Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801021-53586S4

Date of Document: 2002-01-11

ماكس مولر موسس علم تاريخ اديان هانس كليم كايت ترجمه: كامبيز پورناجي فردريش ماكس مولر، مورخ آلماني اديان و مطالعه تطبيقي اديان و استاد دانشگاه آكسفورد بود. وي فرزند ويلهلم مولر، شاعر نامي آلمان بود كه به خاطر اشعار غنايي يوناني دوستانه اش معروف بود. ماكس مولر عمر خويش را صرف مطالعه و بررسي متون ديني هند باستان، مطالعه تطبيقي تاريخ اديان و اسطوره، و انتشار آثار تاريخ اديان جهان نمود. پس از تحصيل فلسفه، زبان شناسي و زبان هاي گوناگون (علي الخصوص سانسكريت ) در دانشگاه هاي لايپزيك، برلين و پاريس _ كه مطالعاتش سبب ترجمه هايي به زبان آلماني از قصه هاي هيتوپادشاه ( 1844 كاليداسا ( ) 1847 شد _ به لندن رفت و به انتشار ريگ ودا به زبان انگليسي پرداخت. در سال 1848 به آكسفورد رفت و تا آخر عمر در آنجا باقي ماند. مولر در آكسفورد، ويرايش خود را از ريگ ودا تكميل نمود (كه تحت عنوان ريگ ودا سامهيتا 6 جلد 1873 _ 1849 منتشر گرديد ); و در طي بيست سال اقامت در آنجا، زبان ها و ادبيات ملل اروپايي را تدريس نمود. در سال 1860 از منصوب شدن به كرسي زبان سانسكريت مايوس گرديد. در سال سمت 1868 استادي در فقه اللغه تطبيقي را پذيرفت. از آن پس به عوض پژوهش صرف در فقه اللغه به كار تطبيقي به طور وسيع دست زد. در سال 1875 پس از بازنشستگي به موضوعاتي در باب تاريخ و بررسي تطبيقي اديان پرداخت. حوزه آثار و پژوهش هاي مولر وسيع و گسترده است. علاوه بر نوشتن پيرامون ادبيات و شعر كلاسيك آلمان، درباره بررسي تطبيقي زبان ها و دانش تفكر (يعني بررسي انديشه از منظر تاريخ زبان ) و، در باب زبان شناسي و ادبيات هندي، به تحقيق در دين و فلسفه هندي دست زد. متون هندويي و بودايي از جمله ريگ ودا، اوپانيشادها، ذمه پده، سوكهه وايتوييوهه و غيره را ويرايش و ترجمه نمود. حاصل مطالعاتش در باب سنت هاي هندي مشتمل بر چنين آثاري مي باشد: سخنراني هايي درباره منشا و تكامل دين، با تاكيد بر نمونه هايي از اديان هندي ( ) 1878 هند چه مي تواند به ما؟ بياموزد ( ) 1883 راماكريشنا زندگي و گفتارهايش ( ) 1898 و شش نظام فلسفه هندي ( ). 1899 علي الخصوص مولر هم خود را صرف انتشار ويرايش ترجمه هاي متون اصلي اديان ملل آسيا، يعني مجموعه ماندگار و عظيم وي كتب مقدس شرق در پنجاه جلد ( 1879 _) 1894 نموده در سال 1895 مجموعه كتب مقدس بودايي تحت نظارت مولر آغاز به انتشار نمود. آثار عمده مولر در باب بررسي تطبيقي دين و اسطوره شناسي شامل اين عناوين مي باشد: اسطوره شناسي تطبيقي در پژوهش هاي آكسفورد ( ) 1856 براده هايي از يك كارگاه آلماني 4 جلد ( 1867 _) 1875 درآمدي بر علم دين ( ) 1878 منشا و تكامل دين ( ) 1878 دين طبيعي ( ) 1889 دين مادي ( ) 1891 دين انسان شناختي ( ) 1893 حكمت متعاليه يا روانشناختي ( ) 1893 مقالاتي پيرامون دانش اسطوره شناسي جلد 2 ( ) 1897 علاوه بر اين مقالاتي در باب زندگي نامه خود ( ) 1884 كه پس از مرگ تحت عنوان زندگي نامه من با ويرايش و. ج. ماكس مولر ( ) 1901 منتشر گرديد. كتب ذكر شده تنها آثار عمده مي باشند. در كل، وي بيش از يكصد كتاب به نگارش درآورد و ويرايش نمود. در اواخر قرن نوزدهم، مباحثي بين مولر و ساير محققان، به ويژه، اي. بي تيلور، و اندرولانگ در باب منشا دين درگرفت كه از مهمترين مناقشات و مباحثات علمي روزگار بود. تيلور بر اين باور بود كه منشا دين در عوامل گوناگون روانشناختي از قبيل روياها، خلسه و غيره مي باشد; از سوي ديگر، لانگ استدلال مي كرد كه عقيده به يك موجود متعالي در ميان قديمي ترين باورهاي آدمي از منظر تاريخي بررسي گردد; بدين ترتيب گفت وگو از علت قديمي در باب دين معني دار نمي باشد. مع هذا بنابر عقيده مولر، دين و اسطوره با درك آدمي از