Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801021-53578S6

Date of Document: 2002-01-11

كپي رايت; كليد تجارت جهاني كتاب كريم امامي: امروزه پيوستن به اين پيمان به صورت يك الزام درآمده است قاعده بازي در جهان امروز است اگر ما عضوي از جامعه جهاني هستيم پس بايد آداب زندگي در ميان اين جامعه را رعايت كنيم احسان عابدي همه چيز را تمام شده بايد دانست. ايران به سازمان جهاني مالكيت معنوي پيوست. سند قبولي پيوستن ايران به سازمان جهاني مالكيت معنوي روز جمعه 23 آذرماه گذشته توسط معاون قوه قضاييه و رئيس ثبت اسناد كشورمان به دفتر اين سازمان واقع در شهر پاريس تحويل داده شدو 10 حالا بايد روز پيوستن كشورمان به قانون كپي رايت را انتظار بكشيم. روزي كه در مقابل ساختمان شهر برن سوئيس _ مقر سازمان جهاني كپي رايت _ يك پرچم ديگر به ده ها پرچم مستقر در آن جا اضافه مي شود; پرچم سه رنگ كشور ايران موضع گيري نمايندگان مجلس و مسئولان فرهنگي دولت هم حكايت از ائتلاف قدرتمند جناح هاي حاكم براي تصويب لايحه الحاق ايران به معاهده جهاني كپي رايت دارد و بر گفته فوق صحه مي گذارد. با اين اوصاف، شايد زمان براي دلواپسي، ديگر از دست رفته باشد. اما نگراني ها همچنان به قوت خود باقي است چرا كه شكست چنين پروژه اي، بحران جدي را در عرصه فرهنگ به دنبال خواهد داشت. *** هر پديده تا زماني كه احساس نياز به آن وجود نداشته باشد، به كلي خالي از فايده به نظر مي رسد. با اين تعريف مي توان پرسيد كه در حال حاضر چه نيازي به قانون كپي رايت و پيوستن به آن؟ داريم آيا نبود قانون كپي رايت در ساليان گذشته، چرخ هاي توليد و عرضه آثار فرهنگي را از چرخش صحيح باز داشته؟ است آيا اين قانون معضلاتي را به همراه نخواهد؟ داشت كريم امامي در پاسخ مي گويد: در نگاه اول پيوستن ايران به اين پيمان نتيجه اي جز ضرر و زيان ندارد. ما جمعي هستيم كه سال ها است بر خوان گسترده توليدات فرهنگي جهان جا خوش كرده ايم و به رايگان و بي اجازه از اين خوان پر تنعم بهره مي بريم و حالا ناگهان به ما مي گويند دست درازي موقوف! وضع عوض شده است! نشستن بر سر اين خوان آدابي دارد. از اين پس هر كس مي خواهد چيزي بردارد بايد اول اجازه بگيرد و بعد وجهي بپردازد. و اين براي ما كه عادت به سورچراني كرده ايم غير قابل قبول اين است است كه حالا با هر مترجمي صحبت كنيد مخالف پيوستن است. پاي صحبت هر ناشري بنشينيد پيوستن را فاجعه آميز مي داند. كپي زنان نرم افزارهاي مايكروسافت كه ديگر به جاي خود. استدلال به ظاهر قانع كننده اين است: چرا ما بايد براي چيزي كه الان مي توانيم به رايگان به دست بياوريم پولي بپردازيم، آن هم با دنگ و فنگ و مكاتبه و عقد قرار؟ داد نه خير آقا، ما آمادگي نداريم، قادر نيستيم، بدبخت مي شويم و غيره و غيره. اما همه حرف ها به اين جا ختم نمي شود. كريم امامي اينگونه ادامه مي دهد: امروزه پيوستن به اين پيمان به صورت يك الزام درآمده است. قاعده بازي در جهان امروز است. اگر ما عضوي از جامعه جهاني هستيم، پس بايد آداب زندگي در ميان اين جامعه را رعايت كنيم. بايد به يكديگر احترام بگذاريم و حقوق پديدآورندگان آثار كشورهاي ديگر را همچون آثار مولفان و هنرمندان خودي محترم بشماريم، حتي اگر در اين دادوستد فرهنگي زيان كنيم. گفتيم كه مسئولان فرهنگي دولت سفت و سخت پاي لايحه اي كه به مجلس ارائه كرده اند، ايستاده اند. علي اصغر رمضان پور معاون فرهنگي وزارت ارشاد، يكي از آن ها است كه سخنانش مي تواند سرآغاز فصلي ديگر در گزارش ما باشد. رمضان پور در نشست مطبوعاتي كه دوشنبه هفته گذشته در ساختمان وزارت ارشاد برگزار شد، پذيرش قانون كپي رايت را از سوي ايران تنها شرط حضور فعال صنعت نشر ايران در بازارهاي جهاني دانست. او گفت: بدون پذيرش كپي رايت و گردن نهادن به قوانين جهاني مربوط به حقوق مولفان و مصنفان نمي توانيم در بازارها و نمايشگاه هاي بين المللي كتاب حضور جدي داشته باشيم. حسن كياييان، مدير نشر چشمه و از چهره هاي شاخص اتحاديه ناشران نيز ديدگاهي مشابه با رمضان پور دارد. به گفته كياييان درهاي بازار جهاني نشر به روي ناشران ايراني با يك كليد گشوده خواهد شد; پذيرش قانون كپي رايت از سوي ايران. كياييان مي گويد: از جمله مسايلي كه ناشران غربي و تشكل هاي مربوط به آنان به شدت نسبت به آن حساس هستند، همين قانون كپي رايت است و در تمام گفت وگوهايي كه با ايشان تاكنون داشته ايم، به وضوح حساسيت خود را نسبت به اين مسئله نشان داده اند و خواستار ابراز نظر ما در اين باره با شده اند توجه به اين امر، اگر ما بخواهيم به جهاني شدن نشر ايران و بازارهاي فراسوي مرز كشورمان و ترجمه آثار نويسندگان ايراني به زبان هاي ديگر فكر كنيم، بالاجبار بايد به قانون كپي رايت بپيونديم. كريم امامي به اكثريت كشورهاي جهان كه اين قانون را پذيرفته اند اشاره مي كند و مي گويد: وقتي اكثريت قاطع كشورهاي جهان اين اصل را قبول كرده و به يكي از ميثاق هاي جهاني كپي رايت پيوسته اند، ما نمي توانيم با تكيه بر استدلال هاي كهنه جزء چند كشور عقبمانده اي كه هنوز نپيوسته اند و دزد و سارق آثار خوانده مي شوند بمانيم. اين نكته را سردمداران فرهنگي كشورمان به خوبي دريافته اند و حالا ديگر متوجه هستند كه نپيوستن ايران سدبزرگي سر راه فعاليت هاي بين المللي فرهنگي ماست و هر جا برويم از موضع يك متهم بايد از خود دفاع كنيم كه چرا نپيوسته ايم. *** الحاق ايران به معاهده جهاني كپي رايت سببساز راه يابي صنعت نشر ايران به بازارهاي جهاني نشر مي شود. در اين گفته هيچ ترديدي نيست. اما بياييم زاويه نگاهمان را به اين مسئله اندكي تغيير بدهيم; در شرايطي به سر مي بريم كه حدود هشتاد درصد توليدات ما را در عرصه نشر، ترجمه آثار خارجي تشكيل مي دهد. با يك حساب سرانگشتي به راحتي مي توان دريافت آن چه كه قرار است از ايران به بازارهاي جهاني عرضه شود، در برابر اين رقم، بسيار نازل محسوب مي شود. به عبارت ديگر در حال حاضر هيچ توازني بين بازار عرضه و تقاضا وجود ندارد. صفدر تقي زاده معتقد است: سرانجام، روزي ايران هم بايد به اين قانون بپيوندد اما بهتر است در آن هنگام شرايط هم سنجيده شود. به نظر من با وجود اوضاع نابسامان حاكم بر عرصه نشر و تيراژهاي تاسف آور كتاب و حق التاليف هاي نازلي كه به مترجمان پرداخت مي شود، الحاق ايران به معاهده كپي رايت سرانجام خوشي نخواهد