Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801018-53566S1

Date of Document: 2002-01-08

از كازرون تا مشهد همراه با خانواده آقاي هاشمي نقدي بر كتاب تعليمات اجتماعي سال سوم ابتدايي سرآغاز: در پرداختن به مسائل كودكان عنصر عاطفه و جذابيت يكي از مهمترين نكته ها است. هضم شعارها و دستورها براي كودك ساده نيست ضمن آن كه اين مساله حتي در مورد بزرگسالان نيز مساله اي قابل طرح است. براي آن كه خبري ملكه ذهن و شعور انسان شود، بيان مستقيم و بدون واسطه آن فرار است و چون جذابيت و كششي نيز به ندارد، زودي شنونده را خسته كرده و از تعقيب متن باز مي دارد. نويسنده آگاه پيامهاي خود را در قالب متني شيرين كه به لطايف الحيل هيجان و كششي در آن ايجاد كرده است، مي ريزد تا در ذهن شنونده اش رسوب كند، ضمن آن كه از هيجان ناشي از داستان هم لذت مي برد. كاركودك سهل و ممتنع است. از طرفي از آنجايي كه خير و شر از هم تفكيك هستند و شيوه هاي برخورد با آنها با توجه به شناخته بودنشان ساده تر است; از طرفي ديگر به علت ظرافت كودكان و نوجوانان، ممكن است خيلي زود منجر به قطع ارتباط كودك با داستان و يا نوشته شود، چرا كه كودك مثلا از پيچيدگي، فرار مي كند و... در اين بين نگارش يك كتاب درسي در پايه تحصيلي سوم دبستان به صورت يك داستان دنباله دار طرح جالبي است كه شايسته تقدير است، اما اجراي ناقص آن نوعي ناهمگوني را دامن زده است. عدم استفاده از عناصر مختلف داستان مخصوصا داستانهاي دنباله دار سريالي، عدم كشش، شعاري بودن مفرط، تحميل يك سليقه تقريبا خاص حكومتي و... مواردي است كه در اين كتاب وجود دارد و در اين نوشته مطرح و بررسي خواهد شد. مسائلي كه بررسي خواهد شد، برخي كلي و مربوط به كليت كتاب هستند و به اين بهانه قسمتهايي از متن كتاب خواهند آمد و برخي ديگر به مسائل جزيي در هر قسمت و به اين ترتيب صعودي صفحات كتاب و درسهاي آن خواهد بود. اين نقد، صرفا بازتابي است از آن چه ناقد در مروري سريع از كتاب، به آن دست يافته است. نقد قسمت هايي از متن: - 1 خانواده هاشمي از صفحه اول و در درس اول به معرفي خانواده هاشمي پرداخته شده است. خانواده هاشمي يك گروه مثالي است: يك پدر، يك مادر، يك دختر و يك پسر با يك مادر بزرگ كه نوعي پيوند با گذشته است و مي توانست پدر بزرگ باشد، اما با توجه به كاركردي كه مادر بزرگ در خانواده مي تواند داشته باشد، نقش او مي تواند عمده تر باشد، به شرطي كه از تمامي قابليت هاي اين كاراكتر استفاده مطلوب و مفيد شود، كه لازمه آن قصه نويس بودن مولف يا نويسنده كتاب است. در خانواده هاشمي همه چيز همان گونه است كه ذهنيتي خاص مي خواهد باشد و اين ممكن است باعث سردرگمي خواننده شود، وقتي شخصيت هاي درون قصه را با بيرون مقايسه مي كند. خير وقتي در تقابل با شر قرار مي گيرد، اختلاف موجود بين آنها باعث قطبي شدن كليت داستان و ايجاد كشش مي شود اما در اين مجموعه شري وجود ندارد تا در تقابل خير و پيروزي سمبوليك خير داستان به وجود آيد. اگر اين داستان به صورت خاطره نويسي از زبان علي هاشمي بيان مي شد، آن گاه شايد ديگر بررسي اي از اين دست لازم نبود، اما اين گونه نيست و نويسنده سعي كرده است سفرنامه خانواده هاشمي را از كازرون تا نيشابور به رشته تحرير درآورد. كازرون؟ كجاست اگر به سوالات كودك به موقع پاسخ داده نشود، او قادر به درك صحيح قسمتهاي ديگر نوشته نخواهد بود، چرا كه ذهنش در پي كشف سوال به وجود آمده خواهد رفت. كودكي كه مثلا در شمال و در يكي از شهرهاي كوچك آن زندگي مي كند وقتي مي فهمد، آقاي هاشمي در اداره پست كازرون كار مي كند حق دارد از خود بپرسد كه كازرون در كجاي ايران قرار دارد و چرا بيان شهر، كار و زندگي آقاي هاشمي اين قدر كم اهميت دارد و اين مساله حتي در درس بعد هم بيان نشده است. دادن يك اطلاعات حتي محدود در مورد موقعيت جغرافيايي كازرون خالي از لطف نيست. - 2 خبر مهم (صفحه پنجم كتاب ) درس پنجم آغاز سفر خانواده هاشمي است. خانواده هاشمي ماشين ندارد، بنابراين با اتوبوس حركت مي كند، مسافرت با اتوبوس محدوديت هايي دارد، اما قرار است كه كتاب به بچه هاي خانواده هاي متوسط و زير متوسط جامعه كمك كند تا خوشبخت بودن بدون امكانات را فرا بگيرند. از اين حيث نمي توان ايرادي به نويسنده گرفت، چرا كه نمونه اي از اكثريت قريب به اتفاق جامعه را ترسيم كرده است، اما به شدت بايد مواظب بود تا اين انتخاب جبهه گيري در مقابل انواع ديگر اجتماعي نباشد و با القاي نوعي حس قناعت منفي، جلوي تلاش براي بهبود شرايط را نگيرد. البته در دكوراسيون اتاق و طاقچه و... هم اين مسائل مشهود است و بعضي مواقع هم غيرعادي و مصنوعي به نظر مي رسد، اما از تنوع رنگي خوبي استفاده شده است. در نقاشي صفحه اول پشت سر مادر بزرگ يك طاقچه وجود دارد، اما در نقاشي صفحه سه حذف شده است. - 3 به سوي شيراز (صفحه ) 8 اگر خانواده برنامه مشخصي داشته باشند، برايشان اتفاقات تكراري نمي افتد، مثلا در درس اول گفته شد كه مادر پارچه خريده است. اما مي بينيم در بازار وكيل باز هم پارچه مي خرد. براي خانواده متوسطي در سطح خانواده آقاي هاشمي اين كارها ناپرهيزي محسوب مي شود. البته اين مساله را عنوان كردم تا مساله ديگري را گوشزد در نمايم تفكر سنتي اجتماعي، مادر وظيفه مشخصي دارد كه در محدوده آشپزي، خريد پارچه و سبزي و خياطي دور مي زند و كسي كه دلبستگي به اين نوع تفكر داشته باشد اين نوع از زندگي را تبليغ خواهد كرد. در طي گشت و گذارشان در شيراز به جاهاي مختلفي رفتند، اما بيشتر سطرهاي اين درس به بازار و خريدن پارچه و حنا و... گذشت، اما براي آرامگاه دو تن از مفاخر ادبيات كشور و شيراز و همچنين دانشگاه فقط اين پاراگراف را داريم: بعد از تماشاي بازار سوار تاكسي شدند تا به ديدن آرامگاه دو تن از شاعران بزرگ ايران، حافظ و سعدي بروند. در سر راه خود از برابر دانشگاه شيراز گذشتند. در تمام درس براي معرفي حافظ و سعدي و دانشگاه شيراز همين دو جمله آمده است. نويسنده جايي را كه مي توانست بيشترين حرف را براي گفتن و آموختن به دانش آموز داشته باشد، به اين سادگي و شايد بتوان گفت توهين از كنارش گذشت. مثلا مادر مي توانست چند جلد كتاب براي بچه ها بخرد و يا پدر براي دوستانش در تهران و نيشابور يك جلد ديوان حافظ به عنوان يادگاري بخرد و... - 4 يك توقف كوتاه (صفحه ) 18 در درس يك توقف كوتاه در صفحه 18 توضيحات نسبتا مبسوطي در مورد نماز مسافر و شكسته بودن آن داده شده است. در اينجا يك مساله را گوشزد مي كنم و بعدا در نتيجه گيري به تفصيل در اين مورد بحث خواهم كرد و آن اين كه از آنجايي كه در كاري از اين دست، اصل قصه و ساختار آن چندان مهم و مشكل نيست، كار تيمي توسط چندين نفر با توجه به آنكه عقايد مختلفي را دارا خواهند بود به تنوع و تكثر عقيده در كتاب كمك خواهد كرد هر چند، باز هم دفتر برنامه ريزي و تاليف كتابهاي درسي، در محتوا نظارت استصوابي خواهد كرد. البته حضور يك قصه نويس