نيرو و پديده هاي طبيعي آغاز مي گردد. مكتب اسطوره شناسي طبيعت كه مولر آن را بنا نهاد، و پيروان وي، جورج. و فاكس، پژوهشگر انگليسي ادبيات يونان و روم قديم و رابرت براون اسامي شناس انگليسي، بر اين باور بود كه اسطوره بيان تخيلي از تجربه نامتناهي كه طبيعت در آدمي ايجاد كرده است، مي باشد. از نظر مولر، مهمترين اساطير، اساطير الهام يافته از خورشيد است: اسطوره شناسي خورشيد نشان مي دهد كه خدايان و دلاوران مردمان هند و اروپايي في الواقع ريشه در استعاره هاي خورشيد دارد. مولر عقيده داشت كه اين تغيير از درك مستقيم قدرت خورشيد به بازنمايي استعاري از اين قدرت به شكل اسطوره، بيماري زبان را نشان مي هد; يعني اشياء طبيعي به تدريج از هيبت و تكريم برخوردار شدند و در پس كاربرد زباني مخفي ماندند و نهايتا از درك مستقيم محروم گرديدند. مولر معتقد بود كه خدايان، صرفا نام هايي براي پديده هاي طبيعي اسامي بوده اند كه در طول زمان به اشتباه تفسير گرديده و به آنها شخصيت بخشيده شده و يا خدا انگاشته شده اند. حاصل تلاش هاي متعدد علمي و مكتوبات مولر ارتباط نزديكي با رهيافت وسيع و تطبيقي وي داشت. او تاكيد مي كرد كه عمده كتب مقدس تاريخ اديان، همچنين متوني در باب اساطير ملل بايد قابل دسترس محققان باشد و دانش نوين دين شناسي، كه خود در بناي آن تلاش مي كرد، بايد مبتني بر مطالعه منابع دست ] [اول باشد. گرچه آثار تطبيقي وي در بعضي مراجع دانشگاهي به طور جامع و گسترده اي مورد انتقاد قرار گرفته، و همچنين به پيش فرض هاي فلسفي، زباني اهميت خاصي داده است (از جمله اين عقيده كه اديان را مانند زبان ها مي توان در خانواده هاي مختلفي طبقه بندي نمود. ) ليكن آوازه وي در انگلستان به سبب خلاقيت بسيار در اوج خود بود. وي نه تنها به كار پژوهشگري بل همچنين به مسائل سياسي و فرهنگي روزگارش نيز علاقه مند بود، و با سياستمداران و حكام ارتباط داشت. براي وي پژوهش خدمت به تفاهم ميان ملل بود. در اين باره، تلاش وي به درك صحيح از سنت هاي هندي در جهان غرب ياري رساند. به اين ترتيب قابل درك است كه مولر از احترام خاصي در هند برخوردار بوده است. مي توان مولر را يكي از پدران و بنيان گذاران علم دين همان طور كه وي معادل آلماني دانش اديان را به كار برده است، به حساب آورد. تاكيد وي بر مشروعيت و ضرورت بررسي تاريخي و تطبيقي اديان (چيزي كه او تحت عنوان كلام تطبيقي الهيات ] [تطبيقي در قياس با فقه اللغه تطبيقي بدان اشاره نمود ) مورد قبول محققان واقع شده است. پيش فرض هاي فلسفي كه مولر آن ها را دارا بود (به طور عمده مبتني بر ايده آليزم آلماني بود ) از قبيل اين عقيده كه دين به هنگام مطالعه خاستگاه آن آشكار مي گردد. عقايد شخصي و كلامي وي مرتبط با شخصيت و زمان وي بود. اين مسئله در مورد تاثير انديشه هاي كانت بر وي نيز صادق مي باشد همان طور كه در مقدمه ترجمه انگليسي از نقد عقل محض اثر كانت ( ) 1881 نيز قابل مشاهده است. وي در اين مقدمه دين را به عنوان استعداد دريافت نامتناهي معرفي نموده است. همچنين اخذ انديشه هاي فريدريش شلايرماخر و آرتور شوپنهاور قابل ذكر است. قصد مولر از تدوين يك كلام نظري كه جانشين بررسي تطبيقي اديان شود و شرايط امكان ظهور دين را تبيين كند (بعد از آن كه اطلاعات راجع به اديان جهان جمع آوري و طبقه بندي و مورد تحليل قرار گرفت ) فراتر از قلمرو كنوني تاريخ اديان مي رود. مولر در تحقيقات و پژوهش هاي خويش بر اين باور بود كه مي توان خرد و عشق الهي را در تاريخ آدمي كشف نمود و بر اين عقيده بود كه بررسي انتقادي و علمي متون قديمي ديني مي بايست همراه با تكريم به ارزش ابدي دين در هر صورت ممكن كه خود را آشكار ساخته است، به هنگام بررسي تاريخي، تاريخمند بودن همه اشكال دين آشكار مي گردد. * اين مقاله ترجمه اي است از جلد دهم دايره المعارف دين، ميرچا الياده