Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801028-53680S1

Date of Document: 2002-01-18

در جشن شصتمين سال تولداستفان هاوكينگ از لذت اكتشاف مي گويد استفان هاوكينگ به بيماري نادر و لاعلاجي دچار است. در سال 1962 هنگامي كه به تازگي تحصيلات كارشناسي را در آكسفورد به پايان رسانده و به عنوان دانشجوي تحصيلات تكميلي در كمبريج ثبت نام كرده بود متوجه شد كه انجام بعضي كارهاي ساده و آسان براي او بسيار دشوار شده است. پزشكان به او گفتند بيماري او صعبالعلاج است و بيشتر از دو سال زنده نمي ماند. از شنيدن اين خبر استفان جوان از تحصيلات دانشگاهي مايوس و دلسرد شد و به الكل و موسيقي پناه برد. هنگامي كه شنيد استاد راهنمايش خود هويل كيهان شناس معروف ديگر مسئوليتي در قبال راهنمايي او بر عهده ندارد، ضربه ديگري بر پيكر نحيف او وارد شد زيرا او به خاطر هويل به كمبريج آمده بود. بعدها بيماري او شدت پيدا كرد به طوري كه نمي توانست بدون عصا راه برود. و شدت بيماري چنان بالا گرفت كه ناچار شد از عصاي چهارپايه استفاده كند. بيماري بار ديگر پيشرفت كرد و ديگر حتي با عصاي چهارپايه قادر به حركت نبود و روي صندلي چرخدار مي نشست بيماري باز هم شدت گرفت به طوري كه كمتر كسي به جز نزديكان و آشنايان كه با او هر روز در ارتباط بودند مي توانستند منظور او را از كلماتي كه به طور نامفهومي ادا مي كرد دريابند. او اكنون به وسيله كامپيوتر قابل حملي كه به صندلي چرخدارش متصل است و توسط شركت اينتل اختصاصا براي او طراحي و ساخته شده است استفاده مي كند تا با اطرافيان صحبت كند و به وسيله همين كامپيوتر سخنراني هاي او در سرتاسر جهان منتشر مي شود. اما با اين همه استفان خوش شانس بود. بزرگترين خوش شانسي زندگي او اين بود كه اين بيماري مرموز هيچ آسيبي به مغز و اراده پولادين او وارد نكرد. آشنايي او با جين ويلد (همسر آينده اش ) دنيس، ايكما (استاد راهنمايش ) و راجر پنرز (همكارش ) نيز اتفاقاتي بودند كه مسير زندگي او را به كلي دگرگون كردند. سليمان فرهاديان استفان هاوكينگ، فيزيكدان برجسته كمبريج، شصتمين سال تولدش را يكشنبه گذشته جشن گرفت. پروفسور هاوكينگ اكنون استاد كرسي لوكاس در رياضيات است - مقامي كه مدت ها پيش از اين سرايزاك نيوتن عهده دار آن بود - و اكنون به عنوان يك كيهانشناس، قوانين اصلي حاكم بر جهان را مطالعه و بررسي مي كند. كتاب تاريخ مختصر زمان او در سطح جهان به عنوان يكي از پرفروش ترين كتابها شناخته هر شد چند كه بعضي ها فكر مي كردند كه كتاب او هرگز به طور كامل به فروش نرسد; زيرا اين كتاب محتوي بعضي مفاهيم بسيار پيچيده و مشكل بود. با اين همه پروفسور هاوكينگ امروزه به چنان مقام و منزلتي اجتماعي دست يافته كه كمتر دانشمندي به اين درجه از محبوبيت رسيده است. به طوري كه به عنوان ميهمان ويژه موضوع بعضي از برنامه هاي تلويزيوني پرطرفدار بوده است. براي بزرگداشت تاريخ مختصر زندگي و سمپوزيومي به مناسبت جشن تولد او در كمبريج برگزار شد. در اين سمپوزيوم خود پروفسور هاوكينگ، همكار او سر راجر پنروز و سر مارتين ريز ستاره شناس بزرگ سخنراني كردند. يان هاليدي از مركز تحقيقات فيزيك و ستاره شناسي در مورد او مي گويد: استفان هاوكينگ از جمله دانشمنداني است كه نه تنها در ميان دانشمندان و همكاران خود به خوبي شناخته شده است بلكه در كل جهان نيز به عنوان سفير علم مشهور است. او پشتوانه بسياري از تحقيقات ستاره شناسي و فيزيك انگلستان است پروفسور هاوكينگ در وبسايت خود شرح مي دهد كه يكي از موفقيت هايش اين بود كه توانست با همكاري سر راجر پنروز نشان دهد كه تئوري نسبت عام انيشتين تاييد مي كند كه زمان و فضا از انفجار بزرگ (بيگ بنگ Bang Big) آغاز شده و در سياهچاله ها پايان مي پذيرد. او همچنين خاطرنشان مي سازد كه سياهچاله ها كاملا تاريك نيستند بلكه بايد تابش هايي از خود منتشر ساخته و نهايتا ناپديد شوند. پروفسور ريز در مورد او به BBC گفت: استفان هاوكينگ يكي از آن اشخاصي است كه با فهم خود در مورد سياهچاله ها بيشترين سهم را در درك ما از گرانش و همچنين حوادث روي داده در آغاز جهان دارد. دكتر جان گريبين; نويسنده اي كه در نوشتن زندگينامه استفان هاوكينگ با او همكاري كرد به