داشت. تقي زاده مي افزايد: آيا ارزش دارد كه ما به دليل صوري قرار گرفتن در شمار كشورهاي پيشرفته فرهنگي، به پيامدهاي بس ناگواري كه از هم اكنون مي توان آن ها را پيش بيني كرد، تن بدهيم. پيامدهايي كه دست و پنجه نرم كردن با آن، دست كم نيم دهه انرژي و توان همه را تلف خواهد كرد. با اين همه، عده اي بسيار خوشبينانه به اين قضيه نگاه مي كنند و بر اين عقيده اند كه با اين پرستيژ فرهنگي مي توان بر دشواري هاي پيش رو غلبه كرد. اين مترجم در پايان سخنان خود اضافه مي كند: اين را هم بگويم كه هنوز تكليف آثاري كه ترجمه آن ها به نيمه رسيده، مشخص نيست. *** نرخ يك قلم دارو كه در كشور هندوستان، پيش از پيوستن به سازمان جهاني مالكيت معنوي در ازاي وجه نازلي در اختيار بيماران گذاشته مي شد، پس از الحاق اين كشور به سازمان جهاني مالكيت معنوي، ناگهان صدوپنج برابر افزايش پيدا كرد. چرا كه حق الامتياز آن دارو متعلق به يك كارخانه آلماني بود. پس دولت هندوستان از آن پس به واردات آن دارو از كشور آلمان اقدام قضيه كرد كپي رايت هم تا حدودي شبيه همين ماجرا مي تواند باشد. ناصر زرافشان، بحث فرار از پرداخت حقوق صاحبان و پديدآورندگان آثار را كه به آن خو گرفته ايم، بحث ساده اي عنوان مي كند و موضوع را پيچيده تر از اين ها مي داند. او در تشريح اين پيچيدگي مي گويد واقعيت اين است كه كنوانسيون بين المللي مالكيت معنوي را بايد بر بستر كلي جريان جهاني شدن مورد توجه قرار داد. يعني به عنوان بخشي از روند جهاني شدن در عرصه يكي حقوق از نتايج تاسيس نهادهاي حقوقي بين المللي، دادگاه ها و ديوان ها و مراجع داوري بين المللي و معاهده نامه ها و كنوانسيون هاي بين المللي، بي ترديد محدوديت حاكميت ملي در عرصه هاي مربوطه است; همان گونه كه عضويت در نهادهاي اقتصادي بين المللي خواه ناخواه محدوديت هايي را براي خطمشي ملي اقتصادي هر كشور پديد مي آوردو تاسيس و رشد نهادهاي بين المللي چه در زمينه اقتصادي و سياسي و چه در زمينه حقوقي از لوازم و تبعات جريان عمومي جهاني شدن، و هر يك در حوزه مربوط به خود، به نوعي در معارضه با حاكميت ملي است. زرافشان در دنباله سخنان خود مي افزايد: كشورهاي پيشرفته صنعتي كه مدعي مالكيت معنوي تكنولوژي و تخصص هستند و در قالب زمينه هاي علمي و فني خود را صاحب حق الامتياز مي شناسند از طريق مكانيزم هاي پيچيده عملكرد سرمايه _ كه از جهت حقوقي هم با اين گونه معاهده ها پشتيباني مي شود _ هر روز بيشتر و آشكارتر به كانون هايي تبديل مي شوند كه در مبادله اي نابرابر _ ديگر نه با توليد صنعتي و ساخت كالا بلكه از طريق دريافت حق الامتياز _ سهم عمده ارزش افزوده اقتصاد جهاني را تصاحب مي كنند. به اين ترتيب وقتي از جنبه سطحي قضيه يعني پرداخت حق و سهم پديدآورنده اصلي يك اثر به وسيله استفاده كنندگان جلوتر رويم و ماهيت اقتصادي و اجتماعي موضوع را عميق تر بشكافيم به نوعي مبادله نابرابر بين دو دسته از كشورهايي كه در دو قطب جهان قطبي شده فعلي قرار گرفته اند، مي رسيم كه تشريح جزييات اين مبادله نابرابر در كليت آن _ نه فقط در زمينه قرارداد كپي رايت _ مجال بيشتري مي طلبد. *** شك نكنيد كه در صورت الحاق