حرفه اي در تاليف كتاب احترام به اهميت و تكنيك قصه نويسي و استفاده از توانايي ادبيات در كمك به شناخت كودك از پيرامون خود مي باشد. مثلا در صفحه و 18 در پاراگراف انتهايي استفاده درستي از فضاسازي و توصيف صحنه براي جذابيت شده است و اين از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. بنابراين حضور و نظارت يك قصه نويس در حد مشاور امري لازم و مهم است. - 5 عبور از اصفهان در اين درس در صفحه 22 عكس پل خواجو گذاشته شده و نوشته شده است سي و سه پل. اين ممكن است يك اشتباه سهوي باشد، ولي شايد از علت ديگري نشات گرفته اصلا باشد دليل وجودي سي وسه پل يا خواجو؟ چيست آيا هر چيزي كه از ذهن خانواده هاشمي بگذرد، طرح مي شود يا هر آنچه را كه مي بينند، ولي مي بينيم كه پل خواجو نمي تواند جزو آنهايي باشد كه خانواده هاشمي مي بينند، چرا كه از شيراز كه به سمت تهران حركت كنيد از داخل شهر اصفهان عبور مي كنيد و حتي از نزديك اين دو پل نيز نمي گذريد كه حتي بتوان آن را از پنجره اتوبوس تماشا كرد بنابراين جزو ذهنيات خانواده هاشمي است. اين كه ديگر لازم نبود از اصفهان بگذرند تا گفته شود، بهتر بود كه خانواده هاشمي در مورد چيزهايي كه مي ديدند صحبت مي كردند تا حالت گزارش گونه كتاب حفظ شود و به يكدستي نگارش آن لطمه همچنين نخورد در قسمت سوالها آمده است: بزرگترين شهر هر استان چه نام؟ دارد اين سوال، اشتباه است مثلا در مازندران قبل از آنكه استان گلستان از آن جدا شود بزرگترين شهرش گرگان بود اما مركز اين استان ساري بود. - 6 سحرگاه در قم (صفحه ) 24 قبلا در مورد نوع تفكر حاكم بر كتاب صحبت شد و براي آنكه مثال كاربردي زده شود، اين درس يكي از بهترين مثالهاست. مثلا براي قم جمعيت آن ذكر شده و توضيحات مبسوطي آورده شده است. در صفحه 25 عكسي از حرم مطهر حضرت معصومه (س ) چاپ شده است و زير آن نوشته شده است: مردم از همه جا براي زيارت اين بانوي ارجمند به قم مي آيند اما حتي براي نمونه هم يك نفر از مردم در عكس ديده نمي شود و اين نشان مي دهد كه از پارامترهاي موجود براي تاثيرگذاري بيشتر استفاده نشده است. - 7 اطاعت از قانون (صفحه ) 28 يكي از علت هاي وجودي شخصيت هاي فرعي كمك كردن به پيشبرد قصه است، داستان نويس متبحر از شخصيت هاي فرعي بيشترين استفاده را در بهبود حركت و كشش خط داستاني مي برد. هر چند كه كتاب فوق و داستان آن در حد يك خاطره نويسي است، اما در همين حد هم نويسنده ملزم به طرح به موقع شخصيت هاي قصه است تا از روند پيشرفت داستان حذف نشوند. شخصيت مادر بزرگ، در رابطه با كودكان شخصيتي بسيار كارا است. مادر بزرگ به علت دنياي پر از رمز و رازش و شايد حضور در نقطه مقابل كودك از لحاظ عمر يك ارتباط پيوسته با دنياي كودك و نوجوان مادر دارد بزرگ قصه گو است. در هر خانه اي مي بينيم كه مادر بزرگ بيشترين ارتباط را با بچه ها دارد و سنگ صبور كودكان در خانواده هم اوست. شخصيتي كه اين همه پتانسيل دارد و مي تواند در فراز و فرودهاي قصه و حتي خاطره بيشترين كاربرد را داشته باشد. در كتاب مورد بحث ما، در صفحات اول فقط معرفي شد. در صفحه 11 فقط اسمش آمده و در صفحه 30 نيز در اين حد اسمش آورده شد: در تهران - علي و مريم همراه با پدر و مادر و مادر بزرگ سوار تاكسي شدند. همين و فقط همين. توضيحات بيشتر را مي گذاريم براي وقتي كه دوباره اسم مادر بزرگ آورده مي شود. در ادامه درس اطاعت از قانون در طي پنج صفحه برخي تصاوير و تابلوهاي راهنمايي