Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801015-53515S1

Date of Document: 2002-01-05

سلامتي به يغما مي رود! وزراي بهداشت كشور در دهه اخير بارها توجه سياستگذاران رسانه هاي گروهي را به نقش تبليغات مواد غذايي و تغيير الگوي بيماريها جلب كرده اند اشاره: تبليغات رنگارنگ محصولات غذايي پرچرب، بدون ضابطه خاصي از سوي شبكه هاي تلويزيوني با هدف كسب درآمد بيشتر صورت مي گيرد. دكتر ربابه شيخ الاسلام مدير برنامه هاي بهبود تغذيه جامعه وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي با ارائه مقاله اي، افزايش تبليغات مواد غذايي را در رسانه ملي مورد انتقاد قرار داده است. اميد است مديران بخش بازرگاني صدا و سيما در كنار درآمدزايي به عناصر سلامتي جامعه نيزگوشه چشمي داشته باشند. با هم اين مقاله را مي خوانيم: آيا صرف سودآوري و افزايش فروش هدفي مطلوب براي تبليغ مواد غذايي؟ است حتي اگر فروش بيشتر محصول سلامت همه مردم يا بخشي از جامعه را به خطر؟ اندازد اگر ميان سلامت مصرف كننده و منافع توليدكننده تعارضي پديد آيد كدام فرد يا سازمان از مصرف كننده حمايت؟ مي كند بي گمان توليدكنندگان محصولات غذايي حق دارند براي فروش كالاي خود تبليغ كنند ولي اگر شيوه معرفي كالا به گونه اي باشد كه در دراز مدت فرهنگ مصرف غذا را در جامعه تحت تاثير قرار دهد واين تغيير فرهنگ موجب اشاعه ناطرازي تغذيه اي، چاقي، افزايش فشار خون و بيماريهاي مرتبط با آن گردد چه كسي جوابگو خواهد؟ بود تبليغ براي بازار روغن، انواع شكلات و نوشابه هاي گازدار در كشورهاي غربي نيز مسئولان سلامت جامعه را متوجه اين خطر كرده است كه تبليغات مواد غذايي ممكن است بر افزايش بار بيماريها اثر گذارد. در آمريكا 90 درصد مبتلايان به ديابت، به نوع غيروابسته به NIDDMانسولين دچارند كه از اين تعداد 80 تا 90 درصدشان چاق هستند. در كانادا تبليغات زياده از حد نوشابه هاي گازدار موجب كاهش مصرف ساير نوشيدني ها بويژه شير كه مهمترين منبع تامين كلسيم است شده به همين دليل از طرف وزارت بهداشت، پخش، آموزش وتبليغ مصرف شير از برنامه هاي تلويزيوني اجباري شده است. تبليغ دامنه دار نوشابه هاي گازدار و مصرف روزافزون آن در جامعه كانادا خصوصا جوانان را با كمبود دريافت كليسم مواجه ساخته است. بهره گرفتن از تمامي ظرافت هاي هنري و زيبايي هاي تصويري براي نمايش صحنه هايي جذاب در تبليغ ماكاروني ها، انواع سس هاي چرب و نمايش افراد چاق كه با ولع فراوان مشغول خوردن آن هستند، صحنه هايي كه در آن روغن را مستقيما و به مقدار زياد از ظرف در تاوه مي ريزند و يا روي غذا اضافه مي كنند جملگي در خدمت گسترش عادت هاي بد غذايي و گمراه ساختن جامعه است. عادات غذايي نوعي فرهنگ و معرفي اين گونه الگوهاي كاذب و مجهول، تهاجم به سنتهاي سالم به ماست طور مطلق تهاجم فرهنگي جاي چشم پوشي ندارد چه رسد به يورشي كه آشكارا سلامت عمومي جامعه را نيز در خطر مي نهد. نابخشودني است اگر رسانه هاي همگاني، بي اعتنا به سياست هايي كه در راه سلامت مردم انديشيده و اعلام مي شود به صرف سودآور بودن كار تبليغ، به معرفي كالاها يا الگوهايي از رفتار دست زنند. آنچه از اين راه به