Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801027-53676S15

Date of Document: 2002-01-17

اداي احترام به ملت افغانستان و تهران و مشهد پيشنهادي به شوراي شهر به راستي اگر جهاد مقدس ملت مسلمان افغانستان در مقابل تهاجم سهمگين ارتش سرخ شوروي شكل نمي گرفت اوضاع فعلي منطقه و جهان چگونه؟ بود تبديل افغانستان به يك مستعمره و پايگاه نظامي كمونيسم بين الملل، كشورهاي منطقه خاصه ايران، پاكستان و چين را در شرايط سياسي امنيتي پيچيده اي قرار مي داد ضمن آنكه شوروي سابق با اتكاءبر سياست و روحيه تفوق طلبي نظامي در جستجو و ايجاد مختصات جديد در معادلات قدرت جهان به ادامه حركاتي دست زده بود كه افغانستان سكوي پرتاب و نقطه خيره كننده نمايش اين قدرت به حساب مي رفت. اما اينگونه نشد آن خط و سياست به بن بست رسيد و اينك جامعه بين المللي در سمت و سوي تنش زدايي، حيات جديدي را بر مبناي درك و تفاهم متقابل ملت ها و تمدنها، اديان و مذاهب آرزو دارد. قطعا در بررسي علل اين رويكرد جهاني، نام ملت افغانستان مي درخشد. اگر مردم افغانستان را گرسنگي، تشنگي و سرماي طاقت فرساي فقر از يك سوي و حرص و طمع نظم نوين جهاني از ديگر سو در دام خود گرفته است اين ملت نجيب و بزرگوار، جامعه جهاني را از كام فقر فكري و دهشت جنگ سرد رهانيد. جز جهاد آزاديبخش، مقدس و تمام عيار مردم مسلمان افغانستان چه نيرو و قدرتي مي توانست به دنيا بفهماند دوران لشكركشي و فزون طلبي هاي نظامي و زورمدارانه به سر رسيده است. موتور ارتش سرخ شوروي كه تا قلب اروپا و قاره آمريكا گارانتي شده بود در كنار ديواره كرملين به گل نشست و چنين بود كه جهاني به يكباره بيدار شد به بانگ و خروش ملت افغانستان، اداي احترام به ساحت ملت قهرمان افغانستان يك وظيفه انساني، بشري و ديني است. بايد تجربه فضاحت بار شكست ابرقدرت شرق را ديگر قدرتها خاصه در غرب آئينه عبرت دانند، همانگونه كه رزم و جهاد مردم افغانستان الگوي زيبا و مقدس ملتهاي محروم و ستمديده گشته است. تاريخ اين روند و حوادث را به خوبي ثبت كرده است. اولين قدم در امر سازندگي كشور افغانستان، تغيير ديد جهاني نسبت به مردم اين كشور است. اگر افغانستان از بدويت و مرارت طبيعت خشن رنج مي برد و بر زمين فقر بستر گرفته است خود شكوه اي از اين سرنوشت ندارد و به راحتي مي توان پاك ترين مهربان ترين، و قانع ترين مردم جهان را در ميان اقوام مختلف اين خطه جستجو كرد. آنچه غم اين ملت را مي افزايد نگاه ترحم و تكبر مادي به مردم و كشور افغانستان است. به جاي نگريستن از ارتفاع و بلندي بر دره ها و سرزمين افغانستان بايد از عمق دره ها و شكاف ها نگاهي بر قله هاي مرتفع افغانستان افكند تا به راستي باور نمود بام انسانيت، جوانمردي، عشق و ايثار ستون هاي استوار خويش را در افغانستان بنا كرده است. آمر صاحب مسعود اين پنجشيري، فرمانده لايق و فداكار افغانستان، نماد بزرگ جهاد آزاديبخش ملت تاريخي افغانستان است كه از بلنديهاي هندوكش، سروش مقاومت و آزادگي را به سرتاسر جهان طنين افكند. عبدالعلي مزاري نماد ديگر مقاومت، نجابت و ظلم ستيزي اين ملت بزرگ است كه آواي بيداري او ملتها و سرزمين ها را در نورديده است، هر چند خود مظلومانه در اوج نياز هزاره جات سر در نقاب خاك به خون خفته اگر است در امر سازندگي افغانستان، ديد جهاني اصلاح شود هر آنچه ساخت و ساز و كار براي آباداني اين سرزمين است به عنوان كوچكترين وظيفه و رسالت جامعه بين الملل در مقابل اين ملت بزرگ و سترگ جلوه خواهد نمود. سازندگي مادي در افغانستان اداي ديني خواهد بود در مقابل سازندگي معنويت، جهاد و آزادگي اين ملت نسبت به تاريخ و سرنوشت جهان معاصر. از اين زاويه كه بنگريم زيبائي هاي افغانستان از پس ويراني ها و فجايع رنگارنگ رخ خواهد نمود. آيا كناره گيري رهبران نسل جهاد افغانستان از پست هاي حكومتي و سپردن آباداني و سازندگي كشور به نسل جديد از همان صفا و خلوص اين ملت و فرهنگ آن نشات نمي گيرد. آيا در كشورهاي ديگر بعد از سه دهه مبارزه مي توان مرداني را يافت كه چنين بزرگوارانه در مقابل تقسيم كرسي هاي حكومت و رياست خود را كنار كشند و نيازهاي واقعي ملت و شرايط جاري را درك كنند و ارج نهند. بايد به اين نگاه و همت مردم افغانستان احترام گذاشت و نگاه انتقادهاي ساده انديشانه و تحليل هاي قيم مابانه را به درياي سخاوت و كرامت ملت افغانستان طهارت داد. صاحب اين قلم از اولين ايام شكل گيري هسته هاي جهاد ملت افغانستان شرف و افتخار حضور و آشنايي با اين جهاد و مردم را داشته است. آشنايي از 23 سال قبل و از اوايل پيروزي انقلاب اسلامي با آمر صاحب مسعود پنجشيري و عبدالعلي مزاري و زندگي در سخت ترين شرايط در كنار اين مردان بزرگ تاريخ ساز، چنين جرات و جسارتي را به نويسنده بخشيده است كه با كمال تواضع و فروتني از ساحت محترم شوراي شهر تهران و مشهد درخواستي بنمايد. نام گذاري خياباني در شهر تهران به نام آمر صاحب مسعود پنجشيري و خياباني در مشهد مقدس به نام عبدالعلي مزاري مي تواند اداي ديني باشد به ملت بزرگوار افغانستان و نگاهي لطيف و زيبا به شروع نقش جمهوري اسلامي ايران در سازندگي افغانستان. نگاهي كه سازندگي را در افق هاي زيباي انساني جستجو مي كند و در سايه الگو قراردادن مردان بزرگي چون آمر صاحب مسعود پنجشيري و عبدالعلي مزاري هزاره. مرتضي باقري تهيه كننده فيلم غازيان افغان در 1358 1359 سال و 1360