Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801021-53586S1

Date of Document: 2002-01-11

چهل سال پس از انقلاب علمي منتقدان كوهن او را متهم به زير پا نهادن عقل كرده اند و مدعي شده اند كه پذيرفتن نظريات او ما را وادار به پذيرش نسبي گرايي مطلق مي كند گر چه او به شدت با اين نظر مخالف است دانشمندان هيچ گاه به توصيه هاي فيلسوفاني چون ردولف كارنپ و كارل پوپر وقعي ننهاده اند بلكه اساسا تحولات و انقلابهاي علمي بيش از آن كه مدلل به دلايل بوده باشندمعلل به علل بوده اند حميدرضا ابك سال 2002 ميلادي چهلمين سال تولد ساختار انقلابهاي علمي (Revolution Scientific Of Structure The) است. اين كتاب كه به موضوع انقلابها و تحولات رايج در عرصه علوم تجربي پرداخته بود، به سرعت تبديل به مانيفست فيلسوفان علم انقلابي اي شد كه از رهيافت هاي عقل گرايانه و متدولوژيك به علم و اكتشافات علمي به ستوه آمده بودند. آنها سعي در به كرسي نشاندن اين مدعا داشتند كه تبيين تحولات عظيم و تغيير موضع هاي اساسي رخ داده در حوزه علم تجربي نه تنها مبتني بر رويكردهاي اثبات گرايانه و يا ابطال گرايانه نيست، بلكه اساسا با استفاده از مفاهيمي صورت مي پذيرد كه آنقدر از عرصه مفاهيم موجود در فلسفه علم فاصله گرفته اند كه بايد آنها را متعلق به حوزه جامعه شناسي علم دانست. هدف اصلي نويسنده كتاب تامس ساموئل كوهن ( ) 19961992 پاسخ به اين سوال اساسي بود كه يك نظريه علمي تحت چه شرايطي و چگونه با يك نظريه علمي ديگر عوض مي شود و چگونه مي شود كه دانشمندان، كه كارگزاران دولت علم تجربي اند، به اين تغييرات صورت گرفته در حوزه حاكميت تن در مي دهند و قانون اساسي دولت پيشين را يكسره به زير پا؟ مي نهند چه طور مي شود كه نظريه نجوم كوپرنيكي جايگزين تئوري بطلميوس مي شود و چه اتفاقي مي افتد كه عاشقان سينه چاك فيزيك نيوتني بر درگاه نظريه نسبيت خاص اينيشتين، سر به ارادت فرود؟ مي آورند تبيين هايي كه فيلسوفان علم، پيش از تامس كوهن، در مورد تحولات علمي ارائه كرده بودند مبتني بر اين نظريه بود كه هرگاه يك تئوري بتواند مصاديق بيشتري از امور مورد نظر را در ذيل سايه خود بگنجاند و قدرت پيش بيني بيشتري نسبت به تئوري قبلي در اختيار دانشمندان قرار دهد، خود به خود جايگزين نظريه رايج قبلي خواهد شد و اين يعني يك رهيافت كاملا عقل گرايانه. يعني كافي است شما كارآمدي نظريه كوپرنيكي را نسبت به نظريه بطلميوس ثابت كنيد تا نظريه اول به صورت اتوماتيك جايگزين نظريه شكست خورده دوم شود. اگر هم در شرايطي بسيار نادر به يكسان بودن قدرت هر دو نظريه در حل معضلات علمي پي برديد راي خود را به نفع تئوري ساده تر صادر كنيد. اما ساختار انقلابهاي علمي چه؟ مي گويد كوهن، كه علاوه بر فيلسوف بودن لقب فيزيكدان برجسته را نيز يدك مي كشد در اين اثر نشان مي دهد كه سير و غور در تاريخ علم تجربي نشان خواهد داد كه نه تنها دانشمندان هيچ گاه به توصيه هاي فيلسوفاني چون ردولف كارنپ و كارل پوپر وقعي ننهاده اند بلكه اساسا تحولات و انقلابهاي علمي بيش از آن كه مدلل به دلايل بوده باشند، معلل به علل بوده اند. ملخص كلام كوهن اين است كه جا به جا شدن فيزيك اينيشتيني با فيزيك نيوتني نه تنها به دليل كارآيي بيشتر فيزيك اينيشتيني نيست بلكه صرفا معلول شرايط تاريخي، اجتماعي اي است كه در هنگام تغيير الگو، يا به تعبير او پارادايم شيفت، بر جامعه علمي حكم مي رانده اند. ممكن است عجيب به نظر بيايد اما قضيه دقيقا همين است. به اين ترتيب كاملا محتمل است كه شرايط سياسي، تاريخي، اجتماعي روند تحولات علمي را به سمت و سويي سوق بدهند كه يك تئوري براي مدتي بسيار طولاني جايگزين نظريه ديگري شود اما بعدها معلوم شود كه حاكميت بر سرزمين اذهان عالمان، حق مسلم همان تئوري نخست بوده است; مانند اتفاقي كه در قرن نوزدهم در حوزه مساله وراثت در گياه شناسي به وقوع پيوست. منتقدان كوهن او را متهم به زير پا نهادن عقل كرده اند و مدعي شده اند كه پذيرفتن نظريات او ما را وادار به پذيرش نسبي گرايي مطلق مي كند. گرچه او به شدت با اين نظر مخالف است و در جاي جاي آثارش مي كوشد تا نشان دهد كه هم شان خرد را به جاي داشته و هم حرمت علل را نگاه داشته است، اما نظرات او در سال هاي بعد چارچوب اصلي تفكر فيلسوفي را تشكيل داد كه آنارشيسم فلسفي را تا بدان جا پيش برد كه مدعي شد براي من يعني پل فايرابند، منزلت تئوري هاي جديد علوم تجربي به هيچ وجه برتر از شان جادوگري هاي ساحران قبايل دوران پيشاتمدني نيست. ساختار انقلابهاي علمي تاكنون يك بار توسط احمد آرام به فارسي برگردانده شده است اما بسياري از كارشناسان و انديشمندان معتقدند كه در اين ترجمه چنان كه بايد حق كتاب و نويسنده آن ادا نشده است. گويا سعيد زيبا كلام، استاد فلسفه علم دانشگاه صنعتي شريف، قصد دارد با ترجمه مجدد اين اثر اداي ديني به فيلسوف _ فيزيكدان آمريكايي تباري كند كه نامش تا مدت ها در كتاب نانوشته ركوردهاي فلسفي خواهد درخشيد.