Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801022-53603S5

Date of Document: 2002-01-12

يادداشت سياسي در حاشيه فشار تازه آمريكا بر ايران واشنگتن در پي روش آسان محمود صدري اظهارات اخير جورج بوش رئيس جمهور آمريكا درباره ايران، افغانستان، جنبش فلسطين، تروريسم و ارتباط اين پديده هاي جداگانه با يكديگر، از نظر تاثيرگذاري بر روابط خارجي ايران، مهم و جدي اما به لحاظ نظري گرفتار موانع هميشگي است. آمريكايي ها پس از سرنگوني گروه طالبان و تارومار كردن شبكه القاعده خود را در جنوب آسيا، خاورميانه، آسياي مركزي و خليج فارس با موانعي روبرو مي بينند. برخي از اين موانع از جنس همان تروريسم طالبان و القاعده است اما برخي ديگر نتيجه رويارويي طبيعي منافع ملي كشورها است. آمريكايي ها كه پيروزي آسان بر گروههاي طالبان و القاعده آنان را به تعميم مبارزه با تروريسم به ساير نقاط جهان ترغيب كرده است در اين مرحله يا توان تمايز بين اين دو نوع مانع (مقاومت تروريستي و پيگيري منافع ملي كشورها ) را از دست داده اند يا اين كه آگاهانه مي كوشند زير پوشش مقابله با تروريسم تضادهاي منافع ملي خود را با ديگر كشورها با همان روش آسان حل كنند. از نظر آمريكايي ها چهره ها و گروههاي مسلحي كه در قالب شبكه القاعده متشكل شده بودند - و هنوز بقاياي آنها وجود دارند - سازمان يافته ترين نوع تروريسم در جهان امروز به شمار مي روند. قبولاندن اين فرض به همه جهانيان تا پيش از 11 سپتامبر آسان نبود; اما پس از آن رخداد تروريستي بزرگ، آمريكايي ها به راحتي به همه كشورها و نهادهاي بين المللي قبولاندند كه بزرگترين تهديد امنيتي جهان تروريسم طالبان و القاعده و تابعان فكري و رزمي آنها هستند. مقبوليت جهاني اين ادعاي آمريكا به حدي بود كه همه كشورها به اشكال گوناگون و در قالب الزامات داخلي خود به فراخوان بين المللي براي سرنگوني حكومت تروريست ها در افغانستان پاسخ مثبت دادند. ايران نيز در چارچوب الزامات داخلي اش، در كنار ائتلاف جهاني و عليه گروههاي طالبان و القاعده جاي گرفت و امروز ماهيتا پاره اي از اين ائتلاف است. پس از طالبان و القاعده اكنون نوبت به ساير گروههاي تروريستي يا متهم به ارتكاب اعمال تروريستي فرا رسيده است. در اين مرحله از گروههاي كشميري، سوداني، سوماليايي، يمني، فلسطيني و لبناني نام برده مي شود. ايران به اقتضاي همان الزامات داخلي و سياست خارجي برآمده از آنها در اين مرحله با بخشي از اين طرح موافق و با بخش ديگر آن مخالف است. ايران به علت روابط سياسي پيشرفته با هند و ضرورت مهار پاكستان از طريق موازنه قوا در شبه قاره هند، علي الاصول با سركوب مخالفان مسلح دولت هند در كشمير مخالفتي ندارد. گروههاي يمني سوماليايي، و سوداني نيز از حيطه منافع امنيتي و ايدئولوژيك ايران خارج هستند. اما وقتي نوبت به گروههاي فلسطيني و لبناني مي رسد، ايران هم براساس تعهداتي كه قانون اساسي برايش ايجاد كرده است و هم لزوم بهره مندي از مشروعيت ايدئولوژيك به ناچار در جبهه مقابل آمريكا قرار مي گيرد. جنگ تبليغاتي ايران و آمريكا در حوزه مقابله با تروريسم ملهم از همين تقابل و بخشي از ساله 23كشمكش دو كشور براي ايجاد ميدان هاي فراخ تر پيگيري منافع ملي است. آمريكايي ها كه همواره خواستار مهار ايران در چارچوب مرزهاي ملي و جلوگيري از بسط ايدئولوژيك و ژئوپوليتيك آن بوده اند اين روزها مي كوشند تعهدات قانون اساسي و ايدئولوژيك ايران را به جنبش هاي فلسطيني و لبناني، نشانه هاي همسويي ايران با تروريسم تعبير كنند و براي حل مشكلات دو دهه اي خود با ايران روش از آسان يا تهديد به تهاجم نظامي استفاده كنند. به زعم آمريكايي ها بحران هايي كه در چهار منطقه به هم پيوسته يعني جنوب آسيا (با مركزيت روابط هند و پاكستان ) خاورميانه، (با مركزيت تقابل اسرائيل و فلسطيني ها ) آسياي مركزي (با محوريت تقابل ايران با مجموعه همساز با آمريكا ) و خليج فارس (با محوريت موازنه قوا بين ايران و عراق از سويي و اين دو كشور با شوراي همكاري خليج فارس از سوي ديگر ) بايد در كنار هم و در يك مجموعه بررسي و حل و فصل شود. به همين علت به نظر مي رسد مي بايست پيوند خوردن مسائل افغانستان، ايران و خاورميانه را در اظهارات اخير رئيس جمهور آمريكا متفاوت با تهديدهاي هميشگي، تحليل وجدي تلقي كرد. گو اين كه اين جدي گرفتن تهديد لزوما به معناي پذيرش تفوق تهديد كننده مشكلات نيست سخت و فراوان آمريكا براي ايجاد بسيج جهاني مانند آنچه در افغانستان رخ داد، عليه ديگر كشورها از جمله ايران موضوع نوشتاري ديگر است.