دست مي آيد در برابر آنچه ناگزير روزي از خزانه جامعه براي درمان بيماريها و عوارض ناشي از اين گمراهي ها پرداخت خواهد شد اندك است. روزگاري اين ستم از سوي قدرتهاي بزرگ در جوامع فقير تحميل مي شد ولي امروزه، در ايران، در جامعه اسلامي، توجيه چنين ستمي قابل قبول نيست. توليدكنندگان مواد غذايي بر اساس قانون حق ندارند خاصيتي را به ماده غذايي توليد خويش نسبت دهند كه مصرف كننده را دچار شبهه كند، نوشتن جمله هايي از شعر گنجشكك.... روي بسته بنديهاي پفك كارخانه اي خاص كه باخوردنش چاق ميشي، چله مي شي، تو مدرسه بيست مي شي صرف نظر از بدآموزي براي كودكان مصبيتي چون چاق بودن را ارزش قلمداد مي كند. تبليغ مواد غذايي، بر خلاف بسياري از حركت ها آگاهانه و هدفدار است. هدف توليدكنندگان و رسانه هاي تبليغ كننده نيز سوداگرانه، همسو و هم جهت است: سود بيشتر. در اين ميان جاي سازمان يا قدرتي كه پاسدار سلامت و مصالح جامعه باشد خالي است. تبليغ انواع پفك هاي نمكي با مارك هاي متفاوت و با استفاده از تصاوير كودكان شاداب، سالم و زيبا آن هم از شبكه هاي سراسري با پوشش وسيع آن موجب مي شود كه مادران بي سواد و كم سواد شهرها و روستاها از اين مواد به جاي غذا استفاده كنند. توقف رشد كودكان به دليل استفاده مكرر از اين تنقلات در تحقيقات به اثبات رسيده است. در سال 1377 بررسي كشوري سيماي تغذيه كودكان در استانها نشان داد /32 2كه درصد كودكان 5 ماهه 11تا شهري /و 6 درصد 40كودكان روستايي در همين سن از پفك استفاده كرده اند آيا دردناك نيست كه مصرف اين ماده شور و كم ارزش در سيستان و بلوچستان كه با بالاترين ميزان سوء تغذيه كودكان روبه روست بيشتر از هر جاي ديگركشور؟ باشد كارشناسان تغذيه كشور كه به شدت مخالف تبليغات هله هوله هاي شور و شيرين هستنددر گزارش هايي كه از اغلب استانهاي محروم مي رسد مي نويسند: وقتي با مادران روستايي در زمينه سوء تغذيه كودكانشان صحبت مي كنيم وآنان را به استفاده از مواد غذايي موجود براي كودكان تشويق مي كنيم با حالتي كه ناشي از فخر كردن آنها به تغذيه صحيح كودكشان است مي گويند: براي اين بچه روزي سه تا چهار بسته پفك مي خريم آنها تلويزيون را مظهر صداقت مي دانند و كودكان شاداب تبليغ كننده انواع پفك را ملاكي براي سلامتي كه از راه خوردن پفك نصيب مي شود تلقي مي كنند. افت رشد به تدريج موجب كوتاه قدي كودك مي شود. نرسيدن مواد مغذي به بدن كودك توانمندي ذهني ويادگيري او را دچار اشكال مي كند. ذائقه كودك نيز در اين دوران شكل مي گيرد غذاهاي شور ذائقه كودك را به غذاي پرنمك عادت مي دهد و اودر آينده همه غذاها را شور مي پسندد. از رابطه نمك و فشار خون تقريبا همه آگاهي دارند. افزايش فشار خون زمينه ساز ابتلا به بيماريهايي نظير بيماري قلبي و عروقي و كليوي است. كافي است به اين نكته توجه كنيم كه در كثيري از افراد كه سرانجام كار آنان به دياليز كشيده مي شود مشكل اصلي و اوليه بالا رفتن فشار خون است. به سادگي مي توان ديد جرياني كه با سود هم راستاي جمعي سوداگر شروع مي شود در مقياس كلان جامعه را با چه زيانها كه روبه رو نمي كند. كودكان تقليدپذير و مشتاق يادگيري اند و به دليل شناخت محدود