Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801017-53549S3

Date of Document: 2002-01-07

خبرنگاران در يك قدمي مرگ * در سال گذشته ميلادي 57 خبرنگار در سطح جهان به قتل رسيده اند كه آمار قتل نفر 41 از آنان از ماه ژوئن تا دسامبر (خرداد تا آذر ) به ثبت رسيده است هر ماه پنج خبرنگار در جهان به قتل مي رسند! اخبار و گزارش هاي مربوط به قتل، ضرب و شتم، تهديد و زنداني شدن خبرنگاران يكي از مهم ترين حوادث درجهان است; در آغاز قرن بيست ويكم، آمارهاي رسمي و غيررسمي حكايت از آن دارد كه هر ساله حوادث بسيار ناگواري براي خبرنگاران در حين تهيه خبر و گزارش از جنگهاي منطقه اي وحوادث سياسي، اقتصادي و اجتماعي رخ مي دهد، به طوري كه آزار و اذيت اين چهره هاي فرهنگي چه در جوامع مدعي دموكراسي و چه در جوامع برخوردار از نظام هاي ديكتاتوري و غيردموكراتيك نهادينه شده است. سازمان جهاني روزنامه ها كه نمايندگي هزار 17 روزنامه در جهان را داراست وانجمن 170 ملي روزنامه و خبرگزاري 17 دركشور 93 جهان عضو آن است در دسامبر 2001 ( آذر ) با انتشار بيانيه اي از سوي دفتر خود در پاريس اعلام كرد: در سال گذشته ميلادي 57 خبرنگار در سطح جهان به قتل رسيده اند كه آمار قتل نفر 41 از آنان از ماه ژوئن تا دسامبر (خرداد تا آذر ) به ثبت رسيده است. همچنين 8 خبرنگار ديگر ظرف دو هفته در افغانستان در جريان نبردهاي نيروهاي آمريكايي و جبهه ائتلاف شمال با طالبان به قتل رسيده اند. انجمن جهاني روزنامه ها (وان ) در گزارشي كه به اجلاس هيات مديره اين انجمن در شهر سان سيتي واقع در شمال غربي ژوهانسبورگ ارائه كرده; آورده است: وضعيت آزادي جهاني مطبوعات در چندين كشور ظرف شش ماه گذشته به شدت وخيم شده و شمار خبرنگاران مقتول يا محبوس شده به عدد هشداردهنده اي رسيده است; به نحوي كه آمريكاي لاتين هنوز خطرناك ترين مكان براي فعاليت روزنامه نگاران است و تاكنون روزنامه نگار 9 ظرف شش ماه گذشته فقط در كلمبيا كشته شده اند و آمارهاي غيررسمي حاكي از آن است كه در كشورهايي چون ( برزيل، پاراگوئه، بوليوي، اكوادور، مكزيك، گواتمالا و كاستاريكا ) تعدادي از روزنامه نگاران به سختي جان باخته اند. اين گزارش همچنين به منطقه باسك اسپانيا و ايرلند شمالي اشاره دارد كه در آن آزادي بيان مورد تهديد است و پس از آن به محدوديتهاي دولتي براي آزادي افكار در اروپاي مركزي، روسيه، آسياي مركزي، كره جنوبي و فيليپين اشاره مي كند. در اين گزارش صريحا به دولت زيمبابوه و شخص رئيس جمهور رابرت موگابه اشاره شده كه در آستانه انتخابات رياست جمهوري دست 2002 به سركوب مطبوعات مستقل زده است، روزنامه نگاران خارجي را از اين كشور اخراج كرده، سانسور بر مطبوعات را افزايش داده و روزنامه نگاران محلي را دستگير مي كنند. همچنين براساس آمار غيررسمي تعداد خبرنگاران زنداني در تركيه به حدود نفر 100 مي رسد. آمارها همچنان روبه افزايش است در گزارش سالانه انستيتو بين المللي مطبوعات (IPI) آمده است: دست كم 50 خبرنگار در سال ميلادي 98 در حين انجام وظيفه به قتل رسيده اند نفرنيز 138و بازداشت و زنداني شده اند. ( IPI)در گزارش خود مي افزايد: آمريكاي لاتين گوي