Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801027-53669S1

Date of Document: 2002-01-17

بازي، بستري براي رشد استعدادهاي كودكان يكي از ويژگي هاي مهم و بنيادي انسان، در گذر از دوران كودكي به نوجواني، بازي، سرگرمي و تفريح، توام با هيجان و تفكر است. انسان به لحاظ داشتن خصلت عمل گرايي، از ديرباز پديده اي را كه بازي نام دارد برگزيده است تا بر حسب غرايض ذاتي، به ارضاي كنجكاوي هاي خود، بپردازد و با روح جستجوگرانه، به پژوهشي ژرف در عمق ناشناخته هاي جهان ذهنيت، سفر باشكوهي را آغاز كند و با عبور از دهليز بازي، به كشف و شهود برخيزد و به ارتباط و اكتشاف، دست يابد. ارتباط با انسان، با طبيعت و با جهان هستي و يافتن پاسخ هزاران پرسش كه تنها از طريق بازي مي توان به آنها رسيد. بازي، جوهر سيال آموزشي است كه در پي آن، كشفي ناب حاصل مي گردد و ناپيدايي، نمايان مي شود كه با درك و شناخت آن جلوه اي از تكامل انسان، چهره مي نمايد. بازي همانند پرده اي است، كه كنار مي رود تا رازي گشاده شود. بازي، انسان را از قيود و اتفاقاتي كه ذهن را به خود مشغول داشته، جدا و دور مي كند. بازي، ذهن را همچون عقابي دور پرواز، براي كشف ناشناخته ها به پرواز درمي آورد، تا با نفوذ به زواياي نهفته زندگي كاوش هيجان انگيز را آغاز نمايد. آنچه بيش از هر چيز، به بازي هيجان مي بخشد، لذت زيبايي شناسي، ژرف انديشي و رسيدن به لحظات حساس است. لحظاتي كه ذهن به دانسته هاي تازه مي رسد و ذوق و سليقه به تلاش تبديل مي گردد تا كلاف سردرگم معماها را بگشايد، بازي براي كودك وسيله اي است كه با استفاده از آن دنياي بيرون را با دنياي درون خود و تخيلاتش گره مي زند. ژان پل سارتر معتقد است كه بازي چيزي نيست جز فعاليتي كه انسان آن را به وجود آورده و اصولش را ايجاد كرده است و نمي تواند نتيجه اي ناسازگار با آن اصول داشته باشد. هنگامي كه انسان احساس مي كند كه آزاد است و مي خواهد از آزادي خود بهره جويد، فعاليتش رنگ بازي او مي گيرد خود به عملش ارزش مي گذارد و قواعد آن را ابداع مي كند و تنها به تبعيت از قواعدي رضايت مي دهد كه خود ايجاد و تعريف كرده است و نمي تواند نتيجه اي ناسازگار با آن اصول داشته ژان باشد ژاك روسو مي گويد: براي كودك مشغول شدن به كاري يا سرگرم شدن به چيزي، تفاوت ندارد، بازي همان كارهاي اوست. او هيچگونه تفاوتي ميان اين دو نمي بيند. بازي بستري است، مطمئن و بي آلايش براي شكفتن و رشد توانايي هاي نهفته كودكان. علاقه بيش از حد كودك به بازي، تا حدي است كه آنچنان غرق در بازي مي شود كه زمان و مكان را در فضاي اطراف خود فراموش مي كند و با تمام وجود خود را به دست بازي مي سپارد و اين چيزي است كه دركش براي بزرگترها دشوار است. كودك مي تواند سازنده هستي خود باشد. خانه اش را بر روي شن بنا جهان كند خويش را پر از كسان و خويشاونداني سازد كه ساخته و پرداخته ذهن خود او هستند. با پرندگان و حيوانات و موجودات خيالي، درگير مي شود، آن چنان كه گويي سالهاست آنها را مي شناسد. او مي تواند هر چيزي را برگزيند و يا آن را كنار بگذارد. به عبارتي ديگر به راحتي و آزادي تمام بسازد و خراب كند. نقش بازي در قانونمندي كودكان كودكان، نظم و قانون حاكم بر زندگي اجتماعي را از طريق بازي فرا مي گيرند; زيرا كه هر بازي تحت نظم و قوانين خود انجام مي شود و كودك براي ورود به آن مجبور است طبق قوانين حاكم بر آن بازي عمل كند. در واقع كودكان از تطبيق خود با نظم و قانون، آگاه و خوشحال مي شوند. زيرا كه ميل ندارند