Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801024-53627S3

Date of Document: 2002-01-14

بر فراز هيماليا ساعت دوازده پنجم آوريل 1955 بود كه ما به قله (نورسينگ ) رسيديم، از شدت خوشحالي و مسرت به گريه افتاديم و يكديگر را در آغوش مانند فشرديم عقابهايي بوديم كه پس از مدتي دوري به لانه شان بازگشته باشند، مغرور و سرفراز و شادكام! در آنجا ما در ارتفاع پنج هزار و پانصد متري بوديم و غروري وصف ناپذير به روح ما فرمانروايي مي كرد، تا صدها ميل مسافت را در افق دوردست مي ديديم و به خود مي باليديم. در آنجا چند تا يادگار ديده مي شد. ما هم دو پرچم ايران را و يك يادداشت با نام و نشانمان، در جعبه چراغ پريموس جاي داديم و آنها را در قله ( نورسينگ ) به يادگار گذارديم. يادگاري كه امروز هم در اين قله خودنمايي مي كند. يادگار دو برادر، دو كوهنورد، دو جهانگرد كه به عنوان نخستين دسته ايراني به فراز هيماليا رسيدند. يك ساعت بعد از ظهر از همان راه بازگشتيم و برگشت ما آسان بود، فقط پنج ساعت طول كشيد كه به باربرها و راهنمايان رسيديم، وقتي آنها ما را ديدند، به شادماني ابراز احساسات كردند و ( دستخوش ) مي خواستند، اما از اثاثه و پارچه ها خبري نبود و معلوم شد كه شب پيش به علت سرماي شديد آنها را سوزانده و خود را گرم كرده اند. ما نيز عجله كرديم تا روز باقي است دو هزار متري پايين برويم و بدين ترتيب سفر خطرناك ما به قله (نورسينگ ) پايان پذيرفت. برگرفته از كتاب برادران اميدوار ص 71 و 72 اولين جهانگردان در ايران معاصر