كشتار خبرنگاران را از ديگر كشورها ربوده و اين منطقه شاهد مرگ خبرنگار 10در كلمبيا 5 نفر در مكزيك و 5 خبرنگار ديگر هم در برزيل بوده است. يوهان فريتس رئيس موسس ( IPI)در اين گزارش مي افزايدروزنامه نگار 25 نيز در زندان هاي تركيه به سر مي برند. اين موسسه كه مقر آن در وين است در سال خبر 1997 از قتل خبرنگار 27 در كشور 14داد و اعلام كردخبرنگار 7 در كلمبيا 4 خبرنگار در مكزيك 3 نفر در گواتمالا 2 نفر در برزيل 2 نفر در پرو يك نفر در السالوادور يك نفر در آرژانتين و7 خبرنگار در روسيه در جريان چچن جنگ به قتل رسيده اند. گزارش ( IPI)از وضعيت خبرنگاران و مطبوعات مستقل ( IPI)در گزارش خود از وضعيت مطبوعات جهان مي افزايد: شماري از خبرنگاران هم در كشورهاي خود از سوي باندهاي قاچاق و يا گروههاي مسلح وابسته به محافل دولتي ربوده يا به شدت مورد ضرب و شتم و يا تهديد قرار گرفته اند. اين موسسه در گزارش خود به شرايط حاكم بر مطبوعات كشورهاي حوزه بالكان اشاره كرده و مي افزايد: تعداد مطبوعات دولتي و مستقل در صربستان و كرواسي به شدت در حال كاهش است و هر روز احتمال بروز حادثه براي خبرنگاران اين كشورها افزايش مي يابد. علاوه بر اين در برخي از كشورهاي آفريقايي و آسيايي مانند ( نيجريه، اندونزي، پاكستان و كشمير ) بر ميزان محدوديتها و مخالفت با آزادي مطبوعات افزوده شده است. ويليام اورم مدير اجرايي كميته حمايت از خبرنگاران وابسته به سازمان بين المللي آزادي مطبوعات مي گويد: خبرنگاران امنيت جاني و شغلي ندارند و علت اصلي اكثر قتل ها انگيزه هاي سياسي است. وي مي افزايد: تهديد واقعي متوجه خبرنگاران محلي است كه در كشور خود مشغول به كار هستند، اين افراد براي تهيه خبر و گزارش از حوادث و رويدادها بدون هيچ گونه حمايتي جان خود را به خطر مي اندازند. اين سازمان در پايان گزارش خود واگذار نشدن راديو و تلويزيون به بخش خصوصي در اتريش برخورد، خشن روساي دولت اسلواكي با مطبوعات و ايجاد محدوديت از سوي دولت چين را براي راديو هنگ كنگ نگران كننده دانسته و شرايط حاكم بر اين كشورها را نقض آشكار آزادي مطبوعات و جريان آزاد اطلاعات و اخبار در جهان مي داند. آمارهاي ارائه شده از سوي اين گونه سازمان ها گوياي اين واقعيت تلخ است كه در سال جاري ميلادي هر ماه خبرنگار 5 در جهان به قتل رسيده البته است اين موضوع شامل آمارهاي رسمي اعلام شده مي باشد و به يقين مي دانيم تعداد زيادي از خبرنگاران در سراسر جهان هستند كه اطلاعي از آنها دردست نيست. رابطه تحولات سياسي كشورها با قتل خبر نگاران * در كشور كامبوج پس از سالها جنگ داخلي متخاصمين به تشكيل دولت ائتلافي با دو نخست وزير رضايت دادند، اما آن چه جالب به نظر مي رسد، اين است كه از زمان تشكيل دولت ائتلافي تا سال چهار 1997 خبرنگار در اين كشور به قتل رسيدند و تاكنون نيز راز قتل آنها افشاء نشده است. * الكساندر لوكاشنكو رئيس جمهوري روسيه سفيد نيز مدتها به اتهام دست داشتن در قتل روزنامه نگار; 2 از سوي احزاب مخالف، افكار عمومي و مطبوعات اين كشور تحت فشاربود، به نحوي كه حوادث مربوط به تظاهرات عمومي در پايتخت اين كشور تا مدتها در صدر اخبار خبرگزاريهاي جهان