نقض قانون، باعث اخراج آنها از بازي شود. بازي روح سازگاري و همزيستي مسالمت آميز را در ميان كودكان گسترش مي دهد و به آنان مي آموزد كه چگونه حقوق فردي ديگران را رعايت كنند و آنان را وامي دارد كه واقعيت هاي محيط را روشن تر درك كنند و به سوي نيك انديشي و مهرباني هدايت شوند. بازي ورود آزادانه و بي مرز كودكان به جهان زيبايي هاست. بازي، راهي براي دوست يابي كودكان ماتوسيك، در كتاب نقش بازي در پرورش كودكان معتقد است كه بازي راه را براي مراوده و دوستي بين كودكان همسال مي گشايد و به كودك مي آموزد كه چگونه افكار خود را براي دستيابي به هدف مشترك متمركز سازد و در آن جهت عمل كند. يك مربي ماهر مي تواند بازي هايي را سازمان دهد كه پديدآورنده احساسات نيك و كردار پسنديده در كودكان باشد. كودكان در اشكال مختلف بازي، انديشه هاي خود را بروز مي دهند. پرخاشگري و خشونت هاي درون را به اشيا منتقل مي كنند و بسياري از ناراحتي هاي خود را تسكين مي دهند و بر اضطرابهاي مبهم خود غلبه مي يابند. در واقع بازي، پلي است بين دنياي درون و محيط خارج. ميل به بازي و پر كردن اوقات فراغت، هميشه در طول زندگي، چون سايه اي همراه انسان بوده است. اين ميل در دوران كودكي كه روند رشد و تكامل، فشرده تر و شديدتر مي گردد، بيشتر نمايان مي شود. ميل به بازي نيازي است كه نبايد با مخالفت و سركوفت، مانع از انجام آن شد. كودكي، دوران بي منطقي روسو در كتاب اميل مي گويد: به دوران كودكي به ديده احترام بنگريد و در مورد بدي يا خوبي آن عجولانه قضاوت نكنيد، بگذاريد رفتار كودكانه، زمان طبيعي خود را بگذراند، پيش از آنكه شما به آن پايان دهيد. كودكي دوران بي منطقي است. همگي ما شاهد گله مندي پدران، مادران، آموزگاران و مربيان از فرزندانشان بوده ايم. گله هايي كه گاه به اختلافاتي عميق منجر مي گردد، حاكي از ميل مفرط به بازي و دور شدن از مسائل جدي و درس و مدرسه است. بيشتر مباحث انجمن هاي اوليا و مدرسه، مشاورين موسسات آموزشي و مديران، حول و حوش بازيگوشي و ميل مفرط به بازي و جدي نگرفتن درس و مدرسه از سوي كودكان مي باشد. اغلب پدران و مادران بازي فرزندانشان را جدي قلمداد نمي كنند و بازي را شانه خالي كردن از زير بار مسئوليت ها و دشواريها و به جد نگرفتن آموزش و پرورش حال مي دانند آن كه بازي خود عملي است جدي، در ميدان وسيع فعاليت ها كه رشد و شكوفايي خلاقيت ها را به دنبال دارد. مخالفت با طبيعت بازي در ايام كودكي، صدمات جبران ناپذيري را به بار مي آورد، كه اثرات سوء آن در جواني و سنين بالا ديده مي شود. كمرويي ها، عدم ارتباط صحيح با ديگران، عدم رعايت قوانين اجتماعي، خشونت ها و ناهنجاريها و بزه كاريها، خود نشان از عدم بروز عواطف و تخليه دروني و پالايش كودكان در بازيهاي دوران كودكي است. پيامبر اكرم ( ص ) مي فرمايند: شيطنت و بازي طفل در دوران كودكي نشان فزوني عقل و حلم و مقاومت و پايداري او، در بزرگسالي است. بازي و كشف استعدادها هر دوره از زندگي انسان بر پايه دوره هاي پيشين بنا شده است. براي رسيدن به دوران نوجواني بايد از مرز كودكي با تمام ابعاد و خصوصياتش عبور كرد. يكي از مهمترين ابعاد شكل گيري كودكان در اين دوره، بازي است. زيرا كه بازي آشكاركننده نبوغ و عامل كشف استعدادها و خلاقيت هاست. دوران كودكي بهترين موقعيت براي تصفيه اعمال است كه در زندگي آينده، نيازي به آنها نخواهد بود. بازيهاي دوران كودكي از نظر شكل و محتوا با بازيهاي دوره نوجواني تفاوت مي كند. پسركي كه در ايام كودكي، ساعتها