Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801023-53610S4

Date of Document: 2002-01-13

فرزندانمان را دريابيم! اشاره: اخيرا در همايش جوانان و آسيبهاي اجتماعي، يكي از كارشناسان به نكات قابل توجهي درزمينه انگيزه هاي فرار جوانان از خانواده ها اشاره كرده است. به گفته وي پژوهش هاي انجام شده نشان مي دهد، اعتياد والدين، بي توجهي به شرايط دوران حساس بلوغ، فوت يا ازدواج مجدد والدين و بد سرپرستي از جمله دلايل غلطيدن نسل جوان آسيبديده به ناهنجاريهاي اجتماعي است. بي گمان در وانفساي مشكلات معيشتي و اقتصادي هيچ فرصتي براي گفت و شنود صميمي خانواده ها با فرزندان فراهم نمي شود، متوليان فضاهاي آموزشي هم به خاطر دشواريهاي موجود در نظام آموزشي غافل از دوران بحران نوجواني و جواني هستند. شايد در گذشته هاي دور و يا نزديك، معلمي، دوست باوفايي و يا يكي از اعضاي خانواده و آشنايان با دقت در رفتار و كردار فرزندان بهتر به رازهاي كوچك، اما شنيدني او گوش مي سپردند حال سختي نفس كشيدن روزمرگي، نفس والدين را هم به شماره انداخته است به راستي چاره؟ چيست يكي از آموزگاران دوره ابتدايي، با طرح مسائل ساده و شنيدني، نكات قابل تعمقي را در زمينه آرامش بخشي به خانواده ها ارائه كرده است. براي او گپ و شنيدن حرف هاي كوچك فرزندان در فضاي صميمي خانواده، مي تواند موجب كاهش خيلي از نارساييهاي تربيتي در خانه و جامعه باشد. با هم اين نكات آزمودني را پي مي گيريم. * * * خيلي از ما هر وقت كه دلمان مي گيرد، به دنياي كودكي پناه مي بريم. وقتي ناملايمات زندگي روح و جسم مان را آزرده مي كند و يا به لحظه اي مي رسيم كه جا پاي محبت ها را پاك شده مي بينيم و وقتي ايده آلهاي ما با بازي سرنوشت همخواني نداردمعمولا به دو منبع پناه مي بريم، اول ياد خدا، زيرا كه با ياد خدا دلها آرام مي گيرد و دوم با ياد گذشته ها سعي مي كنيم خود را از شرايط موجود رها كنيم. شايد آينده برايمان نامعلوم است، اما گذشته را ديده ايم، چرا كه باتمام وجود آن را لمس كرده ايم و خوبي و بدي آن را در چشيده ايم آن لحظات، بي اختيار از سختي هاي موجود زندگي جداشده و در درياي كودكي و نوجواني رها مي شويم و به دنياي خاطرات سالهاي دور پناه مي آوريم. حال اگر آنجا هم به بن بست برسيم يا جاپاي محبتي نداشته باشيم، چه بايد؟ بكنيم اينجاست كه دچار بحران روحي شديدي مي شويم و عميقا احساس تنهايي و غربت مي كنيم. دنياي كودكي را چه كسي براي كودكان رقم؟ مي زند اگر مسئله تقدير را كنار بگذاريم و به اختيار فكر كنيم، پدر ومادرهايي هستند كه مي توانند با مهرباني و دلسوزي منطقي محرم اسرار و صميمي ترين دوستان فرزندان خود باشند. زيرا كه نقش اصلي و كليدي را آنها در خانواده برعهده دارند و مي توانند با خودخواهي و لجاجت در ابراز عقايد و نظرشان باعث شكل گرفتن خاطرات بد و هولناك در ذهن فرزندانشان شوند و يا مي توانند به خاطر برهم نزدن استراحت و برنامه هاي خود به نيازهاي معقول فرزندانشان جواب منفي بدهند و با مسامحه و سهل انگاري باعث ناهنجاريهاي رفتاري در آنها بشوند. پدران و مادران مي توانند با صرف وقت اندكي براي فرزندانشان خاطراتي خوش و به يادماندني در آنها به يادگار بگذرانند. اختصاص وقت، لااقل يك روز در هفته براي ايجاد رابطه و هم صحبتي با فرزندان به رشد فكري و روحي آنان كمك كنند. همانطور كه بزرگترها از صحبت كردن با همسن و سالهاي خود لذت مي برند، كودكان و نوجوانان هم از بازي و صحبت كردن با والدين و نيز همسالان خود بيشترين بهره را مي برند. آنها اگر سراسر هفته گرفتار هستند، بايد حداقل ساعتي را به گپ زدن دوستانه با فرزندان و يا ترتيب ميزگردهاي صميمي و شاد خانوادگي اختصاص دهند، چرا كه واقعا بچه ها خيلي حرفها دارند. فرزندان و والدين با همين صحبت كردن ها (گفت و شنودهاست ) كه به نتايج منطقي و رضايتبخش در خانواده دست مي يابند. مادرگاه مي تواند با يك قوري چايي و تدبير منزل اعضاي خانواده را دور هم جمع كند و جوي ايجاد كند كه همه بتوانند حرف دلشان را بزنند و پدر نيز مي تواند با صرف مقداري وقت و حوصله با استادي خاص، خود را به فرزندان نزديك كند با آنها به پياده روي يا سينما برود و از خاطرات و تجربياتش براي آنها بگويد. با بچه هايمان درد دل كنيم بياييد به دنياي بچه گانه آنها وارد شويم، با آنها درد دل كنيم و از گذشته بگوييم. بچه ها مشتاق شنيدن خاطرات تلخ و شيرين ما هستند. برايشان از خودمان حرف بزنيم، آنها را به عالم گذشته ببريم و به آينده اميدوار كنيم و از ناملايمات زندگي پيش آنها كمتر شكوه كنيم. قلب كوچك آنها طاقت اين همه درد بزرگترها را ندارد. بگذاريم آنها بچگي خودشان را بكنند. قرار است ما با آنها درد دل كنيم، چون مي خواهيم به آنها نزديك تر شويم، نه اين كه تمام ناملايمات و ناكاميها را برايشان بازگو كنيم و يا ضعف هايشان را به رخشان بكشيم. صحبت كردن با كودكان و نوجوانان بايد وسيله اي براي برقراري ارتباط با آنها باشد نه وسيله اي براي وادار كردن به پذيرش نصايح تكراري ما. هدف آن نيست كه بچه هايمان را آن قدر با ناز و نوازش بزرگ كنيم كه به اصطلاح آنها را لوس بار بياوريم كه در آينده از رويارويي با مشكلات هراسناك شوند و خود را در لحظه هاي دشوار ببازند، بلكه هدف برقراري ارتباط سالم و ايجاد آرامش در خانواده است. پس بياييد با آنها دوست باشيم و به حرفهايشان گوش دهيم و با آنها حرف بزنيم، قبل از اين كه غريبه ها از راه برسند. زهره ياقو