بود، اما سرانجام موضوع با دستگيري عده اي بي سروصدا خاتمه يافت. * اتحاد جماهير شوروي سابق نمونه عيني ديگري از شرايط بحراني براي خبرنگاران است. پس از فروپاشي اين ابرقدرت حداقل كشور 14 از قلب آن سر برآورند و همگي اعلان خودمختاري كردند. اين شرايط زمينه ساز بحران و نابسامانيهاي ( اجتماعي، اقتصادي و سياسي ) در اين اتحاديه شد و تبلور عيني بحران در روسيه خودنمايي كرد. قتل 7 خبرنگار روسي در سال 1997 ميلادي در چچن و توسط باندهاي مافيايي روسيه در ساير نقاط اين كشور گوياي اين واقعيت است كه تشكيلات مافيايي تبهكاران براي دستيابي به منافع سرشار و اهداف سياسي و اقتصادي خود با برخي از دولتمردان سياسي و فرماندهان ارشد نظامي اين كشور در ارتباط هستند و هرگاه خبرنگاران از توافق هاي پشت پرده و پنهان آنان خبر مي دهند; جان خود را نيز بايد ازدست بدهند. انجمن هاي صنفي و وضع قوانين خاص براي حمايت از خبرنگاران كشورهاي برخوردار از نظام دموكراسي و نهادهاي مدني پس از پشت سر گذاشتن عصر سركوب مطبوعات با تشكيل انجمن هاي صنفي و سنديكا و حمايت از ايجاد رسانه هاي غيردولتي سعي كردند همچون ديواري مستحكم در برابر جريان هاي مخالف با خبرنگاران و روزنامه ها بايستند و حتي دولتها را نيز مجاب كردند با حمايت قانوني از اين انجمن ها، ضمانت اجرايي اين حمايت را عهده دار شوند. اما در سوي ديگر جهان; جوامع برخوردار از نظام هاي ديكتاتوري و غيردموكراتيك براي محدود كردن خبرنگاران رسانه ها سعي دارند با افزودن بر شمار وسايل ارتباط جمعي دولتي ابتكار عمل سياسي و اجتماعي را در دست بگيرند. در يك مقايسه ساده شاهديم كه در قاره پهناور آسيا و اقيانوسيه فقط چهار كشور ( سنگاپور، مالزي، ايران و اندونزي ) داراي نظام حقوقي خاص در ارتباط با صدور مجوز مطبوعات هستند 12 اما كشور در قاره اروپا شامل ( اتريش انگليس، آلمان، بلژيك، دانمارك، فنلاند، فرانسه، هلند، ايرلند، اسپانيا، سوئد و سوئيس )داراي نظام حقوقي خاصي براي صدور مجوزمطبوعات اند. همچنين اين كشورها حق وحقوقي را نيزدرقوانين خودبراي خبرنگاران درنظر گرفته اند. خبرنگاري شغلي سخت و زيان آور مهم ترين مشكلات خبرنگاران در نظام هاي فاقد قوانين خاص براي حمايت از خبرنگاران و نظام هاي مستبد و ديكتاتور; نداشتن امنيت شغلي، پايين بودن دستمزد، فرسودگي زودرس، عدم پرداخت دستمزد عادلانه در قبال حق التحرير و از همه مهم تر فقدان مكانيزم لازم براي حفظ و دفاع از حقوق صنفي و اجتماعي خبرنگار است كه همه اين شاخص ها سبب مي شود، خبرنگاران 10 سال كمتر از ديگران عمر كنند اما در مقابل; كشورهايي كه رسانه ها را بدنه اصلي نظام دانسته و يكي از اركان سياسي خود محسوب مي كنند به موازات 3 نكته اساسي اول: ايجاد فضاي عمومي مطلوب براي فعاليت رسانه ها، دوم: استقلال حرفه اي روزنامه نگاران و سوم: بهبود وضعيت مديريت وسايل ارتباط جمعي; شرايطي را ايجاد مي كنند كه در آن خبرنگاران با توجه به اميد و اهدافي كه در آينده دارند مي توانند در امر اداره و مديريت رسانه ها مشاركت بيشتري داشته باشند. اين مشاركت پشتوانه مادي و معنوي را به همراه انگيزه لازم براي كار خبرنگاران فراهم مي