Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801017-53545S5

Date of Document: 2002-01-07

رسانه هاي كلامي و تصويري رسانه هاي شنيداري - ديداري و دموكراسي اشاره: يكي از كاربران اينترنت، مطلبي را در زمينه كاركردهاي مثبت رسانه هاي كلامي و تصويري در شكل گيري فضاي دموكراسي در جامعه ترجمه كرده اند كه اهميت كاركردي چنين رسانه هايي را دركشورهاي جهان سومي دوچندان مي كند. گزيده ترجمه اين مطلب را كه اشكان آويشن تهيه كرده است با هم مي خوانيم. آيا هرگز از خود پرسيده ايد كه هدف از وجود انبوه روزنامه ها، راديوها و تلويزيون ها در زندگي اجتماعي امروز؟ چيست شايد جواب داده شود كه هدف وجودي آنها پاسخ دادن به پديده جدول كلمه هاي متقاطع، آگهي اتومبيل ها و تولدها، پاورقي ها، سرگرمي ها و بسياري چيزهاي ديگر است. اما واقعيت آن است كه در كنار همه اينها، رسانه ها يك وظيفه ديگر نيز بردوش دارند كه شايد مهمترين آن اينست كه بدون حضور روزنامه نگاران پاي اصلي دمكراسي در هر جامعه اي لنگ است. اين نكته قابل ذكر است كه آزادي بيان براي رسانه هاي عصر ما درواقع همان قانون آزادي نوشتن است كه درخلال دو قرن براي روزنامه ها و كتابها اعتبار داشته است. تصادفي نيست كه بخش مهمي از ساختار اجتماعي ما به رسانه ها پيوند مي خورد. بي ترديد وجود موسسه هايي چون مجلس نمايندگان، حكومت، شهرداري ها و دادگاه ها يك امر ضروري براي ادامه زندگي اجتماعي است. اما بايد گفت كه اينها همه به خودي خود نمي توانند كافي باشند. ما مي توانيم در ذهن خويش جامعه اي را مجسم سازيم كه در آن دمكراسي هيچ محلي از اعراب ندارد. حالا انسان بر آن مي شود كه زندگي دمكراتيك را در آن استوار سازد. در اينجاست كه بايد به اين نكته انديشيد كه براي ساختن يك جامعه دمكراتيك چه بنيان هايي از ضرورت هاست. واژه ارتباط Communication غالبا ذهن ما را به سوي اين پديده مكانيكي بدين معنا مي كشد كه يك فرستنده پيامي را از اين طريق به يك گيرنده انتقال مي دهد. درصورتي كه ريشه اين واژه Communis لاتين است كه مشترك معني مي دهد و به همين دليل كلمه بدان Communication معناست كه يك نكته و يا پديده مشترك ميان انسان ها پديد مي آورد و يا وجود دارد. زماني كه يك جامعه دمكراتيك از نظر جمعيت رشد مي كند، مردم ناچار هستند كساني را به عنوان نمايندگان خود براي انجام يك رشته كارها برگزينند در آن صورت اين نظام ارتباطي يك وظيفه ديگر نيز به عهده مي گيرد. محتواي اين وظيفه عبارت است از رابطه مداوم و تنگاتنگ ميان انتخابكنندگان و انتخاب در شوندگان اين بافت وظيفه برقرار كردن ارتباط ميان اين دو سو به عهده روزنامه نگاران است. بايد گفت كه در دوران كودكي دمكراسي، شيوه هاي ديگري براي انتقال پيام وجود داشت. حزبهايي كه انبوه مردم در آنها جمع مي شدند نقش همان نظام ارتباطي را داشتند. حزبها و سازمان هاي منطقه اي و محلي آنها، بار اين وظيفه را بردوش مي كشيدند كه خواست هاي انتخابكنندگان را به سياستمداران برسانند و پيام سياستمداران را نيز به انبوه مردم انتقال دهند. اگر انسان به وضعيت كنوني نگاه كند مي بيند كه اين وظيفه پيام رساننده را به شكل شگفت انگيزي راديو تلويزيون و نشريه ها