Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801017-53545S4

Date of Document: 2002-01-07

بختياري هااز نگاه تاريخ درباره زبان و ادبيات بختياري ها هرودوت مورخ مشهور گفته است بختياريها از نژاد قديم ايراني بوده اند كه از كوه هاي آرارات و قفقاز به سوي مغرب حركت كردند و به جنوب رود جيحون ( بلخ ) رسيدند، چون اراضي آنجا را خوب، وسيع و بلامنازعه يافتند در كنار نهر آبي كه دهار ناميده مي شد، مسكن گزيدند كه بعدها اين محل را بخت يار ناميدند و اين قوم چون از باختر آمده بودند، همسايگان به آنها باختريان مي گفتند و در زمان تسلط يونانيان آنجا را باكتريها و بلخ را باكترا و رود دهار را باكتروس نام نهادند. درباره نام اين ايل بزرگ همچنين گفته اند طوايف بختياري نيايي به نام بختيار داشتند اين نياي واقعي يا اسطوره اي دو پسر داشت، پسر او داراي چهار پسر و فرزند دومش هفت پسر داشت. صاحب چهار پسر را يك طايفه حساب كرده به آنها چهارلنگ گفتند كه به تدريج تعداد آنها زياد آنكه شد هفت پسر داشت هم طايفه ديگري به نام هفت لنگ ناميده اين شد نظر چندان مورد تاييد واقع نشده و گفته اند تقسيم ايل بختياري به دو طايفه چهار لنگ و هفت لنگ ناشي از يك معيار مالياتي بوده; بدين معنا چون ايل چهار لنگ مراتع و دام هاي بيشتري داشتند، ماليات زيادتري مي پرداختند و هفت لنگ ها كه دام و مراتع كمتري داشتند، ماليات كمتري از آنان دريافت مي شد و براساس همين ضابطه مالياتي است كه به هفت لنگ ها و چهار لنگ ها معروف شده اند. و حمدالله مستوفي نخستين كسي است كه در سال 1330 ميلادي در تاريخ گزيده از بختياري نام برده است و محمد كاظم، صاحب تاريخ عالم آراي نيز اولين بار به دو طايفه چهار لنگ و هفت لنگ بختياري اشاره دارد. به هر حال ايل بختياري هم اينك به صورت كوچ نشين، روستانشين و شهرنشين در استان چهارمحال و بختياري قسمتي از استان خوزستان و شهر اليگودرز در استان لرستان مستقرند و به گذران زندگي مشغولند. زبان ( گويش ) بختياري زبان يا گويش بختياريها از جمله زبان هاي اصيل، خالص و مانده از هزاران سال پيش اين مرز و بوم است كه به لحاظ كيفيت و عناصر متشكله آن همواره پويا و كارآمد بوده و متناسب با شرايط زيستي، طبيعي، اقتصادي و فرهنگ بومي اين قوم سامان و غنا يافته است. در اين گويش مهرآميز، واژگان مهجور، زمخت و نامتجانس وجود راولينسون ندارد در سفرنامه خود مي نويسد: تاكنون اين گويش هاي رايج در منطقه زاگرس را بازمانده زبان پهلوي مي دانستند ولي به نظر مي رسد زبان لري (منظور گويش بختياري ) از فارس باستان مشتق شده است. برخي صاحبنظران برداشت فوق را تاييد نمي كنند و مي گويند اين گويش ظريف از مشتقات نزديك زبان پهلوي است و اين گويش در طول تاريخ كمتر به زبان تركي و عربي نيز مخلوط شده است. به هر حال زبان بختياري ها، زبان ايجاز است. گاهي يك عبارت مانند سيت ايگم يعني به تو خواهم گفت، جانشين يك جمله بلند و مفصل است و اين زبان از اين نوع الفاظ يا عبارات كوتاه فراوان دارد. گويش بختياري ها را طي قرنها بزرگترها به كوچكترها به طور شفاهي آموخته اند. اصولا بختياريها رسم الخط مستقل و ويژه اي ندارند و تمام اسناد و احكام و فرامين آنان نيز به زبان و شيوه كتابت فارسي است و علي الاصول لهجه بختياري كلا به سه شيوه زير است: لهجه چارلنگ، لهجه هفت لنگ، لهجه ديناراني كه تركيبي از دو لهجه فوق گويش است شفاهي