و رانندگي آورده شده است. اين كار، كار خوبي است اما شكلها حالت يكنواختي دارند و در شكلهاي علامت خطر نيز تصاوير به جاي آن كه با رنگي كه خطر را برساند كشيده شوند با رنگ سفيد كشيده شده اند، البته براي استفاده از رنگ هايي كه در كتاب استفاده شده است، نيز مي توان توجيهات منطقي آورد و اين كه ما در اينجا آن را مطرح كرده ايم مي تواند فقط يك اختلاف سليقه باشد اما اينكه به نظر ما - كه متاسفانه ديگر در دنياي كودكي نيستيم - كسل كننده است شكي نيست. تا ببينيم كودك چقدر با آن ارتباط برقرار مي كند. - 8 كارگاه صنعتي (صفحه ) 37 يكي از ديدگاههايي كه در اين نقد هميشه اصل بوده است، پيدا كردن رگه هاي نوعي تفكر خاص اجتماعي است كه حاكم بر كتاب در است اين نوع تفكر براي زنان يك جايگاه اجتماعي مشخص در نظر گرفته شده است. زني كه در آشپزخانه كار مي كند، وقتي به بازار مي رود سبزي و حنا و پارچه خريد مي كند، علاوه بر كارهاي خانه خياطي هم مي كند و روزي مادربزرگ مي شود و براي نوه هايش قصه مي گويد و در پاك كردن سبزي كمك مي كند. اين زن در تحولات اجتماعي دخيل نيست و نمي تواند سهمي در جامعه بيرون داشته باشد و فقط در چند جا و آن هم عشاير و كشاورزي است كه هنگام درو و دوشيدن شير و گله داري كارش مطرح اين مي شود زن نمي تواند مثلا مهندس شود. در حالي كه در بسياري از دانشگاهها در اكثر رشته هاي مهندسي زنان به موفقيت هاي چشمگيري دست يافته اند چرا دختر بچه پايه دوم ابتدايي نمي تواند همراه با برادرش به كارگاه ريخته گري برود. مگر فقط علي مي تواند مهندس شود كه تنها او به همراه جواد آقا به كارگاه؟ مي رود مخصوصا كه در انتهاي همين درس در مورد خودكفايي صنعت كشور صحبت شده است و نصف خوانندگان كتاب كه دختران باشند حق دارند از اينكه آنها را سهيم در اين امر ندانسته اند و فقط مردان را لايق رساندن كشور به خودكفايي دانسته اند، گله مند باشند. - 9 كاخهاي طاغوت (صفحه ) 51 عصر روز جمعه، خانواده هاشمي و بستگان تصميم به تماشاي كاخهاي طاغوت مي گيرند. همگي يكدستند و مواضع سياسي اجتماعي مشتركي دارند. فقط مادر بزرگ درآمدن و ديدن كاخها شك دارد كه آن هم با توضيحات مبسوط رفع مي شود. در مورد نقش مادر بزرگ به عنوان يك شخصيت محوري توضيح داده شد و اين كه با وجود پتانسيل بالايي كه در شخصيت مادربزرگ موجود است، فقط چند بار ظاهر شده است. آخرين بار در صفحه 28 فقط اسمش آمده بود و اكنون در صفحه 51 درحد چند مكالمه. آن هم منفي ظاهر مي شود. او مايل به ديدن اين نيست نخستين حضور موثر مادر بزرگ است كه چند ديالوگ هم مي گويد، اما بعدا معلوم مي شود كه حق هم با او نيست كه اين البته ذهنيت خوبي براي كودك نيست كه با توجه به سن بالاي مادر بزرگها و پدر بزرگها آنها را دانا مي دانند و... نكته ديگر كه در اول توضيحات اين درس نيز آمده، آن است كه اين گروه بالاتر از ده نفر با هم هم عقيده اند در حالي كه مي توانست با به چالش كشيدن نظريه هاي ديگر نيم نگاهي هم به آمار واقعي موافقان و مخالفان و منتقدان داشته باشد. هر نوجواني به هر حال خاله اي، عمه اي، عمويي و كلا فاميل و خانواده اي دارد و در خانواده خود قطعا شاهد بحثهاي موافق و مخالف بسياري در موارد مختلف بوده است. در يك كتاب تعليمات اجتماعي كودك بايد چگونگي برخورد و تحليل ديدگاههاي مختلف اجتماعي را در باب مسائل مختلف بياموزد و رواج يك ديدگاه بسته يكجانبه او را فقط سردرگم و بي اعتماد خواهد كرد. آرش نصيري