم كوفته )،، يونجه كرم آرد، جيرجيرك و آب بزرگ شدند، هرطور كه بود توانستند غذاهاي طبيعي شان را از حشرات و گياهان تشخيص داده و برچينند. آنها بي آبي را تا دماي 100 درجه فارنهايت تاب آوردند و سرانجام حتي مسئله توليد مثل را نيز با موفقيت حل كردند. مانع اصلي بر سر جاده خودكفايي جوجه هوبره ها، شكار بود. ما با بيشتر و بيشتر شدن پرندگان تازه آزاد شده اي كه قرباني حملات مرگ آور مي شدند، فهرستي از مظنونين احتمالي تهيه روباه كرديم شني ( R*sfoxش ppell) كوچك و ظريف ساكن همان ناحيه است اما رژيم غذايي آن اصولا حشره خواري است و اندازه كوچكش شاهدي عليه تبه كار بودن اوست. (البته اين امكان وجود دارد كه يك روباه شني گرسنه تصادفا با هوبره تازه آزادشده اي روبه رو شود كه دارد دنبال ظرف آبش مي گردد و به سختي قادر به پرواز كردن است، در چنين شرايطي احتمالا روباه، پرنده را به سوسك ترجيح خواهد داد. ) گربه شني دوست داشتني نيز كه صورت پهني دارد مي تواند بعضي از پرندگان را شكار كند، اما درباره عادات اين گونه بياباني شناخت اندكي وجود دارد. پس از آن دريافتيم كه ممكن است شاه بوف با كشف اينكه شكار اين پرندگان ساده دل چقدر آسان است، به كشتن هوبره ها عادت كرده باشد. اما با بررسي هاي ما در مورد ردپاها و علائم ديگر در اطراف لاشه هايي كه توسط آن شكارچي مرموز كشته شده بودند معلوم شد كه گناهكار اصلي، روباه قرمز بود. روباه قرمز در اين ناحيه به اندازه روباه شني فراواني ندارد و معمولا براي هوبره ها مشكلي ايجاد نمي كند. جوجه هوبره هاي وحشي، كه معمولا دو يا سه جوجه در هر دسته تخم هستند، در مجموعه حدود سه ماه با مادرشان مي مانند و اين درحالي است كه پرواز در مسافت هاي كوتاه را در سن يك ماهگي آغاز مي كنند. آنها آموزش هاي لازم درباره تشخيص و دوري كردن از روباه و ساير خطرات را از مادرشان يا هوبره هاي ديگر كسب مي كنند. هوبره هايي كه در اسارت پرورش مي يابند از اين درس ها محرومند و اين برايشان گران تمام جهت يابي مي شود در محيطي جديد و به ظاهر نامحدود، پيدا كردن منابع مناسب غذا، و يادگيري زندگي بدون آب، دشوار اما امكانپذير بود. اما برآمدن از عهده شكارچيان در همان زمان، از حد توانايي جوجه هوبره ها خارج بود. كاركنان مركز پژوهش براي كمك به هوبره ها در اين دوره بحراني، تصميم گرفتند كه روباه هايي را كه در اطراف محوطه بدون شكارچي زندگي مي كنند به دام انداخته و از آنجا دور كنند. هنگامي كه هوبره هاي جوان محوطه را ترك كردند، به شرط آنكه در همان نزديكي مانده باشند، احتمال برخوردن به يك روباه گرسنه كاهش مي يافت. با وجود اين تلاش ها براي تله گذاري، بيش از نيمي از هوبره هاي رها شده به سرعت توسط شكارچيان كشته شدند _ كه مسئول سه چهارم آنها روباه قرمز بود. حذف روباه ها از منطقه ميانگير اطراف محوطه محصور، تنها روبرو شدن اين پرندگان را با شكارچي به تاخير انداخت و نسبت كشته شده ها همان بود. هوبره هاي ما در خطر تبديل شدن به پرنده هاي بي دست و پا بودند _ پرندگاني دست پرورده كه اگر چه مي توانستند زنده بمانند، اما هنوز ناتواني هايي داشتند كه حتي ساير اعضاي گونه خودشان هم به راحتي مي توانستند آن را تشخيص دهند. براي مثال، بررسي كبك هاي نري كه در اسارت پرورش يافته بودند، نشان داده است كه اين پرندگان هنگامي كه آزاد مي شدند، نه تنها فاقد بعضي از مهارت هاي اساسي بقا بودند، كه براي ماده ها هم نسبت به كبك هاي نر وحشي جذابيت كمتري داشتند. احتمال از دست دادن تخم ها و شكارشدن جوجه هاي كبك هاي ماده دست پرورده هم نسبت به همتايان وحشي شان بيشتر بود. آيا پرندگان ما مي توانستند آموزش ببينند تا شكارچيان را تشخيص داده و در برابر آنها رفتار مناسبي داشته؟ باشند در ابتدا، تلاش كرديم تا با استفاده از پوست پر شده روباه قرمز، اين پرندگان ساده دل را در معرض حملات شبيه سازي شده قرار دهيم. اين روش بي خطر بود و به ما اجازه مي داد كه كوشش هاي آموزشي را بارها تكرار كنيم. با آنكه ظاهرا هوبره هاي جوان از روباه مدل مي ترسيدند، اما هنگامي كه آزاد مي شدند احتمال بلعيده شدن آنها توسط روباه به اندازه هوبره هاي آموزش نديده ما بود فكر كرديم كه تجربه كردن حملات واقعي تر به نفع اين پرندگان خواهد براي بود اين كار نياز به يك شكارچي زنده داشتيم، اما شكارچي اي مي خواستيم كه تا حدي روي آن نظارت داشته باشيم. به اين منظور، يك صبح سرد ماه مارس، ما به كنام يك روباه در شمال عربستان سعودي يورش برديم و يك روباه ماده ده روزه را به دقت بيرون كشيديم. نام او را سوفي گذاشتيم. سوفي نخستين هفته هايش را با مچاله شدن در لباس هاي ما و پيچيدن آنها به دور خود و بيدار كردن ما در شب با ناله هايش براي غذا، پشت سر گذاشت. با بزرگ شدن او، چالاكي اش در جويدن و بالا رفتن، از آنجايي معلوم مي شد كه ما مجبور بوديم تدريجا تمام دارايي مان را به طاقچه هاي بالا و بالاتر و به قفسه ها منتقل كنيم تا از دسترس روباه دور باشد. سوفي بسيار بازيگوش بود و هيچ چيز را بيش از سرگرم شدن با ما دوست نداشت. شخصيت دلپذير او ما را به تغيير سرسپردگي از هوبره ها به روباه ها تهديد ما مي كرد به سوفي يادآور مي شديم كه او بايد در ازاي نگهداري كه از او مي شود كار كند و وقت زيادي را صرف عادت دادن او به راه رفتن با قلاده و گذاشتن پوزه بند كرديم. اما در هر دو مورد به طرز فلاكت باري شكست خورديم. قلاده گاهي فراموش مي شد و در مواقع ديگر سوفي با سرعتي خطرناك درمي رفت و ما را به دنبال خود مي كشيد تا آنكه ناگهان مي ايستاد تا استخوان يا سوراخ لانه بوداري را بررسي كند. پوزه بند، آشكارا توهيني غم انگيز به يك روباه بود و موجب سكون كامل او مي شد. ما از اينكه بتوانيم از او در آموزش هوبره ها استفاده كنيم، نااميد شديم. اما به هرحال روزي كه هوبره هاي جوان آماده حركت از محل پرورش در اسارت به محوطه محصور بودند فرا رسيد و ما سوفي را گرفتيم، قلاده بستيم و به قفسي كه مخصوص آموزش طراحي شده بود برديم. هر پرنده در طول دوره اي يك هفته اي سه جلسه آموزشي داشت كه هركدام در حدود سه دقيقه طول مي كشيد. در طول اين سه دقيقه ها سوفي به سرعت دور قفس مي دويد، به طرف هوبره ها مي پريد و باز با يك جست دور مي شد، آنها را به هوا مي فرستاد و در محيطي آكنده از وحشت و اضطراب به ديواره هاي پارچه اي و كف قفس مي زد. ما بين ترسناك كردن اين جلسات براي هوبره ها به قدر كافي و آسيبديدنشان حد اعتدال را رعايت مي كرديم. سرانجام، نيمي از هوبره ها آموزش ديدند. نيم ديگر به عنوان گروه شاهد با سوفي آشنا نشدند. تمام هوبره ها پيش از آزاد شدن به فرستنده هاي راديويي مجهز شدند كه به ما اجازه مي داد حركات آنها را روزانه كنترل كنيم. سپس با دلواپسي منتظر اخبار مانديم. تجربه گذشته به ما گفته بود كه بيشتر مرگ و ميرها تقريبا در دو هفته پس از ترك محيط امن محوطه توسط اين پرندگان رخ مي دهد. همان طور كه انتظار داشتيم، در چند هفته بعد تعدادي از هوبره ها گم شدند و تعدادي هم در اثر بيماري يا آسيبديدگي از بين رفتند. حتي چنانچه هوبره اي توسط يك شكارچي كشته مي شد، فرستنده اش معمولا سالم مي ماند. بقاياي افراد به سرعت پيدا مي شد و علت مرگ نيز معمولا روشن بود. در عرض چندماه، ما توانستيم به سوفي به خاطر سهمي كه در حفاظت هوبره ها ايفا كرده بود، تبريك بگوييم. روباهيت او بايد در هوبره هاي جوان تاثيري پايدار گذاشته باشد زيرا تعداد پرنده هاي باقي مانده در گروه آموزش ديده به طور معني داري بيشتر بود. بيشتر هوبره هايي كه به دام روباه افتادند در نخستين هفته استقلالشان شكار هيچ يك شدند از آنهايي كه مردند بيش از 19 روز دوام نياوردند اما به نظر مي رسيد آنهايي كه بيش از 19 روز زنده مي ماندند ديگر خطري تهديدشان نمي كرد. به اعتقاد ما، اين نوزده روز يك دوره بحراني است كه طي آن هوبره ها سازش با رژيم غذايي جديد و محيط جديد را ياد مي گيرند. تجربه هوبره ها با سوفي ممكن است در فراگيري تعدادي از قوانين ساده به آنها كمك كرده باشد، كه مهمترين آنها اين است كه در يك رويارويي خطرناك به جاي ترديد و دودلي، واكنش نشان دهند. اكنون تكنيك آموزشي ما براي استفاده در رها سازي هايي كه در آينده در مكان هاي ديگر انجام مي شود، موجود ما است خوشحاليم از اينكه توانستيم اندكي از ساده دلي اين پرندگان را پاك كرده و در عوض سكوي پروازي در اختيار آنها قرار دهيم تا به سوي خودكفايي و زندگي واقعي در شبه جزيره عربستان بروند. منبع: June 2001, History Natural