بختياري داراي اسلوب و استيل كامل علمي نيست كه بتوان آن را با دستور زبان فارسي تطبيق و بيان كرد. و اما برخي تغييرات يا حذف كه در گويش اين قوم قابل بيان است از اين قرار است: - حرف خ گاهي به دال تبديل مي شود مانند: دختر كه مي شود ددر - حرف خ ممكن است به _ه تبديل گردد مانند خر كه مي شود هر - حرف ( و ) به ي تبديل مي شود مانند پول كه مي شود: پيل - گاهي واژه اي مانند بابا به بو تبديل مي شود. نشانه هاي جمع در گويش بختياري الف: با (يل ) مانند پيا ( مرد ) پيايل (مردان ) ب: با (گل ) مانند زن (مفرد ) زنگل (زنان ) ج: با حرف الف مانند ته (چشم ) تيا (چشم ها ) د: با (ون ) بختياري كه جمع آن مي شود بختياريون افعال در زبان بختياري به طور خلاصه ساختمان فعل در بختياري از اين عناصر تشكيل مي شود- 1 پيشوند- 2 بن مضارع - 3 بن ماضي - 4 شناسه ها- 5 فعل هاي كمكي. اصولا بحث فعل در گويش بختياري بسيار مفصل است و در اين مقاله كوتاه نمي گنجد. شباهت واژگان بختياري با فارسي باستان: شعر وترانه بختياري بختياريها شعر را دوست دارند و به اشكال مختلف از آن بهره مي گيرند. برخي مناطق بختياري چنان همگان موزون حرف مي زنند كه انگار همه شاعرند و شعرگويي و شعردوستي ميراث تبار آنان است. در يك نگاه كلي شعر بختياري در چند شاخه مطرح مي شود مانند شعر حماسي و وطن خواهي، شعر عاشقانه، شعر شادي و غم و شعر بزرگان و به شاعراني كه در جنگ هاي آنان وظيفه داشتند كه اشعاري در تضعيف روحيه دشمن بگويند، بيت بندان مي گفتند. تاثير كلام اين دسته نيز گاه كمتر از يك نيروي كارآمد نظامي وجنگ آور نبود و به اشعار ويژه اي كه با حزن و اندوه فراوان در روزهاي ماتم و غمگساري توسط زنان با حجب و وقار تمام خوانده مي شد، نوحه اگر مي گفتند از منظر فعاليت هاي شاعران و آثار آنها به تاريخ نگاه كنيم، متاسفانه شايد به علت كوهستاني بودن اين منطقه و عدم ارتباطات وتماس هاي كافي مطالب جامعي به دست نمي آوريم، جز آنكه تاريخ به برخي شاعران اشاره مي كند كه گاه در پسوند نام آنها لفظ بختياري يا ايذه اي است; اما همين تاريخ در قرن يازدهم به شاعري اشاره مي كند به نام ميرزاحسن مالميري كه خوشبختانه نمونه هاي شعر او كه البته به گويش بختياري نيست موجود است و اما درباره شاعران و اديبان و هنرآوران معاصر بختياري خوشبختانه اطلاعات فراوان در دست داريم في المثل شاعر خوش ذوقي در شعر بلندي به نام پيشگامان نام يكصد و پنجاه نفر از آنان را در لابه لاي ابيات خود آورده است. نام چند تن از آنان از اين قرار است: پژمان بختياري، اسعد بختياري، جمشيد امير عبدالعلي بختيار، قائد، عالمتاج قائم مقامي، دكتر قيصر امين پور، مهراب بختياري، هرمز عليپور، سيد علي صالحي، مشفق ضرغام، محمدعلي مرداني و... در تدوين تاريخ بختياري و فرهنگ اين قوم نيز مي توان از اين پژوهندگان نام برد: سرهنگ اوژن بختياري، سردار اسعد بختياري، اسكندرخان عكاشه، عبدالعلي خسروي، مهراب اميري مكوندي. حسين علي مكوندي منابع: - 1 كتاب انزان (كتاب /دوم به كوشش غلامرضا نوروزي ). - 2 فرهنگ بختياري - اثر عبدالعلي خسروي جلد اول. - 3 با من به سرزمين بختياري بيائيد - مهراب اميري مكوندي. - 4 تاريخ فرهنگ بختياري عبدالعلي خسروي جلد دوم. - 5 فرهنگ لغت ايل بختياري - سيد علي صالحي. - 6 قوم لر - تاليف دكتر اسكندر امان الهي بهاروند. - 7 نگرش بر ايل بختياري -نوشته حافظ عيديوندي.