خود از حيطه هايي كه آنها را دربرگرفته است راحت تر تحت تاثير قرار مي گيرند و فريب تبليغات را مي خورند آنهاممكن است تحت تاثير پاداشهاو جوائزي كه در بسته هاي مواد غذايي قرار داده مي شود به مصرف بيش از اندازه كالايي كه تبليغ مي شود روي آورند و اين مسئله مي تواند به طور جدي سلامت آنان را در معرض خطر قرار دهد. وزراي بهداشت كشور در دهه اخير بارها توجه سياستگذاران رسانه هاي گروهي را به نقش تبليغات مواد غذايي و تغيير الگوي بيماريها جلب مكاتبات كرده اند متعدد در اين زمينه كوچكترين نتيجه اي نداشته است حتي قانونگذاران لايحه قانوني را كه در اين زمينه تدوين شده بود نپذيرفتند. دانشجويان تغذيه، متخصصان واساتيد تغذيه دانشگاههاي كشور و دانشجويان پزشكي بارها طي طومارهايي انتقاد شديد خود را در زمينه تبليغات (بويژه در مورد پفك ) به رسانه ها و وزارت بهداشت ارسال داشته اند گويا تا زماني كه سلامت به عنوان مسئوليتي همگاني پذيرفته نشود اين همه جز مشت برسندان نخواهد بود. هميشه وقتي سخن از سوءتغذيه به ميان مي آيد همگان فقر خانواده را دليل اصلي آن مي دانند ولي واقعيت اين است كه علت اصلي سوء تغذيه در اكثر مناطق كشور ناآگاهي يا اطلاعات نادرست است. در خانواده هاي كم درآمد همان بودجه محدود كه بايد صرف خريد ماده اي شود كه ارزش غذايي دارد به خريد غذايي كه تبليغ مي شود اختصاص مي يابد. هر بسته پفك در مناطق روستايي 400 ريال است خانواده اي فقير كه حاضر است اين پول را بپردازد مي تواند با اين پول در همان روستا دوتا سه عدد تخم مرغ بخرد كه ارزش غذايي بالايي دارد. زن روستايي در زمينه ارزش تغذيه اي تخم مرغ هرگز نديده است كه كودكان شاداب و زيبا مصرف شير و تخم مرغ را تبليغ كنند بنابراين به سادگي فريب تبليغات را مي خورد و به دست خودش كودكش را دچار كمبود دريافت مواد مغذي مي كند. حال اگر وزارت بهداشت عزم آن كند كه به همان شيوه مصرف صحيح مواد غذايي و مراقبت صحيح از كودكان را تبليغ كند قادر به پرداخت هزينه هاي اين تبليغ نيست به عبارت ديگر نمي توان سلامت را به رايگان تبليغ كرد زيرا حتي اگر كالاي سلامت به فروش رود در مقابل آن درآمدي كسب نمي شود تا مانند كارخانه ها وتوليدكنندگان موادغذايي و آرايشي به صدا و سيماپرداخت كنند چنين است كه متوليان سلامت از دور رقابت عقب مي مانند. جالب است در جايي كه تبليغات به ضرر مصرف كننده است و سلامت او را به مخاطره مي اندازد هيچ سازماني از حقوق از دست رفته مصرف كننده حمايت نمي كند و زماني كه تبليغات مي خواهد به نفع مصرف كننده باشد و راههاي دستيابي به سلامت را تبليغ كند باز هم كسي از اين خواست حمايت نمي كند. آيا با توجه به تجربه تلخ غرب كه تاوان تبليغات لجام گسيخته تلويزيوني را اكنون به صورت بيماريهاي متابوليك، چاقي، فشار خون بالا و بيماريهاي قلبي عروقي مي پردازد ما نيز بايد صبر كنيم تا بلا برسد و بعد به فكر چاره باشيم اگر چه اكنون نيز شاهد شيوع اين گونه بيماريها هستيم. آيا وقت آن نرسيده است كه قانونگذاران لايحه اي را تهيه كنند كه حداقل، متوليان سلامت نيز بتوانند در اين عرصه به طور رايگان نكته هاي بهداشتي و پيامهاي سلامتي را تبليغ؟ كنند