ايران به معاهده كپي رايت، قيمت كتاب افزايش پيدا مي كند. پيشتر هم گفته بوديم كه معمولا نخستين چيزي كه از سبد خريد خانوارهاي ايراني حذف مي شود، كتاب طبيعي است است خانواده اي كه درگير مشكلات عديده اي اقتصادي باشد، توان و رغبت چنداني براي كتابخواني نداشته باشد; چرا كه كتاب در زمره كالاهاي گران به شمار مي رود. وقتي قيمت هاي پشت جلد كتاب را هم نگاه مي كني اول شايد به همين نتيجه برسي 2000 1000 تومان تومان 2500 تومان و غيره... حالا تصور بكنيد كه بعد از پيوستن ايران به معاهده جهاني كپي رايت، اين رقم افزوده خواهد شد. به نظر مي رسد در اين صورت همان تعداد اندك خوانندگان كتاب هم اندك تر مي شود. حسين كياييان مي گويد: چنين دغدغه اي، دغدغه نادرستي نيست. مسلما قيمت كتاب بعد از قبول عهدنامه كپي رايت، افزايش پيدا مي كند. اما راه حل هاي بسياري هم پيش روي ما قرار دارد كه از طريق آن ها مي توانيم جنبه هاي منفي قضيه را كاهش دهيم. يكي از اين ها، گفت و گوي متقابل است. به عبارت ديگر بايد به آن ها بقبولانيم كه با توجه به تيراژ پايين كتاب در ايران، حق كپي رايت را به شكل درصدي دريافت گذشته كنند از اين، كشورهاي اروپايي و همين طور ايالات متحده، يك سري تعرفه هاي ترجيحي را براي كشورهاي آسيايي و آفريقايي در نظر گرفته اند كه گمان مي كنم اين تعرفه ها شامل حال ايران هم بشود. *** گويا مشكل سانسور كه همواره روشنفكران اين ديار از آن ناليده اند، حداقل در مورد آثار خارجي كه به زبان فارسي ترجمه و منتشر خواهند شد، برطرف مي شود. اما به يك شرط. چه؟ شرطي پيوستن ايران به قانون كپي رايت. كياييان مي گويد: پيوستن ايران به قانون كپي رايت موجب آن مي شود كه مترجمان و ناشران در برابر صاحبان آثار متعهد به برگردان و انتشار صحيح اثر، بدون حذف و سانسور شوند. اما باز هم مزاياي قبول اين قانون به همين جا ختم نمي شود. گويا كريم امامي حرف هاي بسياري در اين رابطه دارد. او مي گويد: من موافق پيوستن هستم با وجودي كه مي دانم اين كار در كوتاه مدت مشكلاتي براي صنعت نشر ما ايجاد خواهد كرد. ولي پيوستن در دراز مدت وضع نشر را در كشور ما سامان خواهد داد و بسياري از درهايي را كه در حال حاضر بسته هستند به روي ما خواهد گشود و امكان همكاري را ميان ناشران ما و ناشران كشورهاي پيشرفته تر، و ميان نويسندگان خارجي و مترجمان آثارشان در ايران، فراهم خواهد به آورد ترجمه هاي مكرر از آثار جديد هم پايان خواهد داد. جلو افست كردن كتابهاي ايراني در كشورهاي ديگر را نيز خواهد گرفت و به اين ترتيب به صادرات كتاب از سوي ايران كمك خواهد كرد و از آن پس كالاهاي فرهنگي ايران، فيلم، موسيقي و كتاب، نيز در جهان حفظ و حراست خواهد شد. از مشكلات پيوستن كوهي نسازيم. براي رفع همه اين مشكلات راهكارهايي وجود دارد، و تازه پيوستن به صورت تدريجي انجام مي گيرد و يك دوران گذار چند ساله دارد كه همه را براي روز نهايي الحاق آماده خواهد كرد. *** به هر تقدير ايران قانون كپي رايت را خواهد پذيرفت و آن چه كه مسلم مي نمايد و همگان بر سر آن متفق القول هستند اين است كه سال هاي دشواري را پيش رو داريم. پانوشت: - 1 روزنامه حيات نو / 26 آذرماه.