بند ماشين چوبي اش را مي گيرد و كوچه ها و محله ها و حياط خانه را دور مي زند، در نوجواني تنها با ياد و خاطره آن دوره، در جستجوي بازيهاي دسته جمعي و پرتحرك است. دختركي كه در ايام كودكي، ساعتها براي عروسك پارچه ايش لالايي سر مي دهد و مدتها با او سرگرم گفت وگو مي شود، در جواني تنها با نگه داشتن عروسك هايش در كمد و ياد و خاطره آن دوره، به دنبال بازي ها و سرگرمي هاي تازه تري است كه متناسب با سن و شرايط اجتماعي او باشد. هيچ كس به كودكي كه ماشين پلاستيكي را به دنبال خود مي كشد نمي خندد. ولي شخص مسني كه اين عمل را تكرار كند، با استهزاء و خنده روبه رو زيرا مي شود كه هر دوره، شرايط ويژه خود را دارد. تحول بازي ها در گذر زمان بازيهاي كودكان هر قوم و ملتي، تحت تاثير شرايط فرهنگي و جغرافيايي آن مرز و بوم قرار بسياري دارد از بازيها در طول زمان و بر اثر تاثيرپذيري فرهنگها از يكديگر به مرور تبديل به يك بازي همگاني و جهاني مي گردد. بازيها در گذر زمان، دچار تحولات گوناگوني مي شوند. بسياري از بازيها كه روزگاري، مدتهاي مديدي اوقات فراغت كودكان و نوجوانان را فراهم مي كرد، يا به دست فراموشي سپرده شده و يا بخشي از آنها مدون و كلاسه شده در قالب حركات ورزشي ارائه مي شود. تا قبل از پيدايش تكنولوژي جديد و رشد فزاينده صنعت و ورود وسايل ساخته شده اي به نام اسباببازي به بازار، كودكان خود برحسب نياز به ساختن آلات و ادوات بازي مي پرداختند. ذهن خلاق كودكان در جستجوي وسايل بازي، پديده هاي زيبايي را كشف مي كرد. وجود وسايل ابتدايي موجود در محيط زندگي، خلاقيت و استعداد شگرف كودكان را در ساخت وسائل بازي، شكوفا مي ساخت. امروزه انواع اسباببازيهاي پيش ساخته علي رغم نوآوري و تنوع در بازيها و بهره وري از تكنولوژي در شبكه بازيهاي كودكان، قدرت رازيابي و بروز استعداد در كودك را، در ساخت وسائل و انتخاب و نمادگرايي و تمثيل سازي كه ناشي از پرورش تخيل است را كم رنگ مي كند. مي توان اين نقيصه را با ايجاد كارگاه هاي ساخت وسائل بازي در كودكستانها و گسترش ساعات درس كاردستي در مدارس برطرف كرد. پيچيدن بالشي در چادر و تبديل آن به عروسك، بستن دو تكه چوب به يكديگر و تبديل آن به اسب و هزاران شكل مختلفي كه ذهن جستجوگر كودكان را در ساخت وسائل و نمادگرايي به غليان در مي آورد، حاكي از تحركي است كه بازي به ارمغان مي آورد. بسياري از اكتشافات بشر به مدد علم، در آغاز همچون پديده بازي در اذهان كودكان شكل ميل مي گيرد به پرواز، كنجكاوي در شناخت ستارگان و اجرام فلكي، ميل به دويدن و سرعت و شكستن زمان، دادن حيات و زندگي به اشياي بي جان در بازي، به تصوير در آوردن روياها و انديشه هاي دوران كودكي در قالب بازي، تقليد از حيوانات و انسانها، به ويژه والدين، خود بازي است كه تنها در دنياي ذهني كودكان شكل مي پذيرد. كودكان تا قبل از ورود به موسسات آموزشي، اكثرا خود را به دست بازي هاي فردي مي سپارند و ساعتها با اسباببازي و وسائل خانه به بازي مي نشينند. كودكان هر آنچه را كه در اطراف خود مي يابند به بازي مي گيرند. خواه يك كلاف كاموا، خواه كلاه يا عصاي پدر و شايد كفشهاي مادر. كمتر دختري را مي يابيد كه در دوران طفوليت به پوشيدن كفشهاي مادرش به بازي و راه رفتن، نپردازد. پوشيدن كت بلند و گشاد پدر، به شكلي كه كودك خود را در آن پنهان كند، بازي اي است سرشار از لذت و تخليه دروني. در بسياري از بازي ها مي توان علائق كودكان را به مسائل جدي شناسايي كرد. (آدلر ) در كتاب بازي درماني معتقد است: از