به عهده با گرفته اند توجه به آنكه ما به طور متوسط در شبانه روزساعت 6 از وقتمان را به شكل هاي گوناگون در ارتباط با رسانه ها مي گذرانيم، نقش كليدي كاركنان آنها در نظام دمكراتيك جامعه امروز بشري به گونه اي انكارناپذير به نمايش گذاشته مي شود. يك پژوهشگر آمريكايي به نام رابرت پوتنام معتقد است كه صرف وقت در پاي رسانه هاي گروهي به ويژه تلويزيون انسان را از انديشيدن به موضوع هاي جدي اجتماعي باز مي دارد. نمونه هايي از قبيل كاهش كارهاي داوطلبانه اجتماعي و خدمت به انسان هاي نيازمند مي تواند ناشي از همين دلمشغولي هاي بيش از اندازه مردم به برنامه هاي تلويزيوني باشد. ظاهرا آنچه را كه رسانه ها به مردم انتقال مي دهند بازتاب اين نكته است كه ما چه تصويري از خود به عنوان يك شهروند داريم. اگر يك رسانه اين تصوير را در ذهن مردم به جا بگذارد كه ديگران نه تنها از پرداخت ماليات خودداري مي كنند، بلكه، براي دريافت كمك هاي اجتماعي از دولت تقلب نيز روا مي دارند، در آن صورت بقيه مردم نيز به اين فكر مي افتند كه لزومي ندارد از خود نسبت به وظايف اجتماعي صداقتي نشان دهند. در مورد حرفه روزنامه نگاري، هميشه اين ويژگي ذكر مي گردد كه كار آن بازتاب واقعيت در ميان مردم است. گذشته از آن، بايد اين نكته را هم بيفزاييم كه درزمانه ما رسانه ها چنان نيرومندند كه حتي واقعيت را هم به وجود مي آورند. نقش رسانه ها، هنگامي قوي تر مي شود كه روزنامه نگاران اينجا و آنجا به حرف هاي يكديگر استناد مي كنند. روزنامه ها گاه اشاره به گزارش هاي تحقيقي تلويزيون دارند و راديوها در تاييد مطالب خود از روزنامه ها كمك واقعيت مي گيرند آن است كه روزنامه نگاران در كار خود گوشه چشمي نيز به كارهاي يكديگر مي افكنند كه محتواي اين واكنش درعمل چيزي جز پذيرش آن كارها نيست. درست درهمين نقش افشاگرانه صاحبان قدرت است كه آنان خود رادر مقام نمايندگان مردم قرار مي دهند. ترديد نيست كه رسانه ها مي توانند به مردم كمك كنند تا پديده هاي پيچيده اجتماعي و يا سياسي براي آنان قابل فهم گردد. با توجه به چنين نقشي است كه روزنامه نگاران به اين باور دست مي يابند كه مردم از درك و داروي درستي برخوردار نيستند و از اين رو نمي توان به آنها اطمينان داشت. رسانه ها موظف هستند كه مواد اوليه فكري را با زباني قابل فهم در اختيار مردم بگذارند، بي آنكه از آن پديده ها تصويري يك سويه و در جهت انديشه ها و يا هدف هاي خود به نمايش بگذارند. لازم است گفته آيد كه بسياري از پديده هاي اجتماعي تنها داراي يك راه حل مشخص نيستند، بلكه، گاه در عمل راه حل هاي متعارضي را در برابر انسان مي گذارند. طبيعي به نظر مي رسد كه حتي دانش و آگاهي متخصصان در اين زمينه نمي تواند كفايت كند. به عبارت ديگر بايد گفت كه هيچ كس نمي تواند بيانگر همه حقيقت باشد. لازم است گفته آيد كه دمكراسي بر پايه هاي آموزش و تكامل استوار است. رسانه ها در اين زمينه امكان هاي بسياري دارند كه آگاهي و توانايي هاي سياسي و اجتماعي مردم را فراكشند. نه بدان شكل كه يك جواب آماده در اختيار آنان بگذارند بلكه بدان گونه كه آنها در برابر خود همه مواد لازم را براي انديشيدن و مقايسه و نتيجه گيري كردن داشته باشند.