Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801021-53580S3

Date of Document: 2002-01-11

قبل از شنبه لطفا با عينك تلفن بزنيد سجاد صاحبان زند گوشي تلفن را برداشتم و سعي كردم با كمك شانه و كتف ام، آن را روي گوشم نگه دارم. دفترچه تلفن را از جيبام درآوردم و صفحه مربوط به حرف م را باز كردم. رضا محنا. بله خودش است. شماره اش را چندبار، با شماره هاي ديگر روي صفحه اشتباه گرفتم. حتما براي شما هم اتفاق افتاده است كه از اين دست اشتباهات انجام دهيد. _ الو سلام. با آقاي رضا محنا كار داشتم. صدايي از پشت تلفن: ؟ بله _ رضا خودتي،؟ چطوري چرا اين طرف ها پيدات؟ نيست : اي... بد نيستيم. صدات يه كم عوض شده بود، نشناختمت. _ چي كارها؟ مي كني : اي... مشغوليم. همون كارهاي كامپيوتري. _ كار؟ كامپيوتري تو مگه بلدي با كامپيوتر هم كار كني. ناكس، پس چرا رو؟ نمي كني : من كه خيلي وقته با كامپيوتر كار مي كنم. _ خب هنوز بگذريم هم قصه؟ مي نويسي : ما و؟ قصه بابا دست ما بردار هيچوقت اين كاره نبوديم. _ بميرم واسه شكسته نفسي ات. چقدر شيرين زبون؟ شدي قبلا كه جيكت درنمي اومد. _ توي مدرسه يادت؟ نمي آد : خب چرا يه چيزهايي يادم هست. راستي آخرش چي قبول؟ شدي _ تئاتر. ادبيات نمايشي. چي ادبيات؟ نمايشي _ آره. مي خواستي پاتولوژي باليني قبول؟ شم : چطور شد رفتي سراغ اين؟ رشته _ خب علاقه داشتم. علاقه؟ داشتي _... بگذريم. از بقيه بچه ها چه؟ خبر _ هي سلامتي، خوبن. هنوز هم دوست خوبت علي رو مي بيني. _ آره. هر روز مي بينم اش. قراره بره يه سمنان اجرا داره. اجراي؟ چي _ خب معلومه، تئاتر. البته يه تئاتر خيابوني. علي و؟ تئاتر راستي شماره اش رو؟ داري _ پس مي خواستي چكار كنه. البته.. بذار عينكمو بزنم الان، شماره اش رو بهت بدم. از كي عينكي؟ شدي _ بودم.. اينهاش... اين هم شماره علي اركيان. علي؟ اركيان؟ شما پيام، علي اركيان ديگه؟ كيه _؟ پيام من سروش هستم. حالا منو نمي شناسي رضا. آقا ببخشيد. مثل اينكه شما منو با داداشم اشتباه گرفتين، مثل اينكه با محمدرضا كار دارين. من علي رضا هستم.