طريق بازي اطلاعاتي به دست مي آيد كه نه تنها به وضع كنوني كودك، بلكه به آينده او نيز مربوط مي شود. در زندگي كودك پديده مهمي وجود دارد كه به وضوح فرآيند آماده سازي او را براي آينده نشان مي دهد و آن پديده بازي است. انتخاب بازي، نشانگر نگرش كودك روش برخورد كودك با بازي، انتخاب او و اهميتي كه به آن مي دهد، همه مشخص كننده نگرش او و رابطه اش با محيط و چگونگي وابستگي او با همنوعانش است. كم نيستند كساني كه حرفه و پيشه فعلي خود را، دهها بار در دوران كودكي خود بازي كرده اند. اين گونه افراد قطعا در پيشه خود موفق و كامياباند. افلاطون معتقد بود كه كودكان شغل آينده خود را به صورت بازي، تمرين مي كنند. ارسطو به پدران و مادران توصيه مي كرد كه بازي كودكانه را در جهت صحيح تري سوق داده و رابطه مناسبي بين بازي و كار آينده كودكان برقرار كنند. گاهي مواقع در سنين كهولت، يك حركت، يك وسيله، يك آوا، صدايي مبهم، براي ما، آشناست. در عالم خيال و ذهن به جستجوي اين آشناي ناآشنا مي پردازيم. چيزي در خاطره ها زنده نمي شود حال آنكه ريشه چنين آشنايي را در عوامل و اشياي بازي دوران كودكي بايد جستجو كرد. ايجاد شرايط بازي آزادانه، وظيفه سترگي است بر دوش پدران و مادران و مربيان و موسسات آموزشي، انسان كه غريضتا موجودي است عمل گرا و جدي، زماني كه در وادي آزادانه بازي قرار مي گيرد، گويي تيري است كه از چله كماني رها مي شود تا در دنياي آموزش و اكتشافات به هدف اصابت كند. تفاوت ميان انسان و حيوان در بازي، اين است كه حيوانات از آزادي عمل بيشتري برخوردارند. حضور برخي از موانع براي انسان، روند بازي آزادانه كودكان را به مخاطره مي اندازد. هر چند كه بازي كودكانه مقيد به زمان و مكان نيست. امروزه به لحاظ تغييرات اساسي كه در محل سكونت خانواده ها پديد آمده و با كوچكتر شدن محل زندگي و تسلط فرهنگ آپارتمان نشيني و از بين رفتن كوچه ها و محله ها و گذرگاهها و ميدانهاي محلي، عرصه براي بازي هاي دسته جمعي كودكانه تنگ تر شده است. بازي در خيابانهاي پرترافيك و در كنار آپارتمانهاي مسكوني در اوقات فراغت خانواده ها، خود مشكلي است كه روند بازي كودكان را به مخاطره مي اندازد. تنها پناهگاه جدي كودكان، پاركهايي است كه اغلب به دليل دوري از محل سكونت در روزهاي خاص مورد استفاده كودكان قرار مي گيرد. گسترش پاركهاي كوچك بازي در هر منطقه و ناحيه، بازي هاي دسته جمعي را به كودكان باز مي گرداند. عدم دسترسي بسياري از كودكان به اسباببازي به لحاظ فقر خانواده يا عدم درك اوليا از ضرورت آن، تاثيرات سويي در روند رشد و تكامل كودكان مي گذارد و در واقع كودكان را از فعاليت و جنبشهاي توام با خوشي و لذت بازي محروم مي سازد. امروزه تشكيل خانه هاي بازي با انواع و اقسام اسباببازي ها در كنار پاركها، در دل كودكستانها و موسسات آموزشي، آينده روشن و عاري از هر گونه نگراني اين گونه افراد را فراهم مي آورد. همچنانكه در برخي از كشورها، چنين مكانهايي، ساعتها كودكان محروم و فاقد وسائل بازي را در خود مي پذيرد تا با فراغت بال وبي هيچ نگراني، با آرامش به خلق لحظه هاي ناب بازي بپردازند و ميل و غريزه ذاتي بازي را به درستي هدايت كنند. اهميت وجود بازي تاآن حدي است كه پيامبراكرم ( ص ) آنقدر براي بازي هاي كودكان ارزش قائل بود كه به هنگام نماز و در موقع سجده كه امام حسن و امام حسين (ع ) پشت پيامبر نشسته بودند، رسول خدا سجده خود را طولاني نمود تا خللي به بازي هاي كودكان وارد نيايد. تاثير پيشرفت تكنولوژي در بازيهاي