Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801018-53565S2

Date of Document: 2002-01-08

براي آنان كه حركت را معنا مي كنند كيف شناور كيف معلم ها هميشه پر است از برگه هاي امتحاني دانش آموزان و جزواتي كه معلم با مشقت و صرف وقت فراوان براي كمك به يادگيري آنهاتهيه كرده است. صبح زود كيفم را برداشتم و به طرف مدرسه ام كه در رباط كريم بود به راه افتادم كمي دير شده بود، سعي مي كردم قدمهايم را سريعتر بردارم راستي تا يادم نرفته بگويم من از نظردو پا و حركت آنها مشكل دارم براي همين كنترل سرعت حركت خود را ندارم گاهي اوقات سرعتم زياد مي شود گاهي نيز، چنان آهسته راه مي روم كه حتي كرم شب تاب هم به من مي رسد، هر روز وقتي از ميدان انقلاب مي گذرم احساس مي كنم كه اسرافيل در صور خود دميده و همه مردگان از خاك سر بر آورده و زنده شده خلاصه اند، در همين افكار بودم كه پس از طي مسافتي حدود پانصد متر احساس كردم دستم سبك شده و چيزي در آن نيست به عقب برگشتم ابتدا، فكر كردم كيفم را دزديده شايد اند، هم در راه از دستم رها شده اما بود، مگر مي شود كيف از دست من رها شده و باشد كسي از اين جمعيت پشت سر به من تذكر نداده باشد مقدار زيادي از مسير را برگشتم اما نشانه اي از كيف نيافتم. كمي جلوتر مردي كه مسئول باجه فروش بليط بود با ديدن من در حالي، كه كيفي در دست داشت مراصدا كرد و گفت: آقا ببخشيد اين كيف مال؟ شماست كمي به كيف نگاه كردم و گفتم بله اما چه چشمتان؟ كيفي روز بد نبيند كيف پر از آب بود و معلوم بود كه حسابي در جوي آب غوطه خورده است و تمام جزواتي كه در آن بود خيس شده بود و من مجبور شدم كه همه را دوباره بنويسم. شروين وفا كارشناس ارشد ادبيات فارسي