Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801024-53620S1

Date of Document: 2002-01-14

چهره هايي پرصلابت و ماندگار نگاهي به حضور زن در آثار بهرام بيضايي زن درآثارسينماگران ايران بارها مورد بحث و تحليل قرار گرفته است. بسياري از سينماگران به نقش زن در خانواده و جامعه پرداخته و مسائل مبتلا به آنان را مورد بررسي قرار داده اند اما حضور مقتدر زن در آثار بهرام بيضايي حديث ديگري دارد. فيلمسازان مهم هم نسل او ديدگاههاي مختلفي از زنان و تاثير وجودي زن در خانواده و اجتماع و حتي معادلات سياسي داشته اند. مسعود كميايي كه به فيلمسازي مردانه شهرت دارد، همواره زنان را محور ماجراها قرار داده است. با كمي دقت نظر در آثار كيميايي مي توان دريافت كه با حذف زن، محملي براي طرح وقايع باقي نمي ماند، ليكن اين حضور در سايه نقش پررنگ و تعيين كننده مردان چندان جلوه نمي كند. داريوش مهرجويي كه به فيلمساز فمينيست شهرت يافته است و اسامي برخي آثارش نام زنان را برخود دارند به خاطر نگرش نه چندان عميق و دغدغه هاي گيشه فيلم هايش در زمره آثار ماندگار در اين زمينه نيستند. ناصر تقوايي و بهمن فرمان آرا نيز در اغلب آثارشان نگاه دلسوزانه اي به زن داشته اند و زنان را قرباني جاه طلبي و اميال مردان دانسته اند (صادق كرده، نفرين، شازده اجتحاب و... ) ولي همواره مردان قهرمانان آثارشان بوده اند. بهرام بيضايي در آثارش اعم از نمايشنامه، فيلمنامه و فيلم به زن نه با نگاه ترحم آميز كه او را به عنوان يك عنصر تعيين كننده در پيشبرد وقايع پذيرفته و قبولانده است و از رگبار ( ) 1350 تا سگ كشي ( ) 1379 همين خط فكري را دنبال كرده و ظرف اين سي سال نگاهش به زن تغيير نيافته نوع است نگرش او به زن اگر نه بي نظير كه كم نظير است و نشان از احاطه وتسلطاو برزمينه هاي عاطفي و معنوي روح زنان دارد هرچند خصيصه هاي زنان آثار بيضايي غلوآميز به نظر مي رسند و مابه ازاي واقعي لااقل در جامعه ما ندارند ولي زنهايي كه او تصوير مي كند زنان معمول جهان نيستند. بيضايي معتقد است زنان بايد اين چنين باشند، نه آن گونه كه هستند. بيضايي قابليت ها و توان بالقوه زنان را مي شناسد و اينكه چگونه مي توان اين قابليت ها را به فعل درآورد. او همواره چهره اي اساطيري و قديس وار از زن ترسيم كرده است و آثارش در حرمت نهادن به زن در سطحي حتي فراتر از آثار فيلمسازان زن قرار دارد. او براي زنان حريم و حرمتي بس والا قائل است. بيضايي زن را روح مي داند تا جسم. در آثار او زن معناست و اين معنا چنان برجسته است كه جسميت و جنسيت او را تحت الشعاع قرار تنها مي دهد آدم هاي سياه و جاهل در آثار بيضايي به زن از منظر جسم مي نگرند. بهرام بيضايي در خصوص بازيگران زن هم بسيار حساس است. او زماني كه بازيگر ايده آلش را مي يابد تا جايي كه موقعيت و سن او اجازه بدهد او را رها نمي كند. پروانه معصومي از رگبار تا غريبه و مه با او بود و سوسن تسليمي از مرگ يزدگرد تا باشو غريبه كوچك و حالا اين فرصت براي مژده شمسايي، همسر او فراهم شده است كه پاي ثابت آثار بيضايي مي باشد. زوج بيضايي - شمسايي گاه تماشاگر را به ياد فدريكو فليني و جوليبنا ماسينا مي اندازند. ماسينا در فيلم هاي همسرش بازي هاي خيره كننده و به يادماندني ثبت كرد. زيبايي در آثار بيضايي نيز حديث ديگر گونه اي دارد. بيضايي از زيبايي تعريف تازه اي ارائه مي دهد. زيبايي ظاهري و فيزيكي تنها يكي از مظاهر زيبايي زنان در آثار اوست. وقار و قداستي كه وي به زنان مي بخشد، زيبايي آنان را دوچندان مي كند. همچنين نوع بازيگري زنان در آثار بيضايي كه بسيار حسي و دروني است و حاكي از درك عميق نقش است به مقبوليت آنان مي افزايد. اين زيبايي بيش از آنكه سطحي، مادي و زودگذر باشد، عميق، دروني و ماندني است. با يادآوري آثار بيضايي چهره زنان بازيگر برجسته و روشن با جزئيات و خطوط در ذهن مجسم مي شود ولي در اغلب فيلم هاي ديگر تنها چهره معمول هنرپيشه به ياد مي آيد و ايماژ خاصي از او در ذهن رسوب نمي كند و تصوير قوي و زنده اي نقش نمي بندد. اين قدرت در متبلور ساختن و استحكام شخصيت زن خاص بيضايي است كه چهره اي ماندگار به زن مي دهد و نه وجه مادي و صرفا عيني همان كاري كه كيميايي با مردان و كيارستمي با كودكان مي كنند. قدرت خلاقه بيضايي به همين جا ختم نمي شود. او زن را تا حد يك ابر انسان پيش مي برد. زنان او نه فقط از قدرت روحي كه از نيروي جسماني و اعتماد به نفس قوي برخوردارند. مي توانند سلطان باشند (مرگ يزگرد ) يا تيغ بكشند (چريكه تارا ) و يا با ده مرد مقابله و آنان را مرعوب و مغلوب كنند (سگ كشي ). همه اين شاخصه ها باورپذير و منطقي حتي مي نمايد صداي زنان هم در آثار بيضايي متفاوت، با صلابت تر و پرطنين تر است. به ياد بياوريد صداي سوسن تسليمي را در باشو غريبه كوچك يا شايد وقتي ديگر و صداي هما روستا را در فيلم مسافران كه در ابتداي فيلم با نگاه به دوربين مي گويد: ما عازم تهران هستيم ولي هيچ كدام به تهران نمي رسيم و همه در راه خواهيم مرد صداي هما روستا در اين مونولوگ چنان تاثيرگذار و هولناك است كه سرنوشت محتوم اين گروه را باور مي كنيم. بيضايي روي بيان نيز همچون حركت تاكيد بسيار دارد. همانگونه كه بيضايي به زن در خانواده و اجتماع ارج مي نهد به بازي زنان بازيگر نيز در آثارش حساسيت نشان مي دهد و بازيگران زن در آثار بيضايي بهترين بازي هاي همه عمرشان را ارائه داده اند. پرستو بهره مند