Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801021-53582S2

Date of Document: 2002-01-11

بحران تندرستي 17 بيماري هاي ناشي از استرس دكتر محمود بهزاد نكته مهم درباره استرس ها اين است كه بسياري از ميني استرس ها، استرس نيستند بلكه ما آنها را استرس مي پنداريم. معمولا پاسخ به استرس هنگامي داده مي شود كه خطري واقعي وجودمان را تهديد كند ولي اموري در ما از طريق انعكاس شرطي استرس زا شده اند كه به هيچ وجه تهديدمان نمي كنند، يعني پاسخ نابه جا مي دهيم. مثلا كارمندي كه در اتاق كارش مشغول كار است، از ورود ناگهاني رئيس اش دچار ميني استرس مي شود. يا شاگردي كه معلم او را براي دادن پاسخ به سوالات درس پاي تابلو سياه مي خواند، دچار ميني استرس مي شود! يا راننده اي كه ماشين پليس راهنمايي و رانندگي را در آينه پشت اتومبيل خود مي بيند، به ميني استرس دچار مي شود! در صف به انتظار رسيدن اتوبوس هستيم، يا كنار خيابان به انتظار رسيدن تاكسي هستيم دچار ميني استرس مي شويم، حال آنكه اين موقعيت ها به هيچ وجه تهديدمان نمي كنند. يكي از رويدادهايي كه در بسياري از خانواده ها رخ مي دهد اين است كه عروس و مادرشوهر از ديدن يكديگر دچار استرس مي شوند. اين استرس ناشي از دو نوع ديدي است كه مادرشوهر (از پسرش ) و عروس (از شوهرش ) دارند. مادر شوهر پسرش را بسيار دوست دارد ولي او را همواره كودك خود حساب مي كند، يعني ميل دارد به سليقه خود به او امر و نهي كند، حال آنكه پسر رشيد است و از اين گذشته در زمان و شرايط و اوضاع احوالي غير از زمان ازدواج مادرش همسر انتخاب كرده است! عروس نيز همسرش را بسيار دوست دارد و مايل است زندگي مستقلي با تفاهم با او داشته باشد. در اين ميان پسر هم با ديدن نحوه برخورد همسر و مادرش و چه بسا گله گذاري هر يك از آن دو در غياب ديگري همواره دچار ميني استرس مي شود. اين استرس ها زاييده تفاوتي است كه در نحوه انديشيدن مادرشوهر و عروس وجود دارد و به راستي استرس نيست و هيچگونه تهديدي براي وجود هيچيك از آنها نيست! مادرشوهرها بايد بدانند كه پسرشان كودك ديروزي نيست و سليقه و عادات سنتي خود را نبايد به او تحميل كنند. عروس ها هم نبايد مادرشوهر را رقيب خود در دوست داشتن همسر به حساب آورند. اگر هر دو با عقل سليم بينديشند، مسئله اي در ميان نخواهد بود. حاصل كلام اينكه اين ماييم كه به غلط آموخته ايم رويدادهايي را استرس بينديشيم كه اساسا تهديدي براي موجوديت ما نيستند، ما با اين نوع انديشه ها دستگاه هاي بدنمان را به واكنش نابجا وامي داريم. استرس سه نوع تغييرات عمده در انسان به وجود مي آورد: تغييرات رفتاري; تغييرات دستگاه عصبي خودمختار (سمپاتيك و پاراسمپاتيك ); تغييرات دستگاه ايمني. تغييرات رفتاري عبارتند از: سيگار كشيدن، پناه بردن به مشروبهاي الكلي و مواد مخدر، عدم توجه به تغذيه درست و رفتار پرخاشجويانه. تغييرات دستگاه عصبي خودمختار عبارتند از: افزايش فشار خون، افزايش قندخون، افزايش چربي خون، افزايش سرعت ضربان قلب، حملات نگراني بي دليل و افسردگي تغييرات دستگاه ايمني عبارتند از: جلوگيري از فعاليت دو نوع سلول دفاعي بدن (گلبول هاي سفيد T و B) كاهش ساخته شدن ماده ضد ويروس ها ( اينترفيرون ) كاهش، فعاليت سلول هاي دفاعي موسوم به ماكروفاژ، افزايش زمينه ابتلاي به بيماري هاي عفوني. بر اساس يك آمار اواخر دهه آخر قرن بيستم در آمريكا تعداد مبتلايان به بيماري هاي ناشي از استرس به قرار زير است: سكته قلبي (انفاركتوس ) نفر; 4240000 سكته مغزي 1820000 نفر; پرفشاري خون 24290000 نفر; سردرد ميگرن 20000000 نفر; زخم معده و اثني عشر 4000000 نفر; التهاب روده بزرگ 12000000 نفر; آسم 6000000 نفر; بيماري هاي رواني 20000000 نفر.