كودكان در جهان امروز ما، با پيشرفت هاي شگرفي كه در زمينه علم و تكنولوژي به دست آمده است مي توان اين دوران را عصر انفجار علم ناميد. دنياي زيباي بازيهاي كودكان، از تاثيرات چنين شرايطي دور نخواهد ماند. حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه مي فرمايد: فرزندان شما براي زماني غير از زمان شما آمده اند و نبايد مقتضيات زمان و شرايط روز را فراموش كرد. بخشي از ابزار و وسايل بازي به موازات تحول علم و تكنولوژي دچار تغييرات اساسي مي گردد. نفس عمل كه بازي است تغيير نمي كند. بلكه ابزار كار دگرگون مي شود. پيدايش وسايل جديد بازي از جمله كامپيوتر، خود نشان از چنين تحولاتي است. امروزه انواع بازي هاي فردي و جمعي و ورزشي، حل معماها و هر آن چيزي كه هوش و استعداد و غرايز را پرورش مي دهد، اكثرا بر صفحه مانيتورها و ديسك ها و سي دي هاي كامپيوتري نقش مي بندد. همان چيزي كه آرزوي ديرينه بشر بوده مانند است افلاطون كه به وسيله اشياي مختلف و با بهره گيري از علاقه كودكان به بازي، به آموزش رياضيات كودكان، شكل عيني تري مي داد. عبور از مرز كودكي و تغيير نوع بازيها كودكان باعبور از مرز كودكي و ورود به دنياي نوجواني و جواني، بنا به مقتضاي سن و شور و حال خود و تجربه اندوزي از بازيهاي دوران كودكي، به دو گرايش عمده در بازي ها روي مي آورند، ورزش و نمايش. اين دو گرايش كه حاصل تجربه هاي دوران كودكي است در اين سنين طبقه بندي شده، منسجم تر و هدفمندتر از بازي هاي دوران كودكي نقش عمده اي را در زندگي انسان به عهده مي گيرد. نوجوانان در هر يك از اين دو بخش ازقانونمندي ها و اهداف از پيش تعيين شده آن، آشنا مي شوند و رشد و تكامل در هر يك از اين بخشها جدي تر و با اهداف دراز مدت تر دنبال مي گردد. در بازي هاي دوره كودكان كودكي، كيفيت و كميت اجسام و روابط و مناسبات بين آنها و ضرورت و كيفيت ايجاد رابطه با ديگران و امكان و عدم امكان امور زندگي را درك مي كنند. در بازي هاي دوره نوجواني در وجواني، صدد ايجاد ارتباط هدفمند در مناسبات اجتماعي و شناخت اصولي خالق جهان هستي و ايجاد پيوند عميق قلبي با رسولان و انديشمندان و بزرگان جهان بر مي آيند و درك روابط پيچيده انسان و طبيعت را دنبال مي كنند. آرزوها و خواسته هاي كودكان كه در بازي هاي ابتكاري آنان انعكاس پيدا مي كردند در نوجواني و جواني دراشكال واقعي تر و در جهت كسبو رسيدن به آن دنبال مي شود. بازي در دو شكل ورزشي و نمايشي، اكثر نوجوانان را زيرپوشش مي گيرد. هر يك با هدفي مشخص و ابزاري جداگانه. اين دو شكل بازي در عين حال كه نزديكي زيادي با يكديگر دارند، دو مقوله جداگانه اند زيرا كه هر نمايشي مي تواند بازي باشد، ولي هر بازي نمايش نيست. وجود دوبازي ورزشي و نمايش، نيروي سومي رادر كنار خود مي پروراند به نام بازي نگر يا تماشاگر، نيروي ظاهرا فعالي كه در كنار صحنه بازي حضور دارد و همانند بازيگران اصلي، فعل و انفعال نشان مي دهد و در تنش هاي موجود در همگام بازي، با بازيگران احساسات و هيجان و لذت خودرا از نفس بازي بروز مي دهد و همچنان بازيگران درغم و شادي، شكوفايي و رشد، مقاومت و پايداري، شريك مي شود و اين خود نفس بازي است زيرا كه بازي عبارت است از ابراز خود، بدون ترس و واهمه، در جهت دسترسي به مسائل انسان. احمدبيگلريان منابع: - 1 نهج البلاغه /- 2 بحارالانوار جلد 14 /- 3 روانشناسي رشد - دكتر حسن احدي /- 4 بازي درماني - ويرجينا. م. اكسلين /- 5 اصول روشهاي صحيح تربيت /- 6 نقش بازي در پرورش فكر كودكان - ماتوسيك