Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801028-53680S8

Date of Document: 2002-01-18

مارتين هيدگر; فيلسوف هستي و زمان مارتين هيدگر نوشته جوزف. جي. كاكلمانس ترجمه: موسي ديباج ناشر: حكمت قيمت تومان 1950 ترجمه كتاب كوچك جان مك كواري، كشيش مسيحي و هيدگرشناس برجسته، به زبان فارسي، فتح بابي بود براي آشنايي با تفكرات فيلسوفي كه بسياري از مورخان فلسفه، كه از تعصبات ناشي از تقسيم فلسفه قرن بيستم به آناليتيك و قاره اي بركنارند، او را يكي از سه فيلسوف بزرگ قرن گذشته مي دانند. تا پيش از ترجمه اين كتاب، فارسي زبان علاقه مند به افكار هيدگر يا بايد بر سر كلاس درس برخي اساتيد معدودي حاضر مي شدند كه در اين حوزه تدريس مي كردند، تا به ترجمه آثاري كه درباره اين فيلسوف، البته به گونه اي كلي و مختصر، نگاشته شده بودند، مراجعه مي كردند. كتاب مك كواري گرچه تنها يك رساله مختصر است، اما به گونه اي روشمند و منضبط خواننده را گام به گام با مهمترين دغدغه هاي ذهني و دلمشغولي هاي وجودي هيدگر آشنا مي كند. كتاب جوزف. جي. كاكلمانس هم، درآمد مختصر ديگري به فلسفه اين متفكر آلماني است. كتاب كاكلمانس براي خوانندگان آلماني و انگليسي، يك كتاب عمومي به شمار مي رود اما خوانندگان فارسي زبان بد نيست براي درك هرچه بهتر مطالب ارائه شده در آن، ابتدا به مطالعه كتاب مك كواري بپردازند و اندكي هم با فلسفه پيش از سقراطي و همچنين نظام متافيزيكي افلاطوني _ ارسطويي آشنا شوند. استفاده تخصصي و در برخي موارد بيمارگونه مارتين هيدگر از ابهامات معنايي مستتر در پس واژه ها و ارجاعات بي حد و حصرش به ريشه هاي لغات مورد استفاده اش، كار ترجمه آثار او را به زبان هاي ديگر، مخصوصا زبان فارسي كه چندان براي بازتابندن افكاري از اين دست پرورده نشده است، دشوار مي كند. به همين دليل خواننده جدي فلسفه معاصر بايد از ابتداي مطالعه آثار مربوط به هيدگر با اصل واژه ها، به زبان آلماني يا حداقل انگليسي، هم آشنا شود تا در ادامه مطالعاتش به مشكلات ناشي از كاربردهاي جادوگرانه لغات در فلسفه هيدگر برنخورد. كاكلمانس، برخلاف سنت هيدگري در معرفي فيلسوفان، فصلي را هم به شرح احوال و زندگي هيدگر اختصاص داده است. فصلي كه در عين مجمل بودنش به خوانندگان مي آموزاند كه تفكر هيدگر در چه بستري رشد كرده است و تحت تاثير چه پيش زمينه هايي بوده است. عناوين بخش هاي كتاب متناظر با موضوعات مطرح شده در هستي و زمان انتخاب شده اند; گرچه در برخي موارد هم به موضوعاتي پرداخته اند كه در كتابها و بعضا مقالات مستقل هيدگر مطرح شده اند. جالب اين كه مشكلات زبان شناسانه اي كه در مطالعه آثار هيدگر به وجود مي آيد تنها به زبان فارسي محدود نمي شود و اهميت اين موضوع به حدي است كه فصلي از كتاب حاضر، به صورت مستقل به زبان خاص هيدگر و نسبت فلسفه او با زبان برگزيده اش اختصاص يافته است. به خاطر داشته باشيم كه هنوز هم دانشجويان ايراني رشته فلسفه، حتي برگي از صحيفه هستي و زمان را به زبان فارسي نخوانده اند و اميدوار باشيم كه نهضت ترجمه نوخاسته در كشور ما، نامزدهاي مناسبي براي ترجمه اين اثر دوران ساز تاريخ انسان مدرن انتخاب كند; كتابي كه شايد عنوان پرسروصداترين كتاب فلسفي قرن بيستم، تنها شايسته آن باشد.