Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801017-53545S3

Date of Document: 2002-01-07

هشداري براي آگاهي گزارش جلسه نقد و بررسي فيلم سگ كشي در دانشگاه شهيد بهشتي جلسه پرسش و پاسخ با عوامل فيلم سگ كشي در دانشگاه شهيد بهشتي برگزار در شد اين جلسه بهرام بيضايي، مژده شمسايي و فرهاد رفيعي جم حضور داشتند و به پرسش هاي دانشجويان پاسخ گفتند. بهرام بيضايي در پاسخ به اين سوال كه چرا فيلم زمان مشخصي ندارد گفت: اين فيلمنامه را من در سال 71 عميقا از روي دانسته ها و تجربياتم از جنگ نوشتم، از چند ماه قبل از پايان جنگ وچند ماه بعداز پايان بخش جنگ اول فيلم قبل از پايان جنگ است كه ديوارهاي شهر اين چنين نبوده و مردان بيشترشان كاپشن سربازي به تن و بعضي هم اسلحه كمري به كمر داشتند و سربازهايي كه در خيابان در حال رفت و آمد بودند آن دوران را به ياد مي آورند و اگر اين فيلم در آن زمان ساخته مي شد، خيلي عادي تر بود; بخش دوم فيلم دوران بعد از جنگ، دوران سازندگي است كه همه چيز درحال ساخته شدن و ويرانه هاي جنگ در حال بازسازي بود. مژده شمسايي نيز در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان كه معتقد بود در آخر فيلم گلرخ، بازنده، معرفي شده; ولي از نظر وي گلرخ مرده است، گفت: زماني كه گلرخ وارد داستان مي شود، مي خواهد زندگي اش را از نو بسازد و هيچ تصوري از كاري كه مي خواهد انجام بدهد، ندارد. ولي چون خودش را مقداري مقصر مي داند، اين كار را مي كند و از آن جا كه ضربه مي خورد، ديگر نه به خاطر شوهرش بلكه به خاطر خودش ادامه مي دهد و به فرشته هم مي گويد كه ديگر نمي خواهد ببازد و تا آخر ادامه مي دهد. رفيعي جم در مورد نورپردازي در سكانس سنگستاني ها در كنار برج ها گفت: شرايط اين فيلم هر كدام بنا به حضور لوكيشن ها و كاراكترهاي موجود در فيلم است و سنگستاني ها هم بايد شرايطي را نشان مي دادند كه خيلي كارشان سخت باشد و يكي از مشكل ترين صحنه ها در اين فيلم هم همين صحنه بود. بيضايي درمورد اين سوال كه چرا فيلم آن جايي كه وارد بيمارستان مي شود، روي ديوار نوشته شده عكس سياسي ممنوع گفت: اين ها، چيزهايي بود كه در آن زمان وجود داشت و ما سعي كرديم معمولي ترين چيزها و بيشتر آنهايي كه كمتر پرسش به وجود مي آورد را بگذاريم و هدفمان فقط براي يادآوري آن زمان بود. بيضايي درباره اين پرسش كه ما در كشورمان شاهد حضور افراد مسلح حتي در دوران جنگ نبوديم، اظهار تعجب كرد و براي اثبات اين موضوع كتاب عكس تهران در دوران جنگ را معرفي كرد. وي در پاسخ به اين سوال كه چرا فيلم آغاز خوبي ندارد و قسمت اول فيلم ريتمش كند است گفت: هرچه كه در فيلم هست ضروري است. آغاز فيلم از همان جا شروع مي شود و از اول فيلم كلك و دروغ شروع شده است; صحنه هاي بعدي كه گلرخ وارد مي شود، براي مدتي از فيلم نوعي توقف زماني داريم و اين براي به دست آوردن نظم است كه با بي نظمي مواجه مي شود و به بلاتكليفي مي رسد كه اين هم بخشي از فيلم است. بيضايي در پاسخ به اين سوال كه چرا بين مسافران و سگ كشي سال 10 فاصله افتاده است گفت: بعداز مسافران كه در اواخربه 69 پايان رسيد تا سال 78 فيلمنامه هاي زيادي را از قبيل چشم انداز، مقصد و پرده ايمني را پيشنهاد كردم كه هر كدام به دلايلي مثل مبتذل بودن و ارزش فرهنگي نداشتن و حتي در مورد فيلمنامه چشم انداز تلخ داشتن پذيرفته نشد. شمسايي در پاسخ به اين سوال كه شما به عنوان بازيگر اين فيلم و يك فرد اجتماع آيا راه حل را در عشق، عشقي كه از محتوا خالي شده و يا تنفر به شكل مبارزه؟ مي دانيد گفت: من نه جامعه شناسم و نه مي توانم راه حل ارائه بدهم و فكر مي كنم هيچ كس هم نمي تواند راه حل ارائه بدهد; اين تك تك افراد هستند كه بايد در خودشان تغييري را به وجود بياورند تا جامعه تغيير كند. فيلم هم دستوري صادر نمي كند كه عشق بهتر است يا تنفر و يا عشق ها همه توخالي هستند و با تنفر مي شود مبارزه كرد; بلكه اين فيلم به ما هشدار مي دهد تا از اتفاقاتي كه در جامعه ما رخ مي دهد آگاه شويم; كوچكترين برداشت از اين فيلم، اگر تغييري در فرد به وجود آورد و يا درنگاهش به جامعه تغيير ايجاد كند، خودش به گمان من يك راه حل است.