BBC مي گويد: ترديدي در اين نيست كه شرايط زندگي دانشمندان در موفقيت آنها نقش به سزايي دارد كاملا واضح است كه او به بهترين نحو مي تواند از اين امر كه هيچ محدوديتي براي تفكر ندارد استفاده كند زيرا مسئله او فكر كردن است. تنها كاري كه او انجام مي دهد اين است: نشستن و فكر سخنراني كردن اخير او كه به وسيله وب سايت او منتشر شده است نشان مي دهد كه قلمش چگونه از او يك خبر ساز مشهور ساخته است. استفان مي گويد: هنگامي كه من مثلا در ژاپن سخنراني مي كنم از احتمال فروپاشي جهان سخن نمي گويم زيرا اين امر ممكن است بر بازار بورس اثر بگذارد. بنابراين من هر كسي را كه توانايي مالي داشته باشد متقاعد مي كنم كه هنوز هم چيزي براي فروش وجود دارد. حتي اگر قرار باشد جهان نابود شود اين امر حداقل بيست بيليون سال طول مي كشد. در اين صورت پيمان تجارت جهاني گات هم ممكن است تاثير بپذيرد. هاوكينگ در مورد لذت كشف مي گويد: ممكن است لذت اكتشافات علمي همپايه بعضي غرايز جسماني نباشد اما نكته مهم اين است كه احساس رضايت و خشنودي حاصل از اكتشاف بسيار پايدار است. او در كنفرانس يك هفته اي كه به مناسبت تولد او در كمبريج برگزار شد گفت: هيچ چيز مثل لحظه اي نيست كه انسان معمايي را كشف مي كند. معمايي كه پيش از آن هيچكس جواب آن را نمي دانست. من لذت كشف را با غرايز جسماني مقايسه نمي كنم اما مطمئنا لذت كشف بادوام است. او در جمع تعداد كثيري از دانشمندان و هنرمندان مي گويد: اين باعث خوشحالي من است كه امروز زنده و به كار تحقيقات فيزيك نظري اشتغال دارم. تصور ما از جهان در طي چهل سال گذشته دگرگون شده است و من بسيار خوشحال هستم كه سهمي هر چند كوچك در اين تغيير فكر داشته ام. پروفسور هاوكينگ اكنون دوران نقاهتش را مي گذراند زيرا هنگامي كه از منزل خود در كمبريج به همراه پرستار خود به سمت مركز شهر در حال حركت بود از صندلي چرخدارش به زمين افتاد و استخوان رانش شكست. او را به وسيله آمبولانس به بيمارستان آون بروك در كمبريج رساندند و او مجبور شد پنج روز را در بيمارستان بگذراند. پزشكان به او گفتند بايد تحت عمل تراشئوتومي قرار گيرد. يعني نمي توان مطابق معمول او را بيهوش نمود و بايد در طي عمل جراحي هشيار باقي بماند. او در مورد عمل جراحي به دوستان صميمي اش مي گويد: مثل اين بود كه من داشتم به صداي گوش خراش يك مته برقي گوش اما مي دادم با اين همه بيمارستان آون بروك كار خوبي كرد كه مرا با گذشته ام تنها گذاشت البته او يكبار ديگر در جواني در آكسفورد نيز از راه پله هاي سالن دانشكده به زمين افتاد (به احتمال زياد بر اثر همين بيماري ضعف اعصاب حركتي ) و حافظه اش را از دست داد. او حتي نام خود را نيز فراموش كرده بود. اما نهايتا وضع به حالت عادي بازگشت و حافظه اش را مجددا به دست اما آورد جهت اطمينان از عدم آسيبمغزي از او تست هوشي به عمل آمد كه مخصوص افراد باهوش بود او در اين تست امتياز 250 - 200 گرفت كه نشان از هوش سرشار او بود. پروفسور هاوكينگ تاكنون توانسته است بالاترين نشان ويژه علمي را از دانشگاه دريافت كند. تعداد كثيري مقاله علمي نوشته است و سه كتاب پرفروش منتشر كرده است. از هوش سرشار استفان داستان هاي زيادي نقل شده است از جمله: _ روزي استاد استفان 13 مسئله بسيار مشكل از يك متن الكترومغناطيس به دانشجويان داد تا هر كس بيشترين تعداد ممكن از اين مسئله ها را حل كند. ساير دانشجويان هفته هاي متوالي روي اين 13 مسئله كار اما كردند استفان كار را به روز آخر موكول كرد. او روز موعود هنگامي به دوستانش مراجعه كرد تا بگويد كه توانسته است فقط 10 تا از مسائل را حل كرده و 3 تا حل نشده باقي مانده است متوجه شد كه همكلاسي هايش هر كدام يك يا حداكثر دو مسئله را حل كرده اند10 _ يكي از اساتيد استفان مسائل زيادي را از يكي از كتابهاي درسي كه چندان مورد علاقه استفان نبود تعيين كرد و از او خواست تا حل مسائل را در جلسه بعد ارائه دهد. اما او براي جلسه بعد حل مسائل تعيين شده را ارائه نداد بلكه تمامي اشتباهات موجود در متن كتاب را تصحيح كرده بود. احتمالا در اين هنگام استاد متوجه شد كه دانشجويش از او باهوش تر است 20 پي نوشت: 2 1 و - استفان هاوكينگ (قدم اول ) مك اوي ترجمه پونه شريفي