آورد. سياستهاي ارتباطي يونسكو و تاكيد بر آزادي اطلاع رساني قطعنامه هاي صادر شده در اجلاسيه هاي متعدد يونسكو نيز شرايط ذكر شده را تاييد مي كند. از دهه 1980 ميلادي كه توجه سياستهاي نظام ارتباطي يونسكو به آزادي اطلاعات و جريان آزاد اطلاعات و اخبار جلب شده; اين سازمان به استقلال حرفه اي خبرنگاران تاكيد بيشتري داشته است. در همايشي معروف به وسايل ارتباطي آسيايي در سال 1992 در قزاقستان; حاضران تاكيد كردند براي توسعه حرفه خبرنگاري و روزنامه نگاري در آسيا بايد كشورهاي اين قاره داراي تشكيلات صنفي و حرفه اي باشند. همچنين در اجلاسيه كنفرانس عمومي يونسكو در پاييز 1995 در پاريس ضمن تاكيد بر چهار همايش قبلي، تصريح شد كه بايستي تشكيلات حرفه اي روزنامه نگاران و خبرنگاران در سراسر جهان سروسامان پيدا كند. به هر حال با اين همه پيگيري و تلاش سازمان هاي بين المللي; همچنان شرايط سركوب عليه خبرنگاران ادامه دارد و چهره اي سياسي به خود گرفته است. تهمت جاسوسي به خبرنگاران براي كنترل و سركوب در بسياري از موارد براي كنترل و سركوب فعاليتهاي خبري در سراسر جهان، بويژه براي خبرنگاران اعزامي يا مقيم در كشورها وارد آوردن اتهام جاسوسي معمول ترين و ساده ترين شيوه براي كنترل و مهار فعاليتهاي آنان است، البته اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه بسياري از سرويس هاي اطلاعاتي و جاسوسي دنيا افسران اطلاعاتي زبده خود را به منظور كنترل شرايط در داخل و خارج كشور با عنوان خبرنگار به قلب مناطق بحراني اعزام مي كنند كه اين امر سبب خدشه دار شدن وجهه جهاني خبرنگاران شده است. ترور احمدشاه مسعود وزير دفاع دولت اسلامي افغانستان، ملقب به شيردره پنجشير در سال گذشته ميلادي يكي از شواهد عيني اين مدعا است. در اين عمليات تروريستي يك فيلمبردار و يك خبرنگار عرب با عملياتي انتحاري وي را ترور كردند، بازتاب جهاني اين عمليات، انتقادهاي بسياري را نسبت به سوءاستفاده از موقعيت خبرنگاران به دنبال داشت و پس از آن سبب شد كه دولتمردان افغاني به طور چشمگيري از پذيرش بسياري از خبرنگاران ساير كشورها امتناع مي كنند. چرا خبرنگاران از خودشان كمتر؟ مي گويند مطالبعنوان شده شايد همه حقايق موجود را در برنگيرد، اما آنچه تلخ و ناگوار به نظر مي رسد، اين است كه قتل خبرنگاران از شرايط بحراني يك پديده اجتماعي خارج شده و به يكي از حوادث عادي و روزمره در جهان تبديل شده است. به اين معني كه آمار قتل خبرنگاران نيز به زودي بخشي از آمار حوادث رايج اجتماعي همچون ( قتل، سرقت، آدم ربايي و.. ) را شامل مي شود و افكار عمومي نسبت به آن حالتي عادي به خود مي گيرد. موضوع ديگري كه بايد از بابت آن به خبرنگاران رسانه ها گله و شكايت داشت، اين است كه خبرنگاران از همه كس و همه چيز انتقاد يا حمايت مي كنند و شرايط اجتماعي همه اقشار جامعه انساني را به تصوير مي كشند، اما در بازگويي شرايط و مشكلات اجتماعي، اقتصادي و سياسي خودشان سهل انگاري مي كنند، اما به نظر مي رسد اين بي توجهي عمدي نيست، بلكه بازتاب شرايط سياسي، اجتماعي حاكم بر وسايل ارتباط جمعي در جهان است كه اين خود نيازمند بررسي و موشكافي است. علي گرانمايه پور